دستهای شکستهی ویکتور خارا

 

دست‌های ویکتور خارا، دست‌هایی که برای آزادی سرزمین و نیک‌ روزی ملتش سیم‌های گیتار را به فریاد وامی‌داشت...

دست‌های ویکتور خارا...

دست‌های شکستهی ویکتور خارا...

 

ویکتور خارا خواننده و گیتارنواز شیلیایی در روستایی فقیر به دنیا آمد. مادرش سراینده‌ای بومی بود که پس از پایان کارهای روزمره در جشن‌های درو و آیین‌های تدفین به خواندن ترانه‌ها و سرودهای سنتی می‌پرداخت و بدین ترتیب خارا توانست ترانه‌های روستایی و نخستین درس‌های گیتار را از مادرش بیاموزد.

خارا در کودکی از آموزه‌های دو محیط متفاوت بهره برد: محیط روستا و سپس شهر سانتیاگو که خانواده‌اش به آنجا مهاجرت کرده بود.

ترانه‌های بومی‌ای که خارا در کودکی آموخت و موسیقی او ارتباط بسیار نزدیکی با گنجینهی موسیقی مردمی آمریکای لاتین دارد. موسیقی آمریکای لاتین در نقطهی اتصال موسیقی‌های اسپانیایی و قبیله‌های بومی (مانند آزتک‌ها و مایاها)، سازهای محلی و نواهای آفریقایی، صاحب ترانه‌هایی شده که زندگی روزمره، امیدها و حسرت‌های ساکنان این منطقه را بازمی‌تاباند. خارا نیز که تصویر جاندار زندگی خود را در این موسیقی یافته بود، در آثارش به بازآفرینی طبیعت، انسان‌ها و به خصوص زندگی فقیرانه حاکم بر دشت‌ها و صحراهای شیلی پرداخت و سرانجام  رضایت خویشتن‌اش را در تلاش برای محو فقر از جامعه دید.

خارای جوان پس از مرگ مادرش در اثر یک خلاء عاطفی راه مدرسهی دینی را پیش گرفت، اما از آنجا که آموزه‌های دینی نتوانست خلاء درونی او را پر کند، پس از دو سال این مدرسه را ترک کرده و عازم دورهی اجباری نظامی‌ گری شد. با پایان دورهی سربازی، خارا تحصیل در دانشگاه را آغاز نمود و در آنجا به کار پیرامون موسیقی مردمی شیلی پرداخت. در همان مقطع به دلیل علاقهی روز افزونش به تئاتر، پس از گذراندن یک دورهی آکادمیک بازی‌گری، در سال ۱۹۶۱ با عنوان کارگردان در تئاتر دانشگاه  فعالیت خود را آغاز نمود و اگر چه توانست با نمایش ‌نامه‌هایی که روی صحنه برده بود شهرتی به دست بیاورد، اما هرگز ارتباطش را با دنیای موسیقی قطع نکرد. شناختن ویولت پارا ـ آهنگساز شیلیایی ـ تاثیر ژرفی بر زندگی هنری خارا گذاشت: آشنایی با جریان سرود نو (nueva cancion) که در آمریکای لاتین در حال زایش بود. سرود نو عنوان جریانی است در موسیقی آمریکای لاتین که از هم نوایی سازهای سنتی و ترانه‌های بومی با خیزش‌های سوسیالیستی منطقه به وجود آمد. این جریان اگر چه نخستین بار در آرژانتین تحت حاکمیت پرون زاده شد، اما از آنجا که در آن کشور به بازتاب قالب‌های سنتی پرداخت، امکان گسترش نیافت؛ ولی همین جریان توانست در شیلی اتحادی بین تلخ ناکی‌ها و شادکامی‌های کهن مردم با مسایل سیاسی روز ایجاد کرده و نواهای بسیاری را برای شعرها و آثار منظوم شاعران پیشروی منطقه، به شکلی ساده و روان و بدون محدود کردن لحن و آهنگ آنها، تولید نماید.

خارا در سال ۱۹۶۹ و هم زمان با سال‌های پر التهاب آمریکای لاتین، نخستین آلبوم سلوی خود را ارائه نمود و در همین سال‌ها آشنایی خارا با دیدگاه‌های سوسیالیستی، سومین تاثیر مهم را در افکار و زندگی او بر جای گذاشت. مقابله هنرمندان جریان سرود نو با تبدیل شدن آمریکای لاتین به حیاط خلوت ایالات متحده و کوشش‌های خارا در راه آزادی و عدالت، هویتی ضد امپریالیستی به موسیقی او بخشید. خارا می‌گفت: معتقد نیستم که خوانندهی انقلابی بودن صرفا مترادف با خواندن سرودهای سیاسی باشد. انقلابی ‌گری یعنی نجات دادن ارزش‌های مردم از دست امپریالیزم.

در سال ۱۹۶۹، حزب کمونیست، سوسیالیست‌ها و دیگر گروه‌های چپ شیلی، ائتلافی را با نام جمعیت مردم(united popular)  تشکیل دادند که این ائتلاف یک سال بعد با معرفی سالوادور آلنده به عنودان کاندیدا، وارد رقابت‌های انتخاباتی شد. خارا که تا آن زمان بیشترین فعالیت خود را در زمینهی تئاتر متمرکز کرده بود، با آگاهی از محدودیت صحنه‌های نمایش در یافتن مخاطب بیشتر، و از آنجا که به واسطهی موسیقی می‌توانست ارتباط گسترده‌ای با تودهی مردم برقرار کند، خود و گیتارش را وقف جنبش انقلابی شیلی نمود و به همراه چند هنرمند دیگر در استادیوم شیلی شهر سانتیاگو کنسرت بزرگی را اجرا کرد. پس از پیروزی اتحاد مردم در انتخابات، پربارترین روزهای خارا نیز  آغاز شد. او که  در فاصلهی سال‌های ۷۳-۱۹۷۰ روزانه بیست ساعت کار می‌کرد. با سفر به سراسر شیلی، کنسرت‌های بسیاری برای کارگران معدن‌ها و کارخانه‌ها، زاغه نشین‌ها، دانشجویان و دانش آموزان برگزار کرد و هم چنین در مدت سه سال، چهار آلبوم موسیقی نیز انتشار داد. اما در سال ۱۹۷۳ کودتای پینوشه ـ که از طرف صاحبان معادن مس و سرمایه‌ داران بزرگ شیلی، با همکاری ایالات متحده سازمان یافته بود ـ شرایط دیگری بر شیلی حاکم ساخت. بسیاری از انقلابی‌های پیشرو و از جمله سالوادور آلنده در همان روزهای نخست کودتا به قتل رسیدند و بسیاری نیز بازداشت شدند. خارا نیز که در جمع دانشجویان دانشکدهی فنی دستگیر شده بود، به همراه بسیاری از جوانان انقلابی، به استادیوم شیلی شهر سانتیاگو انتقال یافت. در همان استادیوم بود که خارا آخرین سرود خود را خواند: استادیوم شیلی (chilie estadio) . پس از آن که خارا این سرود را خواند، چند هزار جوان بازداشت شده در استادیوم، یک صدا آن را خواندند.

خارا سیمهای گیتارش را برای آرمانهای انقلابی‌اش به فریاد وامی‌داشت و کودتاچیان برای مقابله با او تبر را سلاح مناسبی دیدند... فرزندان دیکتاتور پس از شکستن دستهای خارا، جان او را هم در همان استادیوم گرفتند...

آخرین آلبوم آهنگ‌های خارا پس از مرگش انتشار یافت: مانیفست. خارا در ترانهای که نام این آلبوم از آن گرفته شده است، چنین می‌خواند:

 

گیتارم نه برای ثروتمندان است،

نه برای کاسه ‌لیسان آن ها،

ترانه هایم اسکله ای است برای رسیدن به ستارهها.

...

 

منبع: پایگاه اینترنتی سول

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com