جنبش کوبانی، رهبری ناسیونالیستی و وظیفهی ما

 

سيامک ستوده

 

بی شک کوبانی در شرایط موجود یک نمونهی درخشان است. نه فقط برای مردم کوبانی، بلکه برای مردم سراسر خاورمیانه، و حتی مردم جهان، آنهایی که علیرغم سانسور و سکوت معنادار رسانههای غربی توانستهاند متوجه اهمیت آن شوند.

البته کوبانی را نباید تنها در احزاب ناسیونالیست رهبری کنندهاش دید و به قضاوت نشست. هرچند نباید آنها را نیز نادیده گرفت. این درست است که رهبری هر جنبشی خصلت و سرنوشت آن را تعیین میکند، اما به شرط آن که آن جنبش با همان حزب رهبری کنندهای که کار را شروع میکند آن را خاتمه دهد. در حالی که واقعیات تاریخی گاها خلاف این را نشان میدهند. شوراهای روسیه با رهبری اس ارها و منشویکها شروع شد، ولی در جریان تکامل خود با رهبری بلشویکها به پیروزی رسید. آن چه که ملاک شرکت یا عدم شرکت در یک جنبش را تشکیل میدهد، در وهلهی نخست، نه ماهیت رهبری آن، بلکه حضور تودهای، یعنی دخالتگری نیرویی است که پتانسیل تغییر رهبری به وقت لزوم را در خود دارد. در شرایط متحول سیاسی، وقتی با حضور فعال تودهی مردم در میدان سیاست توام گردد، بر خلاف شرایطی که در آن مردم کاری به کار سیاست نداشته و نسبت به آن بی اعتنایند، جزییترین انحراف و سازشکاری احزاب رهبری کننده، به سرعت از طرف تودهی مردم تشخیص و به آن پاسخ داده میشود. بنابراین، وجود رهبری سازشکار در یک جنبش، ضرورت شرکت، و نه عدم شرکت در آن را نتیجه میدهد. جنبشی که از یک رهبری رادیکال و پابرجا برخوردار باشد، بدون شرکت عناصر و نیروهای رادیکال بیشتر نیز میتواند به راه خود ادامه دهد. بی شک در جایی، در آینده، ک ک پ و احزاب برادرش دست به خیانت خواهند زد، و در همان جاست که احزاب و نیروهای رادیکال، به شرط آن که از همان ابتدا به طور فعالانه با جنبش همراه باشند، خواهند توانست نقش تاریخی خود را ایفا نمایند. همهی اینها موید ضرورت شرکت فعالانه در جنبش کوبانی و انقلاب ژواناست.

با این حال، جنبش کوبانی، صرفنظر از این که به کجا ختم خواهد شد، در همان نقطهی شروعاش یک واقعهی مهم است. چرا که در شرایطی که در اثر فوق وحشیگری باندهای اسلامی و تاخت و تازهای ویرانگر و سرنوشت ساز نیروهای امپریالیستی، تودهی مردم خاورمیانه دچار هراس و ترس شده، و در بلاتکلیفی و بی عملی کامل، برای نجات جان خود و خانوادهی خویش، در برابر این نیروهای سیاه پا به فرار میگذارند، مردم کوبانی جسارت به خرج داده، اسلحه به دست گرفته، در برابر نیروهای سیاه اسلامی قهرمانانه و با شجاعت میجنگند. مردمی که یک بار با شکست داعش و گوشمالی آن، ظاهرا، شکست ناپذیرترین نیروی اسلامی را به سخره گرفته، قدر قدرتی آن را نقش بر آب کردهاند. در چنین شرایط دلسرد کننده و بی افقی، این یک واقعهی عظیم و سرنوشت ساز است. و درست به همین خاطر است که نمونهی کوبانی این پتانسیل را نیز در دل خود دارد که در صورت پیروزی مجدد بر نیروهای داعش به عنوان یک نمونهی موفق از اعمال ارادهی تودهای و خود مدیریت تودهای، علیرغم همهی کاستیهایش، مورد عمل تودههای خاورمیانه قرار گیرد. در چنین صورتی است که تاریخی که رو به عقب میرفته، روی پای خود چرخیده، حرکت به جلو را آغاز میکند.

درگذشته هم این اتفاق افتاده است. هنگامی که فشار جبارانهی تاریخ، در ضعیفترین حلقه، با مصائبی که به بار میآورد، طاقت انسانیت تحت ظلم و استثمار را از هم میدرد، به این وسیله، خود، راه را برای وقوع بزرگترین معجزات انقلابی باز مینماید.

سی و یکم سپتامبر 2014

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com