درسی از تاریخ: تاریخ میتواند تکرار نشود!

 

محمد شمس

 

جامعهی ایران از روزهای قبل از دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی و به ویژه پس از آن و به بهانهی تقلبهای گسترده در این انتخابات، پا به دورهی تازه ای بر متن اعتراضات،  مبارزات سیاسی و اجتماعی علیه جمهوری اسلامی گذاشته است. بر خلاف تبلیغات بسیاری از جریانات و سیاستمداران بورژوازی در ایران و جهان و رسانههای ارتباطاتی آنها، این اعتراضات و مبارزات نه صرفا و اساسا علیه تقلابات گسترده در این انتخابات و در حمایت از یک کاندید و جناحی از جمهوری اسلامی، بلکه در واقع در تداوم سی سال اعتراض و مبارزهی طبقهی کارگر و مردم محروم از حقوق سیاسی و اجتماعی علیه ستم و استثمار سرمایهداری و حاکمیت سیاسی آن صورت گرفته و میگیرد.

هر انسان آگاه و منصفی میداند که از همان فردای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، مبارزات کارگران، زنان، دانشجویان و مردم محروم و تحت ستم برای تحقق خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانهشان، که به خاطر آنها علیه رژیم پهلوی دست به مبارزه زده بودند، بدون وقفه و به اشکال گوناگون و البته با فراز و نشیب علیه جمهوری اسلامی نیز ادامه داشته است.

اما در صف مقابل، در صف بورژوازی، آن چه که امروز در پیش صحنهی جامعه به صورت بحث و جدل بر سر تقلبهای گسترده در دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، جناحهای درونی آن را به تقابل و صفآرایی در برابر هم سوق داده است، بیان واقعی رقابت دو جناح سرمایهداری در ایران برای سازماندهی اقتصاد و حاکمیت سیاسی موثر و درازمدت بورژوازی به زعامت جمهوری اسلامی - به ویژه در مقابله با خروش اعتراضات و مبارزات بی وقفهی کارگران و مردم تحت ستم و استثمار - است. اینها، هیچ یک، در اساس با نفس وجود منحوس جمهوری اسلامی، با استثمار مشدد کارگران، با فقر و فلاکت کمرشکن کارگران، با بی حقوقی و محرومیت زنان و کودکان، با شکنجه و کشتار مردم آزادیخواه و... مشکلی ندارند. از همین روست که جناح "مغلوب" تمام تلاش خود را به کار میبرد، تا میلیونها مردم  معترض و جان به لب رسیده را اولا نیروی طرفدار خود جلوه دهد، که در این راه البته از حمایت بورژوازی و رسانههای ارتباطاتی جهانی نیز برخوردار است، دوما آنها را متقاعد سازد، که به طور "آرام" و در چهارچوب "قانون اساسی" به اعتراضات "مدنی" خود ادامه دهند، تا گزندی به ارکان نظام وارد نیاید. جناح "غالب" نیز، به همین دلیل، از زبان رهبر خود این صفآرایی و تقابل را یک "دعوای درون خانوادگی" قلمداد میکند! "دعوای درون خانوادگی"ای که البته مردم کارگر و محروم خارج از دایرهی آن قرار دارند، مگر آن جا که قرار باشد بر شانههای خود این یا آن جناح سرمایهداری را به قدرت برسانند و پس از آن باز هم به کُنج کارخانهها و کارگاهها، خانهها و بیغولهها، رانده شوند و در بی حقوقی و محرومیت مطلق، چرخ سرمایه را این بار به زور سرنیزههای حاکمین جدید بچرخانند.

در این شرایط خطير، مسالهای که قطعا به ذهن بسیاری از مردم معترض می رسد و به صورت سئوال مطرح میشود، و باید هم طرح شود، این است که پس طبقهی کارگر کجا است؟ چه میکند؟ و چرا در میدان این مبارزهی فراگير حضور ندارد؟ بدون شک اکثریت قاطع میلیونها انسان، زن و مرد، پیر و جوان، که این روزها از پشت بام خانهها تا خیابانها فریاد اعتراض سر میدهند، مبارزه میکنند، و قربانی میدهند، کارگران و اعضای خانوادههای کارگران هستند. کارگرانی که البته هنوز نه با تشکلهای طبقاتی و مطالبات و بدیل سیاسی اجتماعی خود، بلکه با خواستههایی که در شرایط حاضر تعارض جناحهای بورژوازی به جامعه تحمیل کرده است علیه جمهوری اسلامی و برای رهایی، دوش به دوش برادران و خواهران، همسران و فرزندان، پدران و مادران ، خود مبارزه می کنند. مساله و سئوال اصلی در چنین شرایطی، در واقع این است که "صف و اردوی متشکل و متحد و مستقل طبقهی کارگر که با شعارها و مطالبات طبقاتی خود بتواند حضور میلیونها آحاد این طبقه و اکثریت عظیم مردم محروم و خواهان یک زندگی شایسته و محترم انسانی در میدان مبارزه علیه ستم و استثمار سرمایهداری و حاکمیت سیاسی گرد بیاورد و این مبارزه را به سرانجام برساند، کجاست؟ و حضور آن در گرو چه مولفههایی است؟"

این امر مهم، به نظر من، کاری است که البته میبایست در طول تمامی این سالهای طولانی و به تدریج انجام میگرفت تا امروز این مساله و سئوال موضوعیتی نداشته باشد. با این همه به اختصار میتوان گفت، که علیرغم مبارزهی بی وقفهی کارگران برای بهبود شرایط کار و زندگی بهتر در سی سال گذشته و علیرغم تمامی تلاشها و جانفشانیهای فعالین کارگری متاسفانه ما هنوز هم در مراحل اولیهی این کار مهم هستیم. دلایل سیاسی و طبقاتی و تاریخی عدم وجود تشکلهای طبقاتی  فراگیر کارگری پیش تراز جانب فعالين کارگری ضد سرمايه داری تشريح گرديده است*. وجود خفقان خونین و سرکوب وحشیانهی مبارزات  کارگری؛ زندان و شکنجه و مرگ بسیاری از فعالین قدیمی و شناخته شدهی کارگری که به عدم استمرار  این مبارزات دامن زده است؛ وجود گرایشات رفرمیستی در طبقهی کارگر که - گاه حتی با حمایت آشکار و پنهان جناحهای مختلف بورژوازی و حاکمیت سیاسی آن - تلاشها و مبارزات کارگران را از محتوای طبقاتی خالی کرده و به انحراف کشاندهاند و همچنان نیز میکشانند؛ و... از جمله دلایل پایهای عدم وجود تشکلهای طبقاتی و فراگير کارگری هستند.

تاریخ با اخطار از پیش طبقهی کارگر را به میدان جدلهای سیاسی و اجتماعی فرا نمیخواند. اما هنوز دیر نیست! هنوز غیر ممکن نیست! در دل همین شرایط هم میتوان و میباید با عزمی جدید به وظایف قدیمی پرداخت و ایجاد صف متحد و متشکل طبقهی کارگر و میلیونها اعضای خانوادهی کارگری را، درمحلهای کار و زندگی قدم به قدم پی گرفت. خشم فرو خفتهی سی سالهی انبوه مردم علیه ستم و استثمار جمهوری اسلامی، خروش اعتراض میلیونها جوان و نوجوانی که حق خود را از زندگی میخواهند، و آرزوی پدران و مادرانی که سعادت فرزندان و آسایش خود را طلب میکنند، را دیگر نمیتوان با زور سرنیزه و چماق لباس شخصیها و بسیجیها و نیروهای سرکوبگر خفه کرد و به عقب راند. مستقل از آن که مبارزات و اعتراضات سیاسی و اجتماعی در این دوره از این پس چه اشکالی به خود بگیرند، ما تا هم امروز هم قدرت همبستگی و اتحاد خود را به خوبی تجربه کرده-   ایم؛ ما از وحشیگری و جنايت جمهوری اسلامی نترسیدهایم، چون همه با هم بودیم: نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم!؛ ما ضعف و زبونی و شکنندگی جمهوری اسلامی را به رغم تمامی اراجیف قلدرمنشانه و خط و نشانهای خونین مسئولین ریز و درشت آن از بلندگوهای نماز جمعه و رادیو و تلویزون و روزنامهها دیده و خواندهایم. و همچنان به مبارزه و اعتراض علیه این وضعیت دردناک و نابسامان ادامه دادهایم. شرایط امروز جامعه قابل بازگشت به دیروز نیست. نه این میلیونها مردم معترض همان مردم دیروزی هستند و نه رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی چون گذشته قادر به اعمال حاکمیت ترور و اختناق خواهد بود.

در دل این شرایط، و این بسیار مهم است، کارگران و اکثریت مردم آزادیخواه و برابری طلب میتوانند با استفاده از دستاوردهای مبارزات خود و فرسایش و ضعف نیروی جناحهای مختلف جمهوری اسلامی و طبقهی سرمایهدار، آگاهتر و متشکلتر و با دورنمای سیاسی و طبقاتی روشنتر بیرون بیایند. این امر ممکن و حیاتی است. و به نظر من، به ویژه، بر عهدهی جنبش کارگری قرار میگیرد. 

از همین رو، لازم است که همکارانم در جنبش کارگری - چه از نسل من و چه نسل جدید - با به یاد داشتن تجربهی منفی انقلاب ٥٧**، به شرایط فعلی توجه داشته باشند:

- آحاد طبقهی کارگر، اعم از یدی یا فکری، کارگر معدن یا معلم، تولیدی یا خدماتی، نباید پیاده نظام مطیع این یا آن جناح جمهوری اسلامی و سرمایه بشوند. نقد و افشاگری مشخص از برنامهها و سیاستهای ارتجاعی طبقهی سرمایهدار و سرکوب و جنایت گذشته و امروز آنها - هم جناح موسوم به "اصلاح طلب" و هم جناح حاکم - در این شرایط  بی نهایت ضروری است. هیچ یک از اینها دلشان برای مردم نسوخته است و مدافع "حق مردم" برای یک زندگی انسانی شایسته و محترم نیستند. نباید فراموش کرد که تصویب قانون کار ارتجاعی در "باب اجاره"، کشتار زندانیان سیاسی، سرکوب و قلع و قمع مردم آزادیخواه و... از همان روزهای ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی با مشارکت و مسئولیت سیاسی و اجرایی مدافعین امروز "حق مردم" صورت گرفته است.

- در مقابل برنامهها و سیاستهای همهی جناحهای سرمایهداری و جمهوری اسلامی، باید پرچم مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی طبقهی کارگر، که پرچم مطالبات اکثریت عظیم مردم جامعه است، به پیش صحنه جدل سیاسی در جامعه کشانده شود.

- مطالبات کارگران به شکل شعار، پلاکارد و اعلامیه و پیغام اینترنتی، میتوانند مضمون تمام تظاهراتهای سراسری و محلی، تحصنها، اعتراضات و به تدریج اعتصابها و اعمال کنترل کارگران بر موسسات تولیدی و خدماتی و ادارات را شکل دهند. ایجاد و گسترش یک تشکل مطالباتی- طبقاتی فراگیر کارگری، امروز بیش از گذشته در سایهی پیش کشیدن این مطالبات و بدیل طبقاتی و با اتکا به آن ممکن است.

- این مطالبات، که در طول این سالها و در مبارزات و اجتماعات مختلف کارگری عنوان شدهاند و مجموعهی متنوعی از مطالبات طبقاتی کارگران (تعیین حداقل دستمزد ماهیانهی کارگران بر اساس ثروتی که آنان برای جامعه تولید میکنند و اختصاص سهم هر چه بیشتری از این ثروت به ارتقای سطح زندگی و رفاه کارگران، تامین اجتماعی شامل حقوق بازنشستگی و از کار افتادگی و بیمهی بیکاری برای تمام افراد جامعه، تعیین بیمهی بیکاری که نباید از حداقل دستمزد کارگران شاغل کمتر باشد، لغو هر نوع قرارداد استخدام موقت، الغای کار کودکان زیر هيجده سال و...) تا مطالبات سیاسی عمومی (برچیدن تبعیض جنسی، رواج آزادیهای سیاسی، برپایی تشکلهای مدنی، برخورداری از حق آموزش و تحصیل و بهداشت مناسب رايگان و...) را در بر میگیرند، میتوانند نقطه اتکای مناسبی برای اتحاد و تشکلیابی طبقهی کارگر در مراکز کار و زندگی کارگران باشند. به همان اندازه که این تشکلهای طبقاتی در هر کارخانه و کارگاه و محلهای پا بگیرند و در قدم بعدی از طریق دوستی و نزدیکیهای طبیعی به همکاری نقشهمند علیه ستم و استثمار سرمایهداری و رژیم جمهوری اسلامی بپردازند، به همان اندازه نیز مبارزات و اعتراضات سیاسی اجتماعی امروز ما امکان تداوم و رشد و توان بیشتر خواهد یافت.

- طنز تاریخ آن است که یک بار دیگر ضرورت طرح بدیل سیاسی طبقهی کارگر پیش از آن که مطالبات کارگران درعرصهی اجتماعی، مشخص شده و جا افتاده شده باشند، در مقابل طبقهی کارگر قرار گرفته است. اما تاریخ را نه در شرایط دلخواه، بلکه در شرایطی که خود را مینمایاند، میتوان و باید تغییر داد. طبقهی کارگر در شرایط کنونی و در وقتی که بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سراسر جهان    سرمایهداری - و امروز به خصوص ایران را - در چنگال خود میفشارد و تاثیرات به شدت منفی و کمرشکن تمامی راه حلهای بورژوایی را به هر ناظر آگاه و منصفی نشان میدهد، باید بدیل اجتماعی و سیاسی خود را به جامعه ارائه دهد. پاسخ هر کارگر آگاه به منافع خود و مصالح جامعهی خود به شرایط دردناک حاضر و مسببین فقر و فلاکت، بیکاری و بی خانمانی، بی حقوقی زنان و کودکان، تن فروشی و اعتیاد، زندان و شکنجه و اعدام، و... این است که: "شما سرمايه داران اگر نمیتوانید بیکاری و فقر، عدم تامین معيشت زندگی،  تن فروشی،  کار کودکان، و تبعیض به زنان و دگراندیشان را چاره کنید؛ بروید کنار! ما خود میتوانیم تولید و روابط اجتماعی را به شکل دیگر و بدون نیاز به سودآوری سرمایه و بردگی کار مزدی سازمان دهیم و بر مشکلات و مصایبی که شما به وجود آوردهاید، خاتمه دهيم!"

دستکم در ده سال گذشته عدهای از فعالان جنبش کارگری در مورد این بدیل اجتماعی ضدسرمایهداری کارگران، در تمایز و تقابل با تجربهی شيوه سرمایهداری دولتی موسوم به "سوسیالیسم" در اتحاد شوروی سابق یا چین امروز، و همچنین مطالبات آنها نوشتهاند و گفتهاند. اسناد متعدد و توضیحات نسبتا مفصل راهحل ضدسرمایهداری طبقهی کارگر هم اکنون موجود هستند و فعالین نسل کنونی کارگران از این نظر بدون پشتوانه نیستند.

 

* * *

 

* علاقهمندان به این بحثها در صورت تمایل میتوانند هم چنين به دفترهای نگاه، در سایت اینترنتی www.negah1.com ، مراجعه کنند.

** در مورد انقلاب ٥٧ میتوانید در صورت تمايل به مطلب کارگران، انقلاب ١٣٥٧، و موقعيت حاضر، دفتر شمارهی بیست و سوم  نگاه، مراجعه  کنيد.

 

توضیح: پیش از این در روزنامهی خیابان، شمارهی بیست و پنجم، درج شده بود.

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com