شعر میوه­ی زندگی است

 

نیما یوشیج

 

می­پرسید شعر چه چیز است؟ این سئوال برای هر شاعر جوانی در بدو امر پیدا می­شود که شعر چیست. البته دانستن این مطلب با کاری که می­کند ارتباط لازم ندارد. در این خصوص از قدیم الایام تا کنون خیلی نوشته­اند. می­توانید به منابع اصلی مراجعه کنید. آن­هایی که به طور استاتیک فکر کرده­اند و آن­هایی که به طور دیالکتیک. به هم­پای ترقی علوم و فنون، مخصوصا از قرن هجدهم به بعد، این مبحث روش­های تحقیقی متفاوت پیدا کرد... ولی برای این که سرگردان نشوید و از کار باز نمانید، به شما جواب مختصر می­دهم:

به نظر دوست شما، شعر یک قدرت است. یک قدرت حسی و ادراکی که توسط آن معانی و صور گوناگون در بروز خود قوت پیدا می­کنند. من هم مثل کسانی که علم و اخلاق و فلسفه را از صنعت جدا می­کنند، عقیده مندم، جز این که شعر را می­خواهم تفکیک کرده باشم. احساسات ما روزمره عوض می­شوند، اما تاثرات ما ثابت ترند و به اندازه­ی توانایی جسم ما عوض می­شوند.

می­خواهم برای شما از یک شعر اساسی که زیاد قدمت دارد، حرف زده باشم؛ از شعری که قبل از ظهور و تکمیل خود به صورت کنونی، در انسان بود. هنگامی که انسان زندگانی این قدر جمعی نداشت و در مقابل سود و زیان طبیعت بود، هنگامی که یک کلمه شعر نگفته بود.

شعر که قدرت حسی و ادراکی ماست، ارتباط دست به نقد با احساسات روزمره­ی زندگانی ما دارد و همین مساله باعث بر آن همه اشتباهات بزرگ شده است. من می­خواهم شما دچار این اشتباه نشوید. هستند کسانی که خیال می­کنند شعر عبارت از واحدهای احساسات ماست، البته واحدهای تاثرات ما هست و نه چیزی بیش­تر. باز به نظر دوست شما، کسی که شاعر است و حس و ادراک دقیق شعری دارد، اول دفعه با خود و زندگی خود و مردم است که رو در روی می­شود. این است که آسان­تر از همه کار، اول دفعه شاعر با احساسات خود شروع می­کند. حماسه و غزل و درام، هر سه تصویری از این ارتباط عاطفی هستند. خیلی ظاهر است که شعر قدیم برای غنا و تهییج احساسات بود. همین دلیل روشنی برای آن چیزی است که گفتم. اما بعدها شعر با مسایل اجتماعی و اخلاقی و فلسفی، و بعدها با مسیل علمی ارتباط پیدا کرد. تصور کنید، همان طور که گفتم، مردم خیال کردند شعر باید حتما جواب به این مسایل بدهد یا حتما جواب به احساسات ما بدهد. در صورتی که صنعت است...

شعر باید با خودش ساخته و پرداخته شود، جز این که ابزاری است و باید استخدام شود برای آن چه می­خواهیم و می­طلبیم. شعر امروز جواب به طلبات ماست و طبیعتا باید این طور باشد. شما هر قدر استاد ماهری باشید، چه می­کنید و این استادی در کجا باید به کار بخورد؟ آیا برای خود شما یا برای کسانی دیگر؟ این است که شعر با مسایل اجتماعی و زندگی ارتباط دارد. حتما هر شاعری که حس می­کند و غیرتی دارد، تمایلی به زندگی مردم نشان می­دهد.

دوست عزیز، من برای شما خلاصه آن چه را که باید دانسته باشید و به درد شما می­خورد، بیان کردم: شعر از زندگانی ناشی شده و میوه­ی زندگی است، ولی حتما ثمره­ی احساسات ما نیست، ولو این که با احساسات ما مربوط باشد و احساسات یا تاثرات ما را دست­چین کند.

 

تیر ماه ١٣٢٤

 

 برگرفته از کتاب «ارزش احساسات و پنج مقاله در شعر و نمایش»، نیما یوشیج

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com