صدایم كن

 

صدایم كن
ای صدای تو شیشه ی شب را سنگ ویرانی

صدایم كن
ای صدای تو پرده ی شب را چنگ ویرانی
 

خوشا با صدای تو از خود گذشتن

صدایم كن
صدای تو خنجر
صدای تو سنگر

 

از این دام وحشت رهایم كن
بخوان آواز همیشه سبز رها شدن از شب بسته
كه تا شكوفد گل های سرخ ترانه بر هر لب بسته
به جشن طلوع گل و نور و گندم

 

صدایم كن
در این فصل گلگون
در این باغ پرپر
برای شكفتن رهایم كن


ببین شب خون
به شهر گلگون
چگونه دشنه می بارد
بخواند تا بخوانم
سرود شكفتن
كه شام خون، سحر دارد

 

صدایم كن
ای صدای تو بانگ بیداری در دیار ما

صدایم كن
ای صدای تو شعر سرخ خشم تبار ما


خوشا با صدای تو از خود گذشتن

صدایم كن
صدایم كن

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com