در سبزهای سبز


در زیر پلك خیس جنگل
در سبزهای سبز جنگل
كوچك
چوپان تنهایی ست
كه هر غروب در نی
فریاد جنگلی ها را
سرریز می كند
جنگل صدای گمشدگی ست

جنگل
صمیم وحدت ماست
و چشم های كوچك
باور نمی كند
اینك صدای او
در پیچ و تاب سرد سیاهكل
گل می دهد

در زیر پلك های خیس جنگل
در سبزهای سبز شمالی ام
كوچك
یك نام یا صداست
آواره ی غم نشین
هر عصر می نوازد
آهنگ كهنه را
و با صدای نی لبكش
آنها
برادرانم
گل های هرزه را
با خون پاك خود
تطهیر می كنند
 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com