جنگلی ها...


1
قلب بزرگ ما،
پرنده ی خیسی ست
بنشسته بر درخت كنار خیابان
در زیر هر درخت
صدها هزار برهنه ی بیدار
از تیر
جنگل!
ای كاش قلب ما
می خفت بی هراس
بر گیسوان درهم نمناكت
ای كاش
تمام خیابان شهر
جنگل بود.

2
جنگل،
گسترده در مه و باران
ای رفیق سبز
بر جاده های برگ پوش وسیعت
بر جاده های پر از پیچ و تاب تو
هر روز مردی به انتظار نشسته
مردی به قامت یك سرو
با چشم های میشی روشن
مردی كه از زمان تولد،
عاشقانه می خواند
ترانه سیال سبز جنگل را
برای مردم شهر
مردی كه زاده ی تجمع توست
و هیمه های بی دریغ تو
او را
در فصل های سرد
ادامه خورشید بوده است.

3
ای شیر خفته،
ای خالكوبی بر سینه ی شهید،
بر ساعد بلند راه مجاهد
كاینك متروك مانده شگفت
منویس
منویس با «راش» (1) های جوان؛
«این نیز بگذرد ...»

4
ای سبز به اندیشه های روز
جنگل بیدار!
در سایه سار روشن نمناك تو
كه بوی و عطر رفاقت می پراكند
گلگون شده است
چه قلبهای تهور
كه سبزترین جنگل بود
شكسته ست چه دستها
كه فشفشه می ساخت
در سكوت شبهایت ...

5
ای پناهگاه خروسان تماشاگر
جنگل گسترده بر شمال
آن رعب نعره ها
در فضای انبوهت
آیا تناورترین درخت نیست؟
وحشی ترین كلام تو اینك
حركت برگ است
بر شاخه های جوان

6
بر شانه های بلندت،
كه از رفاقت انبوه شاخه هاست
بر جای استوار
خاكستری نشسته
خاكستری از هر حریق
كه جاریست
در قلب مشتعل ما
مگذار باد پریشان كند
مگذار باد به یغما برد
از شانه های تو
خاكستری كه از عصاره ی خون است.

7
جنگل!
ای كتاب شعر درختی
با آن حروف سبز مخملیت بنویس
بر چشم های ابر،
بر فراز مزارع متروك:
باران
باران

1 – راش: نام چند گونه درخت جنگلی از دسته ی بلوط ها كه پوستش صاف و چوبش بسیار محكم و با دوام است.

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com