كندو


تنها تر از انسان، در لحظه ی مرگ
ساده تر از شبنم رو سفره ی برگ
مطرود هم قبیله، محكوم خویشم
غریبه ای طعمه ی این كندوی نیسم

نفرینی آسمون، مغضوب خاكم
بیگانه با نور و هوا، هوای پاكم
تن خسته از تقویم، از شب شمردن
با مرگ ساعت ها، بی وقفه مردن

هم غربت بغض شب، مرگ چراغم
تو قرق زمستونی، اندوه با غم
ای دست تو حادثه تو بهت تكرار
پا بسته ی این مردابم، بیا سراغم

تولدم زادن كدوم افوله كه بودنم حریص مرگ فصوله
خسته از بار این بودنم، نفس حبابم
بی تفاوت مثل بركه، بی التهابم
تشنه ی تشنه تشنه ام، خود كویرم

با من مرگ سنگ و انسان، تاریخ پیرم
من ساقه ی نورم، میراث مهتاب
تسلیم تاریكی، تو جنگل خواب
ای ساقه ی عطوفت، ای مرگ غمگین
برهنه كن منو از این لباس نفرین

ای اسم تو جواب همه سوالا
از پشت این كندوی شب
منو صدا كن، صدا

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com