تلخ ماندم، تلخ...
تلخ ماندم، تلخ
مثل زهری كه چكید از شب
ظلمانی شهر
مثل اندوه تو،
مثل گل سرخ
كه بدست طوفان
پرپر شد.
تلخ ماندم، تلخ
مثل عصری غمگین
كه ترا بر حاشیه اش
پیدا كردم
و زمین را
- توپ گردان
پرت كردم به دل ظلمت.
تلخ ماندم، تلخ
دیوار از پنجره سر بیرون كرد
از دهانش
بوی خون می آمد...
تلخ ماندم، تلخ
مثل زهری كه چكید از شب
ظلمانی شهر
مثل اندوه تو،
مثل گل سرخ
كه بدست طوفان
پرپر شد.
* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:
Delicious
Facebook
Twitter
دنباله
Google
Yahoo
بالاترین
كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com
![]()