کارت سوختهی ترکیه در رقابتهای منطقهای!

 

بهرام رحمانی

 

مقدمه

حزب و عدالت توسعه در طی دوازده سال دوران حاکمیت خود، تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، بسیاری را در ترکیه انجام داده است. تیم اردوغان، برجستهترین چهرهی این حزب، که اغلب از اقتصاددانان تشکیل میشود، بحران اقتصادی پیش از 2002 را تا اندازهی زیادی سامان داد و سعی کرد در حوزهی مدنی بر دموکراسی بیشتری تاکید کند. به اعتبار این فعالیتها، و تغییرات ناشی از آنها، دولت اردوغان توانست پشتیبانی برخی از رایدهندگان و طرفداران احزاب رقیب از جمله در آناتولی داخلی و نیز جنوب شرق (کردنشین) را به سمت خود جلب کند. از سال 2002 تا 2011، سیاست خارجی ترکیه مبتنی بر تنشزدایی بود - که در آموزههای احمد داوود اغلو، وزیر امور خارجهی وقت، سیاست تنش حداقلی نام گرفته بود. این سیاست از توجه به نواحی به اصطلاح مسلماننشین سابق امپراتوری عثمانی، از جمله فلسطین و بالکان، نیز غافل نبود. بر اساس دکترین داوود اغلو، تنوع فرهنگی و ملی در داخل کشور با دیدهی مثبت و احترام نگریسته میشد و زمینه برای ایجاد دیالوگ با نخبگان ناراضی، که بیشتر در نواحی جنوب شرقی ریشه داشتند، آماده میگشت.

در این دوره، وضعیت اقتصادی ترکیه نیز بهبود یافت. دولت اردوغان درآمدهای قابل توجهی از توریسم و سرمایهگذاری در جهان عرب، به ویژه پس از پشت سر گذاشته شدن بحران کشتی مرمره با اسراییل، به دست آورد. سود حاصل از صادرات کالاهای تولیدی ترکیه (حتا در حوزهی محصولات فرهنگی و سینمایی) به کشورهای عرب، بالکان و آسیای مرکزی، رشد اقتصادی ترکیه را تضمین میکرد. علاوه بر صدور محصولات فرهنگی و سینمایی، همکاری و حمایت سیاسی از فلسطینان و مردم کشورهای عربی، به ویژه در طول تحولاتی که به بهار عربی مشهور شد، محبوبیت دولت ترکیه و حزب عدالت و توسعه را در خاورمیانه افزایش داد و به همین میزان قدرت چانهزنی دولت ترکیه در مقابل غرب، دربارهی مسایل حساس به ویژه شمال عراق (که برای ترکیه از نظر ژئوپلتیک اهمیت حیاتی دارد) را بیشتر کرد.

حزب عدالت و توسعه در چهارچوب گفتمان نوعثمانیگری به مسایل و مشکلات داخلی و سیاست خارجی نگاه میکرد و این خود سنت سیاسی به جا مانده از حزب رفاه، به رهبری نجمالدین اربکان، نخست وزیر اسلامی سابق ترکیه، بود. و این البته طبیعی بود، چرا که رجب طیب اروغان و عبداله گُل از شاگردان اربکان بشمار میرفتند.

برخورد شدیدالحن اردوغان در اجلاس داووس (در سوئیس) با شیمون پرز، پیرامون جنگ غزه که به بحران یک دقیقه معروف شد، نشانهی رسمیت یافتن رویکرد خارجی دولت اردوغان بود. در مقابل این سیاستها، که شدیدا مورد پسند تودهی مردم قرار میگرفت، احزاب و سازمانهای لاییک ترکیه پاسخ و جایگزینی نداشتند، هر چند تلاشهای نظرییی در راستای بازتولید نوکمالیسم از سوی این نیروها انجام میشد.

حزب عدالت و توسعه تلاش میکرد با ارایهی چهرهای معتدل و معقول از خود، حمایت غرب را جلب کرده و راه توسعهی اقتصادی و سیاسی ترکیه باز کند. در تلاش برای پیشبرد این سیاست، نقش داوود اوغلو به عنوان یک سیاستمدار پراگماتیست، اهمیت بسیاری دارد. او دارای یک استراتژی و یا نقشه راه جغرافیایی در عرصهی سیاست خارجی ترکیه است. در کتاب مشهور او، به نام عمق استراتژیک، مهمترین توصیهی داوود اوغلو به سیاستگذاران و مجریان سیاست خارجی دولت ترکیه، عمیق شدن در ژئوپولتیک منطقه و جغرافیای سیاسی منطقه است.

از دوازده سال پیش که حزب عدالت و توسعه به قدرت رسید، کوشید گرایشات پان ترکیستی را در عرصههای سیاسی و نظامی تضعیف کند، اما به تدریج خود این حزب با از میدان به در کردن احزاب رقیب، با رویآوری به میراث امپراطوری عثمانی، خود به تقویت هم پانترکیسم و هم پاناسلامیسم پرداخت.

در طول بخش اعظم قرن بیستم، ترکیه محصور در میان اعضای پیمان ورشو، حکومتهای مقتدر بعثی و یا اسلامگرا، و نیز کشورهای دارای دشمنی تاریخی با ترکیه مانند یونان بود. آن دیدگاهی که احساس میکرد ترکیه در این حصار گرفتار است، با پیروزی حزب عدالت و توسعه در سال 2002 تغییر بیشتری یافت. طی سالهای 2009 و 2010، سیاست مشکلات صفر با همسایگان در راس دیپلماسی ترکیه قرار گرفت، که تا حدودی کارساز بود و به روابط خارجی دوستانهی دولت ترکیه با دولتهای منطقه و نیز رونق اقتصادی ترکیه منجر شد. اما دستکم در چهار سال اخیر، یعنی دورهی سوم حاکمیت حزب عدالت و توسعه، سیاست مزبور کاراریی خود را، از جمله به علت تحولات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در منطقه و اشتباهات سیاست خارجی دولت ترکیه و...، از دست داد. و نه تنها بخشی از روابط دوستانهی خارجی به سردی گرایید، بلکه افول اقتصادی نیز آغاز شد و در نتیجه نارضایتی عمومی در داخل کشور بالا گرفت.

در ادامهی این مطلب، سعی بر آن است تا با شناخت دلایل موثر بر چرخش دیپلماسی ترکیه در استراتژی پیشین غربگرایی خود، به تبیین سیاست خارجی نوین دولت ترکیه در منطقه و در قبال خیزشهای اخیر خاورمیانه پرداخته شود و موقعیت حاضر آن توضیح داده شود.

 

دیپلماسی نوین دولت ترکیه

دولت ترکیه، در طول دوازده سال گذشته، به طرز چشمگیری از سنت کمالیستی و درونگرای خود فاصله گرفت و تبدیل به یکی از بازیگران فعال و تاثیرگذار در منطقه شد. پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، در سال 2002، ترکیه در چهارچوب استراتژی حل مشکلات با همسایگان، روابط نزدیکتری را با رقبای دیرینهی خود سوریه و جمهوری اسلامی ایران و حکومت عراق و... برقرار کرد. همچنین دولت ترکیه در حل اختلافات بین حکومت اسراییل و سوریه، در سال 2008، گامهای مهمی برداشت. و به علاوه در پروندهی هستهای جمهوری اسلامی با گروه پنج به علاوه یک نیز میانجیگری کرد. اما روابط دیپلماتیک دولت ترکیه با جمهوری اسلامی ایران و گروه فلسطینی حماس موجب ایجاد اختلافاتی با آمریکا و حکومت اسراییل شد. به این ترتیب، دولت ترکیه تمایل به نزدیکی به غرب را کنار گذاشت و به اسلامگرایی روی آورد.

سیاستهای نوعثمانیسم، دولت ترکیه را در جهت نفوذ اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و فرهنگی در قلمروهای پیشین امپراطوری عثمانی همچون خاورمیانه، شبه جزیرهی بالکان، شمال آفریقا و سایر مناطقی که ترکیه در آنها منافع استراتژیک دارد، سوق داد. سیاستهای بلندپروازانهی اردوغان و داوود اوغلو در درون حاکمیت ترکیه قوت بیشتری گرفت. اما این دیدگاه قبل از هر مسالهای، ملزم به تعریفی نو از هویت ملی و استراتژیک ترکیه بود. همان طور که اشاره شد، استراتژی اول این دیدگاه، برخورد بدون مشکل با همسایگان ترکیه بود. استدلال داوود اوغلو این بود، که ترکیه قدرت بزرگی است و تعلقات و وابستگیهای تاریخی و فرهنگی و همچنین روابط دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسییی با مناطق همجوار در خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیا دارد، که در گذشته - تا حدی به دلیل گرایش به غرب- به دست فراموشی سپرده شده بود.

چنین تاکیدی بر میراث امپراتوری عثمانی، جزیی از نقشهی راه داوود اوغلو و تلاش برای اسلامیسازی ترکیه و راهنمای سیاست خارجی آن بود. جنبهی مهم و طبقاتی دولت ترکیه و احساس عظمتطلبی نسبت به دوران عثمانی، مسایل اقتصادی است. اقتصاد رو به رشد آن دوره، ظرفیتهای صادرات و بخش خصوصی کارآفرین، نیروی محرکهی مهمی برای نئوعثمانییگرایی حزب عدالت و توسعه در رویکرد به خاورمیانه و برخی جمهوریهای سابق شوروی و شمال آفریقا بودند. به همین دلیل، صادرات ترکیه به خاورمیانه و شمال آفریقا به بیش از دو برابر افزایش پیدا کرد. و سیاست خارجی ترکیه بیشتر به اعراب معطوف شد.

در سه سال نخست حاکمیت حزب عدالت و توسعه، این حزب بیش از تمام دولتهای سکولار پیشین در تاریخ ترکیه، اصلاحات قانونی متناسب با سیاستهای اتحادیهی اروپا را انجام داد. این حزب اسلامگرا، بزرگترین طرفدار پیوستن ترکیه به اتحادیهی اروپا بود. از سوی دیگر، این نکته را نیز باید در نظر داشت، که هدف حزب از انجام اصلاحات قانونی متناسب با مقررات اتحادیهی اروپا، ضعیف کردن نقش ارتش ترکیه بوده است.

تغییرات صورت یافته توسط دولت ترکیه در زمینههای مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، سبب شد که حتا در سال 2002، کاندولیزا رایس، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، ترکیه را الگویی بی نظیر و کشوری با 99 درصد جمعیت مسلمان که جایگزین اسلام بنیادگرا شده است، بنامد. به همین ترتیب، جرج دبلیو بوش، رییس جمهور وقت آمریکا، نیز اعلام کرد که ترکیه به مسلمانان سراسر جهان یک الگوی امیدبخش از دموکراسی سکولار و مدرن ارایه کرده است.

تقریبا تا همین اواخر، بیشتر تركها هنوز در مورد چشمانداز حضور کشورشان در اتحادیهی اروپا اشتیاق نشان میدادند، اما نظرسنجیهای اخیر حاکی از آن است که چنین صبر و اشتیاقی رو به کاهش رفته است. بنا بر نتایج نظرسنجیهای آمریکایی اروپایی، که در سال 2010 توسط بنیاد مارشال انجام یافته، شرکت کنندگان ترك که هنوز مشتاق عضویت ترکیه در اتحادیهی اروپا بودند از 73 درصد در سال 2004 به 38 درصد در سال 2010 کاهش یافته است. تعداد تركهای طرفدار همکاری با آمریکا حتا از رقم پیشین نیز کمتر بود، تنها 6 درصد از شرکت کنندگان در نظرسنجی طرفدار روابط نزدیک با واشنگتن بودند. یک دلیل این امر، رشد اقتصادی دولت ترکیه و موفقیتهای سیاسی آن در منطقه، در دورهی مورد نظر، سال 2010، بود.

 

داوود اوغلو و عمق استراتژیک

در سالهای اخیر نسخههایی از کتاب عمق استراتژیک احمد داوود اوغلو، که در سال 2001 نوشته ‌‌شده، میان سفرای خارجی در آنکارا دست به دست شده است. او در این کتاب توضیح میدهد، که ترکیه به عنوان کشوری محوری و مهم باید از جغرافیا و تاریخ منحصر به فردش به نفع دیپلماسی و منافع خارجی خود بهره گیرد.

داوود اوغلو، متولد سال 1959 در شهر کنیا، در مرکز فلات آناتولی، در استانبول تحصیلات دانشگاهی خود را پی گرفت و موفق به کسب دکتری علوم سیاسی و روابط بینالملل از دانشگاه بغازچی شد. در اوایل دههی نود، داوود اوغلو به تدریس در دانشگاهها، در مالزی، پرداخت. پس از بازگشت به استانبول، برای مدتی رییس دانشکدهی روابط بینالملل در استانبول بود و بعد به عنوان مشاور اردوغان در امور سیاست خارجی مشغول به کار شد و سرانجام در سال 2009 به وزارت خارجهی ترکیه رسید. او زبان عربی را سلیس صحبت میکند و موضوع پایاننامهی دکترایش دلایل عقبماندگی تمدن اسلامی با نگاه به تاثیر استعمار بوده است. در مورد داوود اوغلو گفته میشود، که او مغز متفکر تنظیم مناسبات ترکیه با جهان است. او معتقد است، که: ترکیه در گذشته بازویی قوی داشت، اما شکماش گرسنه بود، مشکلات قلبی داشت و قدرت ذهنیاش هم در حد متوسط بود؛ یعنی ارتش نیرومندی داشت، اما اقتصادش ضعیف بود، اعتماد به نفس نداشت و تفکر استراتژیکاش هم چندان نیرومند نبود.

این وضعیت از نظر او میبایست تغییر میکرد. داوو داوغلو بر آشتی دادن مردم ترکیه با گذشته تاکید دارد. دادن مجوز تلویزیون کردی یا حساسیتزدایی از زبانهای کردی و عربی و استفاده از این زبانها که در دولت اردوغان ممکن شد، بخشی از استراتژی اوست.

سیاست خارجی ترکیه در دورهی حکومت حزب عدالت و توسعه دچار یک سری تغییرات در اولویتهای دیپلماسی این کشور شده است. این تغییرات به ویژه در دورهی دوم حکومت حزب ملموس بوده است. در واقع از سال 2007، ترکیه وارد عرصهی سیاست خارجی بالندهی خود گشت. دولت ترکیه ابتدا در مسیر اعتمادسازی در دو سطح ملی و منطقهای حرکت کرد. دولت تلاش کرد با برنامههای اقتصادی، آزادی عمل برای برخی ملیتها مانند کردها، توجه به حقوق مدنی شهروندان، و اصلاحاتی در قانون اساسی، در داخل کشور اعتماد ایجاد کند. در سطح خارجی نیز در منطقهی خاورمیانه، از سال 2007 با در پیش گرفتن سیاست تنش صفر با همسایهها تلاش کرد همین روند اعتمادسازی و جلب دوستی، و در نتیجه نفوذ سیاسی و اقتصادی خود، را ادامه دهد. در این مسیر، دولت ترکیه سعی داشت با جلب نگاه کشورهای منطقه و همسایه به خود، به عنوان یک بازیگر فعال و موثر منطقهای مطرح شود و در گذر دیپلماسی فعال منطقهای، نگاه اقتصادی را هم مبنای فعالیتهای خود قرار دهد. در این راستا، ترکیه توانست در مسیر امضای قراردادهای اقتصادی با شورای همکاری کشورهای خلیج فارس و با کشورهای همسایه مانند سوریه و ایران حرکت کند.

در محورهای اصلی برنامههای حزب عدالت و توسعه دربارهی سیاست خارجی این کشور اشاره شده، که ترکیه باید به یک کشور راهبر و پیشتاز در منطقه تبدیل شود. به همین خاطر است، که بسیاری اعتقاد دارند رویکرد سیاست خارجی دولت اردوغان یک رویکرد نوعثمانگرایی است.

قدرتیابی اخوانالمسلمین در مصر، پس از خیزشهای مردمی در بیست و پنجم ژانویهی 2013، موقعیت منطقهای ترکیه را بیش از پیش تحکیم کرد. رابطهی حزب عدالت و توسعه با اخوانالمسلمین رابطهی دو حزب برادر بود. هنوز یک ماه از تحولات مصر نگذشته بود، که اردوغان در میدان التحریر قاهره پشت تریبون ایستاد و برای دولت آیندهی مصر نقشه راه تجویز کرد. دو سال بعد اما وقایع به گونهای دیگر رقم خورد. با حذف اخوانالمسلمین از حاکمیت، و به دلیل مخالفتهای ترکیه با سیاستهای دولت جدید مصر، سفیر این کشور از قاهره اخراج شد و میزان تنشهای طرفین به بالاترین حد خود رسید. علاوه بر این واقعهی مهم، تلاش دولت اردوغان برای سرنگونی بشار اسد در سوریه، که منجر به حمایت و تقویت گروه تروریستی داعش و حتا مخالفت با مبارزهی مردم کوبانی علیه داعش شده بود، نیز به زیان دولت ترکیه تمام شد و به اعتبار آن به ویژه نزد افکار عمومی منطقه ضربه زد. شکست سیاست خارجهی دولت اردوغان در مصر و سوریه، باعث شد که این کشور به طور تلویحی از استراتژی سیاسی خارجی قبلی خود عقبنشینی کند. این عقبنشینی را روزنامهی نیویورک تایمز به عنوان دوربرگردان در سیاستهای خارجی آنکارا نامگذاری کرد.

 

طرح خاورمیانهی بزرگ، انتظارات آمریکا و نقش ترکیه

رهبران و موسسین حزب عدالت و توسعه پس از واقعهی یازدهم سپتامبر، به دولت آمریکا که در فکر تغییر ژئوپلیتیک منطقه و حملهی نظامی به عراق بود، قول همکاری داده و تعهد کردند که در اجرای نقشههای آمریکا در منطقه و حمله به عراق با این کشور همراهی خواهند داشت.

اردوغان بارها عنوان کرده بود، که او یکی از مجریان طرح خاورمیانهی بزرگ به شمار میرود. در واقع اردوغان با قبول مشارکت در اجرای طرح خاورمیانهی بزرگ، زمینهی روی کار آمدن حزب متبوعاش را در ترکیه فراهم آورد. علت این است، که پروژهی خاورمیانهی بزرگ میخواهد تا نظامهای سیاسی حاکم بر منطقه را از ریشه و به صورت بنیادی دگرگون سازد. روشن است، که این تغییرات وسیع به لحاظ اقتصادی، سیاسی، جعرافیایی نه به سود و منفعت مردم منطقه، بلکه در راستای منافع آمریکا و نیز امنیت اسرائیل، کنترل منابع غنی نفت و گاز موجود در منطقه و همچنین کنترل شاهراههای انتقال منابع انرژی است. مشارکت در این طرح، از نظر حزب عدالت و توسعه میتوانست به این حزب و به ترکیه نقش مهم و ویژهای در قیاس با گذشته در منطقهی خاورمیانه بدهد و قدرت منطقهای آن را مسجل کند.

تا آن جا که در این زمینه مستقیما به دولت ترکیه مربوط میشود، تاکید بر دو اتفاق مهم، جهتگیری آن را روشن میکند. اولی مربوط به ماه مارس 2003 میلادی است. در این دوره، تیم اردوغان و عبدالله گُل تلاش بسیاری کردند تا طرحی را در مجلس ترکیه به تصویب برسانند، که بر اساس آن آمریکا اجازه مییافت تا بیش از 60 هزار نفر از زبدهترین نیروهای عملیات ویژهی خود را در بخشهای جنوب شرقی ترکیه و در کنار مرز آن با کشور عراق مستقر کرده و برای اشغال این کشور از سمت شمال عملیات وسیعی را شروع نماید. اما در آن مقطع زمانی، و مخصوصا با مخالفت و روشنگری اپوزیسیون و همچنین به علت مخالفت رییس ستاد فرماندهی ارتش ترکیه، این طرح در مجلس تصویب نشد. اما اتفاق دوم، این بود که پس از اشغال عراق توسط ارتش آمریکا، سوریه به یکی از مهمترین کشورهای منطقه تبدیل شد. در سال 2004 میلادی، کالین پاول وزیر امور خارجه وقت آمریکا، به دمشق سفر و با بشار اسد دیدار نمود. در این دیدار، پاول از اسد خواست تا به چندین خواست ایالات متحده آمریکا عمل کند. این خواستها عبارت بودند از: - عدم کمک به اپوزیسیون عراق و هر گونه نیرویی که مخالف حضور و اشغال عراق توسط آمریکا باشد؛ - قطع رابطه با گروههای فلسطینی، که برای آزادی فلسطین با اسرائیل در حال مبارزه هستند و یا حداقل جلوگیری از فعالیتهای نظامی این گروهها و ایجاد فاصله با حزبالله لبنان؛ - و از همه مهمتر، تجدیدنظر در روابط سوریه با متفق استراتژیک خود، یعنی جمهوری اسلامی ایران؛ اینها خواستهای آمریکا از بشار اسد بود، که در دیدار کالین پاول در سال 2004 با وی مطرح شد. مشکل وقتی پیش آمد، که بشار اسد بخشی از این خواستهای آمریکا را رد کرد و در نتیجه مورد خشم شدید آمریکا قرار گرفت.

در اواخر سال 2004، احتمال حملهی قریبالوقوع امریکا به سوریه به صورت بسیار جدی مطرح شد. اما درجا زدن و زمینگیر شدن آمریکا در عراق و از این مهمتر نیز نقش فعال جمهوری اسلامی ایران در همکاری و حمایت همه جانبه از دولت نوری مالکی، که در عین حال مورد حمایت آمریکا هم بود، مانع از حمله به سوریه شد. وقتی آمریکا دید که حداقل فعلا امکان حمله و تصرف نظامی سوریه را ندارد، نقشهی به زانو در آوردن سوریه از طریق سیاسی و توسط ترکیه را طراحی کرد. این نقش به اردوغان و دولت او سپرده شد.

محمت یووا، استاد دانشگاه دمشق، که مترجم ویژه و مشاور بشار اسد است، میگوید که دیدار نوامبر 2005 میان اردوغان و بوش بسیار مهم بود. در این دیدار ماموریت اشغال سیاسی سوریه از درون به اردوغان سپرده شد. پس از این تاریخ، شاهد روابط بسیار صمیمی و گرم دولتهای ترکیه و سوریه هستیم و این روابط حتا به صورت خانوادگی میان رهبران دو کشور به وجود میآید. هدف اصلی از ایجاد چنین روابطی، این بود که بشار اسد به سیاستهای آمریکا در منطقه نزدیک شود.

محمت یووا تاکید میکند، که حتا به هنگام بهار عربی در سال 2011، در حالی که ترکیه از اعتراضات مردم تونس، مصر و لیبی و حتا بحرین حمایت میکرد، نسبت به اعتراضاتی که در سوریه نیز کم و بیش شروع شده بود بی تفاوت ماند. دلیل این امر، تعهدی بود که اردوغان به دولت آمریکا داده بود تا سوریه را به اردوگاه غرب بکشاند. اردوغان در هنگاهی که هنوز رییس جمهور سوریه را برادر عزیزم خطاب میکرد، دو تن از مقامات بلندپایهی ترکیه، داوود اغلو وزیر امور خارجه وقت و حاکان فیدان رییس سرویس اطلاعاتی را برای انتقال پیام و مشورت با بشار اسد به سوریه فرستاد. اما تلاشهای وی برای کشاندن بشار اسد به اردوگاه غرب به نتیجه نرسید و روزهای خوش دوستی اردوغان و بشار اسد پایان گرفت. اگر به اظهارات اردوغان دربارهی سوریه و بشار اسد، که درست قبل و بعد از این دیدارها صورت پذیرفت، دقت کنید، متوجه میشوید که لحن و معنای این اظهارات به یکباره تغییر پیدا کرد و خشم و دشمنی جای دوستی و برادری را گرفت.

 

اسلام معتدل و میانهروی ترکیه، مدل مطلوب منطقهای

اوباما، رییس جمهوری آمریکا، به دلایل مختلفی از سال 2009 سرمایهگذاری هنگفتی به لحاظ سیاسی در ترکیه به عمل آورد. دلایل این سرمایهگذاری در سخنرانی همان سال وی در پارلمان ترکیه، که نخستین سفر خارجی او نیز بود، بیان شده است. تصور اوباما این بود، که نقش ترکیه در دفع چالشهای مهمی از قبیل ثبات بخشی در عراق، تحکیم سیاست تحریم جمهوری اسلامی ایران، مبارزه با تروریسم در منطقه و... اساسی خواهد بود. از طریق این سرمایهگذاری، اوباما کوشید سه اصل همکاری ترکیه - آمریکا، که در سخنرانی او در پارلمان ترکیه هم قید شده بود، را تقویت نماید: اصل نخست: جایگاه ترکیه به عنوان دموکراسی موفق و تعهد آن به قانون؛ دوم: نقش مهم ترکیه در ناتو و کوشش آن برای عضویت در اتحادیهی اروپا؛ و سوم: توانایی ترکیه در تبدیل شدن به مدل مطلوب حکومتی برای خاورمیانه و جهان اسلام؛ این سومی به ویژه به ترکیه کمک میکرد، که به قدرت منطقهای تبدیل شود. از همین رو بود، که در این دوره تبلیغات بسیاری در مورد اسلام معتدل و میانهروی دولت ترکیه در مدیای غرب صورت میگرفت.

اما پارهای از سیاستهای دولت ترکیه در خلاف جهت سیاست مورد نظر آمریکا و غرب عمل میکرد. دولت اردوغان تحولات داخلی و منطقهای را به نحوی مدیریت کرد، که در قابلیت ترکیه در اجرایی کردن سه محور مزبور شک و شبهه ایجاد نمود. امروز، کمتر ناظری ترکیه را به عنوان یک دموکراسی درخشان به حساب میآورد. کوشش ترکیه برای تطابق با مقررات اتحادیهی اروپای و عضویت در آن کُند شده است. نقش آن به عنوان متحد ناتو زیر سئوال رفته است. و سیاستهای منطقهای آن شکستهای سنگینی را متحمل شده است.

 

عروج و افول اقتصاد ترکیه

اتفاقات دورهی اخیر و شکست سیاستهای داخلی و خارجی دولت ترکیه، با کاهش رشد اقتصادی نیز همراه بوده است. بخش عمدهی اقتصاد ترکیه مبتنی بر صنعت و خدمات است. صنعت توریسم نیز نقش مهمی در اقتصاد ترکیه ایفا میکند. در سالهای گذشته، دولت ترکیه با اجرای توصیههای صندوق بینالمللی پول، دست به اصلاحات مالی و اقتصادی زد که باعث تقویت زیرساختهای اقتصاد این کشور و رشد اقتصادی آن برای دورهی معینی شد. و ترکیه نرخ متوسط رشد اقتصادی 6 درصدی را تجربه کرد. در ضمن، با اجرای برنامهی پُر شتاب خصوصیسازی در کشور، مشارکت دولت در صنعت، بانکداری، حمل و نقل و ارتباطات نیز کاهش یافت.

اما نرخ رشد اقتصادی ترکیه به تدریج از شتاب افتاده است. ترکیه از کسری حساب جاری بالایی برخوردار است و برای جبران کسری تجاری خود، به سرمایهگذاریهای کوتاه مدت و نه چندان پایدار وابستگی زیادی دارد. بنا به گزارشات رسمی، تولید ناخالص داخلی ترکیه: 960/5 میلیارد دلار است، که این کشور را در ردهی 17 در جهان قرار میدهد؛ سرانهی تولید ناخالص داخلی آن: 12300 دلار، در ردهی 94 در جهان است؛ سهم بخشهای اقتصادی در تولید ناخالص داخلی کشاورزی: 9/6 درصد؛ صنعت: 26/6 درصد؛ و خدمات: 63/8 درصد میباشد. روزنامهی حریت ترکیه، در اوایل اسفند 1393، در گزارشی از وضعیت اقتصادی و بیکاری ترکیه نوشت، که: نرخ بیکاری در ترکیه طی یک سال گذشته به شدت افزایش یافته است. بنا به آمارهای رسمی رشد اقتصادی این کشور در سال 2014 حدود 5/2 درصد کاهش یافته است، که یکی از عواقب آن افزایش بیکاری در این کشور است. در حال حاضر 3 میلیون و 95 هزار نفر در ترکیه بیکار هستند، که نسبت به 5/2 میلیون نفر در سال گذشته، 580 هزار نفر افزایش یافته و در واقع 4/1 درصد رشد داشته است. همچنین نرخ فصلی بیکاری در ترکیه، 6/10 درصد ارزیابی شده است.

 

نتیجهگیری

در مجموع باید گفت، که هرچند دولت ترکیه هنوز یکی از بازیگران اصلی در تحولات منطقهی خاورمیانه است، اما نقش آن نسبت به گذشته کاهش یافته و دیگر مانند روزهای خوش گذشته از اسلام معتدل و میانهروی ترکیه به عنوان الگوی مطلوب حکومتی منطقهای صحبت نمیشود. برخوردهای مستبدانه و سنگین دولت ترکیه در برخورد با اپوزیسیون و مردم ناراضی، که به ویژه با اعتراضات مردم در پارک قزی استانبول به اوج خود رسید و به طور وحشیانهای توسط نیروهای انتظامی و امنیتی سرکوب شد؛ اعتراضات و اعتصابات کارگری علیه سیاستهای دولت اردوغان؛ فساد مالی گستردهی برخی از مسئولان و مقامات دولتی؛ عدم توانایی در حل مسایل و مشکلات مربوط به کردها و صلح با پ.ک.ک؛ سوختن کارت اخوانالمسلمین در مصر که به شدت قدرت و موقعیت منطقهای ترکیه را تضعیف کرد؛ شکست سیاستهای دولت ترکیه برای سرنگونی بشار اسد، حمایتهای آشکار و پنهان آن از گروه تروریستی داعش، سیاست خصمانه و غیرقابل توجیه در برخورد با مبارزهی تودهای در کوبانی بر علیه داعش و... از جمله مواردی هستند که به اعتبار سیاسی ترکیه در منطقه و به ویژه نزد بخش قابل توجهی از افکار عمومی کشورهای منطقه ضربه زدند و به کاهش نقش و وزن ترکیه برای ایفای نقش مورد نظر آمریکا در منطقه کمک کردند.

 

توضیح: در دفتر بیست و نهم نگاه، مه 2015، درج شده بود. 

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com