رنسانس موسیقی نوين ايتاليا

 

ژيان مجيدی
 

ضرب المثل ايتاليايى مى گويد: رم يك روزه ساخته نشد. اين مثال در مورد تاريخ ايتاليا و هنر ايتاليا نيز مصداق بارزى دارد. هنرى كه در دوران نوين پايه گذار رنسانس و هنر دوران ما است. در ادبيات پتراك، بوكاچو و دانته، در هنر هاى تجسمى، رافائل، داوينچى و ميكل آنجلو و در موسيقى چيماروزا، كورلى و ويوالدى هم چنان به عنوان هنرمندان طراز اول به شمار مى روند كه اولين و مهم ترين سنگ بناهاى رشته هاى هنرى را كار گذاشته اند.

از سال هاى ۱۵۰۰ ميلادى به بعد موسيقى ايتاليا به مدت سه قرن موسيقى مسلط اروپا و جهان بود. موسيقى بسيار غنى كه مبدع كنسرتو، كانتات، اپرا، پوئم سمفونيك و مبدع بيش از هفتاد درصد اصطلاحات موسيقايى است. موتزارت بزرگ هم به جز اپراى باستين و باستينى و فلوت سحرآميز، باقى اپرا هايش به زبان ايتاليايى است. سازهاى موسيقى نيز در ايتاليا شكل يافتند و بايد گفته شود كه موسيقى سازى و آواز كلاسيك ريشه در تلاش پرافت و خيز ايتاليا دارد. در دوران هاى بعد، خانواده هاى اسكارلاتى، آماتى و استراديواريوس چنان عمقى به جهان موسيقى و جهان ساز سازى (تكميل سازهايى هم چون پيانو و ويولن در ايتاليا بوده است) دادند كه تمامى موسيقى پس از آنان تحت تأثير آنها است.

از ميان مهم ترين موسيقيدانان ايتاليا كه سهمى بزرگ در موسيقى كلاسيك دارند، مى توان از روسينى، وردى، ماسكانى، پوچينى، جوردانو، ويوالدى، كورلى، اسكارلاتى، ساليميرى، كروبينى، پاگانينى، چستى، بونونچينى، دكورتيس، بللينى و... بسيارى ديگر را نام برد. اولين نشانه هاى موسيقى مردمى پاپ كه امروزه موسيقى مسلط اغلب ساكنان كره زمين است، ريشه در آواز هاى ناپلى دارد. آوازهايى كه در فرمى آزاد نوشته شده و بسيار از قدم جدى اپرا دور هستند و مصنف آواز به تك خوانى خواننده با چندين ساز محدود هم چون گيتار، ويولن و آكوردئون نظر داشته است. اما آنچه كه در اين مقاله مورد بحث است، اين مسئله است كه در دوران كنونى موسيقى ايتاليايى به رنسانس ديگرى نظر دارد و نشانه هايى از اين نوزايى در طى سه دهه اخير به چشم مى خورد كه امروزه با سرعت گرفتن تكنولوژى و بهره داشتن تمامى فرهنگ ها و زبان ها از اين ميراث بشرى اين نشانه ها مشهورتر از گذشته ها است.

زبان شناسان از زبان ايتاليايى به عنوان زيباترين و موسيقايى ترين زبان زمين نام مى برند كه طى قرون و اعصار به آن چنان ملاحت، ظرافت و جذابيتى دست يافته كه امروزه خوانندگان ايتاليايى سرآمد ديگر خوانندگان موسيقى در جهانند، و آنچه كه بسيار اعجاب انگيز است اين مسئله مى تواند باشد كه زبان انگليسى زبان موسيقى، دانش، تكنولوژى و ارتباطات به شمار مى رود. زبانى كه ناآشنايى با آن به معناى بسته شدن درهاى موفقيت و ارتباط با ديگر ساكنان اين كره خاكى است. از سال هاى ۱۹۲۰ و پس از جنگ جهانى اول و رونق سينما در آمريكا، زبان انگليسى سلطه خود را بر تمامى علوم و فلسفه و هنرها قدرتمند تر از پيش ساخت تا جايى كه هنرمندانى چون سيناترا، دين مارتين، الويس پريسلى يا مايكل جكسون هنرمندانى براى ميليارد ها نفر محسوب مى شدند كه اين مسئله هم چنان هم ادامه دارد.

فرانسوى ها كه داراى قدمتى بسيار در ادبيات و كمتر از آن در موسيقى هستند با رشد سينماى هنرى خود و استفاده خلاقانه از حقوق، ادبيات و عدالت اجتماعى فرهنگ زبان فرانسه در سه دهه چهل، پنجاه و شصت ميلادى زبان دوم جهان موسيقى بودند كه طرفداران موسيقى جدى و فرهنگ فرانسه را به سوى خود مى كشيدند. ايومونتان، اديت پياف، انريكو ما سياس، شارل آزناوور، موريس شواليه و سالواتوره آدامو نمونه اى از مردان و زنان جهان موسيقى فرانسه بودند كه شهرت جهانى هم دارند.

در آغاز دهه شصت در ايتاليا موجى از هنرمندان ايتاليايى رومانتيك پديدار شدند كه توانستند بر مخاطبين اروپايى و آمريكايى خود بيفزايند. بيشترين تأثير بر شنوندگان مربوط به فيلم هايى مى شد كه آن را بر پرده سينما يا صفحه نمايش تلويزيون مى ديدند و دنبال مى كردند. سينماى عامه پسند، رومانتيك و سرشار از زندگى ايتاليا با آن ملودى هاى شيرين و به يادماندنى باعث رويكردى نوين به اين نوع موسيقى شد. موسيقى كه در سه حوزه آهنگ سازان كلاسيك و رهبران اركستر كه موسيقى مدرن سازى و آوازى نيز تصنيف مى كردند، خوانندگان كلاسيك و خوانندگان پاپ خلاصه مى شد. در ميان خوانندگان كلاسيك رايموندى، پاواروتى، كورلى، برگوترى، جى لى، دى استفانو، دل موناكو، تبالوى و فرنى شهرت جهانى داشتند و از بزرگ ترين و معروف ترين چهره هاى آواز مردمى ايتاليا مى توان از آدريانو چلنتانو، آلبانو و پپينوگالياردى نام برد.

در اوايل دهه هشتاد ميلادى كه موج نو موسيقى متال و راك تمامى جهان را مسخر خود كرد هيچ نشانى از موسيقى ايتاليا و فرانسه به چشم نخورد و تنها اين ملودى هاى تند و پرسرعت برگرفته از موسيقى اسپانيا و آمريكاى لاتين بودند كه مخاطبانى در اروپا، آمريكا و آسيا يافتند. در آغاز سال هاى ۹۰ ميلادى با تلاش و كوشش لوچانوپاواروتى كه بزرگ ترين خواننده جهان كلاسيك بود، رويكرد تازه اى در موسيقى آغاز شد كه توانست اپرا را به عنوان دغدغه و زمينه نوينى براى لذت مخاطب عام و خاص مطرح كند. پاواروتى با برگزارى برنامه هاى پاواروتى و دوستان از چهره جنجالى و بسيار چيره دست موسيقى پاپ دعوت به عمل مى آورد تا در شهر زادگاهش مودنا براى كمك به بچه هاى اسير فقر و جنگ و ظلم برنامه موسيقى برگزار شود و تمامى درآمد اين كنسرت ها به اتباع بوسنى، كرد، ليبريا، گواتمالا، افغانستان و ساير كشور ها اختصاص داده شد. به مرور ديگر هنرمندان رشته هاى جز، بلوز، راك و رپ به اين برنامه دعوت شدند تا جايى كه آوازه اين گروه از خوانندگان حتى به شهر هاى كوچك ايران هم رسيد. اين برنامه به اعتدال موسيقى ايتاليايى نيز كمك شايانى كرد تا جايى كه چهره هاى ايتاليايى زبان موسيقى پاپ و راك كه تنها در ميان خود ايتاليايى ها شناخته بودند توانستند در جهان موسيقى براى خود كسب اعتبار كنند و حتى در آمريكا كه به شدت راه بر موسيقى غيرانگليسى بسته است و خوانندگان ديگر ملت ها مجبور مى شوند بدان زبان آواز بخوانند (هم چون سلن ديون، انريكه، ريكى مارتين، جنيفر لوپز و شكيرا) خوانندگان ايتاليايى از چهره هاى بسيار معتبر به حساب مى آيند. شاهد اين مدعا تورهاى دور آمريكاى بوچلى يا پاواروتى و حتى خوانندگان متوسط ايتاليا هم چون واسكوروسى است.

اكنون مردم علاقه مند به موسيقى در تمام قاره ها با صدا و چهره بوچلى، بارتولى، اروس راماتزوتى، زوكرو، لوراپاوزينى، جى جى دالسيو و تيتزيانو فرو، آشنا هستند. بايد اذعان كرد كه اين اقبال مساعد به چندين عامل مهم بستگى دارد كه اولى جادوى موسيقايى زبان ايتاليايى است كه همه چيز در آن رنگ تغزل و آواز به خود مى گيرد و در مرحله دوم ملودى هاى روان، حسى، جذاب و پرشور ايتاليايى است كه عقل و هوش از شنونده مى ربايد.اكنون موسيقى ايتاليا گوى سبقت از موسيقى اسپانيايى، فرانسوى، روسى، آلمانى ربوده و دومين زبان دنياى موسيقى به شمار مى رود تا جايى كه پاواروتى محبوب ترين چهره موسيقى در تمامى دنيا است و فروش آلبوم هاى او و بوچلى به تعداد بالاتر از صدوپنجاه ميليون نسخه رسيده است امرى كه حتى براى خوانندگانى چون استينگ، التون جان يا پل مك كارتنى از گروه پرطرفدار بيتلز آرزو محسوب مى شود. موسيقى نوين ايتاليا چهره هايى در حد افسانه را وارد دنياى شلوغ و پرطرفدار موسيقى پاپ نموده است كه امروزه بخش بسيار مهم از ساعات زندگى بشر را تشكيل مى دهد. امروزه موسيقى ديگر يك تفنن نيست و بيشتر به نيازى هرروزه تبديل شده است، امرى كه براى ساير هنرها قابل بحث نيست و حتى اينترنت تا روزى كه براى تمامى شش ميليارد نفر ساكن زمين قابل دسترسى نباشد به گردپاى موسيقى هم نخواهد رسيد. همين امروز به سراغ پاواروتى و يا بوچلى برويد

منبع:
روزنامهی شرق

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com