جوانه


شعر من از عذاب تو، گزند تازيانه شد
ضجه ی مغرور تنم، ترنم ترانه شد
حماسه ی زوال من، در شب تلخ گم شدن
ضيافت خواب تو را، قصه ی عاشقانه شد

برای رند در به در، اين من عاشق سفر
وای كه بی كرانی حصار تو كرانه شد
وای كه در عزای عشق، كشته شد آشنای عشق
واي كه نعره های عشق، زمزمه ی شبانه شد

اي تكيه گاه تو تنم، سنگر قلب تو منم
وای كه نيزه ی تو را، سينه ی من نشانه شد

درخت پير تن من، دوباره سبز می شود
كه زخم هر شكست من، حضور يك جوانه شد
وای كه در حضور شب، در بزم سوت و كور شب

شب كور وحشت تو را، قلب من آشيانه شد
وای كه آبروی تو، مرد انالحق گوی تو
بر آستان كوی تو، جان داد و جاودانه شد

من همه زاری منم، زخمي زخمه ی تنم
برای های های من، زخمه ی تو بهانه شد
 

درخت پير تن من، دوباره سبز می شود
هر چه تبر زدی مرا، زخم نشد، جوانه شد

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com