تاريخچه اى كوتاه از موسيقى راك: شورشى ها

 

بهرام حسين
 

موسيقى راك به زعم اكثـــر منـــابع در دهــه پنجاه شروع مى شـــود. اين سبك از تلفيق سبك هاى كانترى و ريتم ان بلوز به وجود آمده است.

«Rocket 88 » شايد قديمى ترين قطعه راك باشد. كارى از Jackie Benston & his Delta Cats كه در سال ۱۹۵۱ منتشر شد. ولى آغاز راك را با «چاك برى» و Bill Haley & his Comets مى دانند. اين دو آثـــــار راكى ساختـــند كه با اقبال عمومى مواجه شد. در سال ۱۹۵۴ الويس پريسلى با قطعه That,s allright Mama موسيقى راك را از ميان سياهان به ميان سفيدپوستان آورد. غناى موسيقى الويس پريسلى البته به اندازه بنيان گذاران سبك راك نبود، ولى به هر حال لقب سلطان راك را از آن خود كرد. او تا دهه شصت بر موسيقى راك حكومت كرد، سبكى از راك كه راك بيلى ناميده مى شد را بنيان گذاشت و موسيقى راك «چاى برى» كه ماهيتى معترض داشت به حاشيه فرستاده شد و سمت عامه پسندتر موسيقى راك در بين عموم مردم جا افتاد. در اين مدت البته كسانى چون «سيتل ريچارد»، «سام كوك» و «جرى لى لوئيز» كارهايى ارائه دادند كه اغلب از اقبال بالايى هم برخوردار بودند. ولى به دليل ماهيت شورشى و پشت كردن به ارزش هاى اجتماعى دوران خود، توسط بدنه اصلى جامعه پذيرفته نشدند و الويس همچنان در صدر ماند. موسيقى راك بعد از چند سال به انگليس رسيد و در آغازين سال دهه شصت گروه «بيتلز» در ليورپول انگلستان شكل گرفت. بيتلز به محبوب ترين گروه راك تمام اعصار بدل شد كه البته اين گروه هم روى خط عامه پسند موسيقى راك حركت كرد. در فاصله اى كوتاه و در نيمه اول دهه شصت گروه هايى چون «رولينگ استونز»، «يارد بردز» و «دانيمال» شكل گرفتند. اين گروه ها كه از پشتوانه قوى موسيقى بلوز برخوردار بودند، كارهايى ارائه كردند كه از غناى موسيقايى بالاترى برخوردار بود. رولينگ استونز در بين اين سه از اقبال عمومى بالاترى برخوردار شد، ولى اين «يارد بردز» بود كه در تجربه گرايى مدامش توانست سه تن از بهترين گيتاريست هاى سبك راك را در خود متولد كند. «اريك كلپتون»، «جف بك»، «جيمى پيج» هر سه در اين گروه كار خود را آغاز كردند. پيج بعدها گروه «لدزپلين» را همراه «رابرت پلنت» تشكيل داد.
موسيقى راك با «بيتلز» و رولينگ استونز به آمريكا برگشت و افراد و گروه هاى زيادى را تحت تاثير قرار داد. به اين دوره از موسيقى راك «تهاجم انگليسى ها» مى گويند. در آمريكا هم البته اشخاصى، فارغ از حركت انگليس ها، كارهاى خوبى ارائه كردند. «باب ديلن» با تركيب موسيقى فولك و راك و نوشتن متن هايى كه غناى شعرگونه داشتند، در اوايل دهه شصت طرفداران خود را داشت. در ۱۹۶۵ جيم موريسون با گروه «دورز» پا به عرصه موسيقى راك گذاشت و تبديل به يكى از تاثيرگذارترين چهره هاى اين سبك شد. فضاى موسيقى راك بعد از او دگرگون شد. گروه هاى ديگرى هم بودند؛ كسانى كه مضامين كارهايشان جنگ ستيزى بود مثل «گريتفول دد» «جفرسون ايرپلين». بعد از دورز، گروه هاى راك سعى كردند خلسه اى كه در الكل و مواد مخدر وجود دارد را وارد اين موسيقى كنند. تلاش اين عده سبك هايى مثل اسيد راك و هارد راك را به وجود آورد. ضرباهنگ هاى طولانى با تكرار مدام و متن هاى سوررئال شاخص اين سبك ها بودند. «لدزپلين» و «كريم» آغازگران اين سبك بودند. بعدها موسيقى هوى متال از بطن اين سبك ها زاده شد. گروه هايى چون Kinks و The Who هم بودند كه زندگى بورژوازى و سيستم هاى موجود در جامعه را به باد انتقاد گرفتند. در نيمه اول دهه هفتاد بعد از مرگ جيم موريسون، جيمى هندريكس و جنيس جاپلين راك بدل به تابويى اجتماعى شد. همه اين افراد زندگى هاى بى بند و بارى داشتند و هر سه بر اثر سوء مصرف مشروب و مواد مخدر از دنيا رفتند. بخشى از موسيقى راك تبديل شد به محملى براى سوء رفتار، اعمال خشونت و... ، كه شايد شاخص اين گروه از راك كارها ديويد بووى و آليس كوپر باشند. ولى راك به سرعت شاخه هاى مختلف پيدا مى كرد. در اوايل دهه هفتاد گروه ها و افراد زيادى وارد عرصه تجربه گرايى در موسيقى راك شدند. موسيقى راك در تركيب با سبك هاى متفاوت سبك هاى جديدى ايجاد مى كرد. مايلز ديويس و john Mclaughline كارهاى تركيبى از موسيقى راك و جز ارائه دادند. Frank Zape و لئونارد برنشتاين راك را با موسيقى كلاسيك در آميختند. افرادى چون «ريچى بلك مور» نواختن كارهاى كلاسيك با گيتار برقى را آغاز كردند كه گرچه نو آورى در موسيقى نبود، ولى سطح نوازندگى را در عرصه راك بالا برد. جيمى پيج و اريك كلپتون بلوز را در سبك راك پررنگ تر كردند. جت روتال و ترافيك سبكى را آغاز كردند كه به نام راك پراگرسيو مشهور شد. پيچيده ترين و تجربه گرايانه ترين قطعات راك شايد در اين سبك ساخته شدند. آلات موسيقى حرفه اى تر و تخصصى تر شد. سبك هاى جز و كلاسيك در اين سبك با راك در آميختند و حيطه هاى موسيقى الكترونيك هم افزوده شد.
مطرح ترين هاى اين سبك در دهه هفتاد شايد كينگ كريمسون، كمل، يس و جنيس (تا زمانى كه پيتر گابريل در آن حضور داشت) باشند. گروه هاى ديگرى هم مثل Third Ear Band و... در اين عرصه به حدى پيش رفتند كه به ژانرهايى رسيدند كه هنوز هم نامى ندارند. هم زمان با اين گروه ها كه به سمت موسيقايى راك بهاى بيشترى مى دادند، نسل جديدى در نيمه دهه هفتاد پديد آمد. نسلى كه مضامين آهنگ ها بيشتر مورد توجهشان بود. متن هايى قوى با غناى شعرگونه باب شد. ون موريسون، سيد برت و كت استيونس نسل اول اين بخش از موسيقى راك هستند كه دنباله روهايشان در اواخر دهه هفتاد را كسانى چون لئونارد كوهن، تام ويتس، نيل يانگ و بوريس اسپرينگستين تشكيل مى دهند. نتيجه اقبال عمومى اين عده در دو چيز بود. اول اين كه باعث شدند باب ديلن وجيم موريسون كه متن هاى شعرگونه داشتند محبوبيت شان بيشتر شد و گروه هايى مثل ولوت آندر گروند و كاپيتان بريف هارت كه از غناى موسيقايى بالايى برخوردار بودند به فراموشى سپرده شدند و دوم اين كه آلبوم هاى كانسپت را مطرح كردند. آلبوم هاى كانسپت كه با آلبوم Sgt Pepperشs Lonely Harts Club كار بيتلز شروع شد، به آلبوم هايى گفته مى شود كه يك خط داستانى يا مضمون مشخصى را در تمام قطعات يك آلبوم دنبال مى كنند. شاخص ترين كار از اين دست در بازار ايران آلبوم «ديوار »كار گروه پينك فلويد است كه البته بهترين نيست و كار تقريبا متوسطى است. هم زمان با اين موج كسانى چون پيتر گابريل، اندرو لاتيمر و رابرت فريپ هم چنان به سمت موسيقايى راك بها مى دادند و كارهاى آوانگارد خود را به دور از هياهوى بازار راك مى ساختند. از بطن كارهاى اين دوره نسلى پديد آمد كه شاخص ترين آنها مايك اولدفيلد و كيت بوش است. نسلى كه موسيقى راك را به سمت و سويى انتزاعى سوق دادند.

منبع: روزنامه
ی «شرق»

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com