آرمان پاینده اکتبر

 

لیلا دانش

 

صد سال از انقلاب اکتبر می­گذرد. انقلابی که به عنوان یکی از برجسته­ترین وقایع قرن بیستم مسیحی، هم پیروزی و هم شکستش، کماکان سایه سنگین خود را بر سده بعدی نیز گسترده است. اکتبر تا همین امروز برای کارگران و مردم زحمتکش سمبل مبارزه علیه قدرت­های حاکم، برای عدالت، برابری و لغو استثمار، و برای بورژوازی جهانی سمبل تبدیل جنگ به انقلاب، سمبل امکان پذیری به لرزه انداختن بنیادهای نظام سرمایه  توسط توده­های مردم بوده است.

اکتبر تجلی یک آرمان بود: آرمان رهایی از مناسبات استثمارگرانه­ای که برای تداوم حیات خود جنگ آفرید و هنوز هم می­آفریند؛ انسان را به بند کشیده و می­کشد؛ مذهب و جنسیت و ملیت و قومیت در سیستم­اش به ابزاری برای تفرقه تبدیل می­شوند؛ نیاز بشربه تامین زندگی­اش را گرو می­گیرد تا از او برده بسازد؛ در جدال­های ناشی از کم و کسری­های سودآوریشان، تهدید بمب و انهدام کره زمین را بالای سر بشر نگه می­دارد...

انقلاب اکتبر سمبل یک واقعه مهم تاریخی است، مستقل از این که به کدام طبقه در جامعه تعلق داشته باشید. در شرایط حاضر زنده نگه داشتن خاطره این واقعه تاریخی اهمیتی فوق­العاده دارد: در زمانه­ای که آرمان­های والای انسانی به نام توتالیتاریسم و دیکتاتوری توسط دیکتاتورترین حکومت­ها با ساز و نقاره ی نوکرانِ تازه به دوران رسیده نئولیبرالیسم، و زیر پرچم دمکراسی بمب افکن غربی به سخره گرفته می­شوند، باید از آرمان­های انقلاب اکتبر گفت که هنوز هم سمبل آرزوهای اکثریت مردم جهان است؛ در حالی که جهان زیر مهمیز جنگ و جنایت و بحران­های سیاسی و اقتصادی و محیط زیستی به پرتگاه سقوط نزدیک می­شود.

سرمایه­داری جهانی از همان فردای روزی که جبهه انقلاب روس سلاح­هایشان را در جنگ جهانی اول به سوی حاکمان خودی نشانه رفتند، برای به شکست کشاندن این انقلاب درهمه عرصه­ها دست به کار شد. لشکر قلم زنان ومطربین و ایدئولوگ ها، خاخام و مرشد و ملاها بر متن تلاش­های سازمان یافته نهادهای امنیتی و محافل سرمایه­داران جهانی بسیج شدند تا همه وقایع پس از انقلاب اکتبر را محصول آرمان­های این انقلاب تلقی کنند. راز پنهانی نیست که انقلاب اکتبر، در همان سال­های اولیه پس از پیروزی، بسیار پیشتر از گلاسنوست و پروسترویکا و فروریختن دیوار برلین شکست خورد. بازگشت بورژوازی روس، توسعه سرمایه­داری، کشورگشایی و گسترش شبکه مافیایی، موج جنگ­های قومی و ناسیونالیستی نه ناشی از انقلاب اکتبر، بلکه محصول شکست آن بودند. با فرو ریختن بلوک شرق و زیر ضرب رفتن آرمان اکتبر، جهان وارد یکی از سیاه­ترین دوره­های تاریخ بشر شد. به نام خلاصی از آرمان­های فراگیر (روایت­های بزرگ) و توتالیتاریسم بلوک شرق، مدنیت از افغانستان و عراق و یوگسلاوی و... با موج بمب­های حاوی «دمکراسی» رخت بربست. امپراتوری میدیای مرتجع و نوکر به نام احترام به انتخاب­های فردی، با ارتجاعی­ترین ایده­ها مشغول فلج کردن اذهان عمومی مسموم از بمباران­های دمکراتیک شد. به نام آزادی و دمکراسی، بانک­ها و موسسات مالی در هیات سلاطین قرون وسطی از دولت­های ملی و منتخب انتخابات دمکراتیک، مترسک­هایی بی اراده ساختند... و این چنین است که تلاش برای ابدی ساختن حاکمیت سرمایه، راهی جز انتخاب میان آرمان اکتبر یا بربریت باقی نمی­گذارد.

آرمان اکتبر زنده است. نه به این دلیل که آرمان شهر آن چیزی معادل یکی از بهشت­های ساخته شده در دستگاه مذاهب است، بلکه به این دلیل روشن که ریشه در واقعیت جهان دارد، ناشی از ضرورت زندگی میلیون­ها انسان کره خاک است. آرمان اکتبر زنده است چرا که:

اکثریت مردم جهان که در اشتیاق آرامش و صلحی پایدار می­سوزند تا ابد نمی­توانند یک روز منتظر عواقب تصمیم­های ترامپ باشند که گویا شخصیت­اش غیر قابل پیش­بینی است؛ روز دیگر نگران خواب ناآرام سلطان خواب­نما شده کره شمالی و روزی هم مزاح اعطای دکترای افتخاری پوتین به ملک سلمان پادشاه سعودی را به سخره بگیرند. انقلاب اکتبر از دل جنگ جهانی اول برخاست و نشان داد که می­شود جنگِ جنگ طلبان را به انقلابی علیه خودشان تبدیل کرد. آرمان اکتبر آرمان صلح برای بشریت بود.    

حرص و سودطلبی بی پایان سرمایه­داری، جهان را تا مرز بحران­های ویرانگر محیط زیستی برده است. عده­ای آب آشامیدنی هم ندارند و عده­ای از وفور سردرگم مانده­اند. آرمان اکتبر تلاش برای زندگی بهتری برای اکثریت مردم کارگر و زحمتکش بود و اگر این آرزو هنوز برجاست که هست؛ پس آرمان اکتبر کماکان پرچم رهایی از این مصیبت نیز هست.

بازماندگان نسلی از کودکان عراقی و سوری که در معرض بمب­های دمکراتیک قرار گرفتند، هنوز امید خلاصی از مصیبتی را که آمریکا و ناتو با حمایت مرتجعین منطقه بر سرشان خراب کردند از دست نداده­اند؛ مردم افغانستان سی سال است می­بینند که به نام دمکراسی، تخریب و نابسامانی و ازهم پاشیدن شیرازه جامعه تحویل­شان داده شده است. به سختی بتوان پذیرفت که نسل جوان این ممالک، دنیا را تنها از دریچه منازعه و مغازله طالبان­ها و داعش­های دولتی و غیردولتی با نیروهای ناتو و حمایت امثال شاه سعودی ببینند. اکتبر راه خلاصی از دست درازی و کشورگشایی قدرت­های بزرگ را نشان داده بود.

اکتبر برای خلاصی از رنج بشر، ریشه بازتولید نظم برده­دارانه سرمایه را نشانه می­گرفت. در ایران کارگر و زحمتکشی که حیات و مماتش در گرو فروش نیروی کار است، اگر طلب حقوق معوقه­اش را بکند، راهی زندان می­شود. اینجا لازم نیست کسی حرفی از آرمان اکتبر بزند، نفس دفاع از حقوق اولیه کارگر چنان در رده دفاع از اکتبر جای گرفته که راهی جز روانه زندان کردن کارگر معترض به عدم دریافت حقوقش نیست! آرمان اکتبر دفاع بی چون و چرا از حقوق اولیه کارگران و زحمتکشان بود. آرمان اکتبر هم­چنین در مبارزه سهیل عربی و ده­ها تن دیگر در زندان­های ایران  برای حق آزادی بیان، آزادی دگراندیش بودن، آزادی تشکل، حق برابری انسان­ها مستقل از جنسیت، مذهب و ملیت­شان بازتولید می­شود.

آرمان اکتبر مادام که بشر از مصائب نظام برده­دارانه سرمایه در امان نیست، زنده خواهد ماند. در مبارزه­ای که نیاز به امید به پیروزی، و رقم زدن سرنوشتی دیگر دارد، مخالفان آرمان گرایی جایی ندارند.

 

اکتبر 2017

leiladanesh.wordpress.com

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com