بربریت سرمایه داری را نپذیریم

 

عزیز فرشادی

 

روز اول ماه می روز جهانی کارگر در راه است. روزی که یادآور مبارزه جهانی کارگران برای هشت ساعت کار است و از استرالیا شروع شد و در امریکا با به خاک و خون کشیدن کارگران آمریکا به اوج خود رسید. در این مبارزه سراسری، کارگران هزینههای زیادی متحمل شدند و دادگاه حافظ منافع سرمایهداران تعدادی از کارگران را به اعدام محکوم کرد و گرچه دهها کارگر  در این مبارزات به خاک و خون کشیده شدند و جانشان را از دست دادند، اما طبقه کارگر حرف خود را به کرسی نشاند. هر سال مراسمهایی به یاد جان باختگان و تجلیل از مبارزات کارگری برپا میشود، اما خواستها و مطالبات کارگری در  این مراسمها تحت جو و فضای رفرمیستی حاکم بر جنبش کارگری مطرح میشود. سرمایهداری جهانی نیز خشنود از این که سندیکاها خط قرمزهای جهان سرمایه را نگه میدارند و سالهاست به یمن رفرمیسم حاکم بر جنبش کارگری با خیال راحت با گرایش خودبخودی ضد سرمایه داری مقابله میکند.

با این وجود، اکنون شرایط ویژهای در مناسبات کار و سرمایه حاکم است.  بورژوازی جهانی با بحرانی که برخاسته از ذات سرمایه است دست به گریبان است. همان طور که بنیان سرمایه بر تولید ارزش اضافی است، بحران ذاتی سرمایه را نیز گریزی نیست. اما سرمایه برای مقابله با این بحران ذاتیاش با تشدید شرایط کارگران مانندکاستن از دستمزدها، حمله به دستاوردهای مبارزاتی کارگران به مقابله با بحران میرود. سرمایهداری جهانی در دوران حاکمیتاش با سخت کردن شرایط کار مزدی و بالا بردن ارزش اضافی و حمله به معیشت کارگران و خانه خرابی آنان، بحرانهای سرمایهداری را از سر گذرانده است. اما بحران کنونی جهان بورزوازی نسبت به سالهای قبل عمیقتر است .شرایط زیستی طبقه کارگر جهانی نیز کارد را به استخوانش رسانده است. به عنوان مثال، کارگران ایران در وضعیت اسفناکی به سر میبرند و بورژوازی حاکم نیز از این موضوع اگاه است و برای جلوگیری از جنبش خودانگیخته کارگران بر علیه سرمایه، شرایط اختناق و سرکوب را تشدید کرده است. شرایط یونان، اسپانیا، ایتالیا، و در آفریقا، مصر، و... نیز به گونهای است که طبقه کارگر این کشورها از نظر دستمزد و معیشت در موقعیتی قرار دارند که دستمزدها کفاف حداقل معیشت این کارگران را نمیکند؛ خیل عظیم کارگران بیکار بر اثر بحران سرمایهداری بیداد میکند؛ بی خانمانی کارگران روز به روز افزایش مییابد؛ جهان سرمایهداری برای برونرفت از بحران و ایجاد شرایط رونق سرمایه به تشدید فشار بر نیروی کار و سرکیسه کردن کارگران روی آورده است. طبقه کارگر نیز دو راه پیش روی دارد. یا بایستی به این شرایط که هر روز بدتر میشود تن بدهد؛ گرسنگی و بی خانمانی و آوارگی را به تن بخرد. یا این که به مقابله با سرمایه در پیکار اجتماعی علیه سرمایه که شرایط عینیاش از هر موقع مساعدتر است شرکت کند و به مقابله با سرمایه برود.  راهکارهای رفرمیستی چپ و راست نیز تاکنون نتوانسته و نمیخواهد مناسبات سرمایه را مورد هجوم قرار دهد.

جنبش خود انگیخته ضد سرمایهداری هم اکنون این جا و آن جا خودنمایی کرده است، هرچند بدون افق سوسیالیستی و هرچند نمادهایی از سرمایه را در تیر رس خود قرار داده است و از مبارزه و با نفی کار مزدی غافل شده است. مبارزه ضد سرمایهداری یک جنبش شورایی ضد سرمایهداری را طلب میکند که ضمن مبارزه با سرمایه و رفرمیست راست و سرنگون طلب، جنبش شورایی بر علیه سرمایه را پیریزی کند. شرایط عینی طبقه کارگر در شرایط کنونی نسبت به قبل با توجه به مناسبات کارگری در اروپا و آفریقا آمادهتر است. جنبش ضد سرمایهداری خودانگیخته نتوانسته است خود را از چنگال رفرمیسمی که سالها در جنبش کارگری جا خوش کرده است، برهاند. این مهم بر دوش فعالین ضد سرمایهداری سنگینی میکند. ما فعالین ضد سرمایهداری بایستی از این شرایط کمال استفاده را ببریم و حضور خود را در جنبش کارگری به هر وسیله ممکن حول خواستها و مطالبات کارگری چون افزایش دستمزدها، آزادی بیان و تشکل و... که ملاطی است برای پیوند حلقههای جنبش کارگری علیه سرمایه، به گوش دیگر کارگران برسانیم.

اگر کارگران در روز اول ماه مه برای هشت ساعت کار در روز با جهان سرمایه مبارزه کردند، اکنون طبقه کارگر در مراسم اول ماه می میتواند مناسبات سرمایهداری و دولتهای سرمایه را به چالش بکشد و با حضور خود در مراسم اول ماه می، این مراسم را به پیکاری علیه سرمایه و رفرمیستهای کارچاق کن نظام سرمایه تبدیل کند. وقت آن است که کارگران یونانی و اسپانیایی مراکز تولید را در کنترل خود درآورند و با تشکیل شوراهای خود تولید و توزیع را در دست گیرند؛ بی خانمانها خانههای خالی سرمایهداران را اشغال کنند و به جای راهکارهای رفرمیستی که از دولتها میخواهند آنان را به رسمیت بشناسند، با اتکا به نیروی خود جنبش شورایی ضد سرمایهداری را ایجاد کنند. کارگران مصری به جای آن که سندیکاهای زمان مبارک را با نام سندیکاهای مستقل بازآفرینی کنند، شوراهای ضد سرمایهداری خود را برپا دارند. طبقه کارگر اگر به خود نیاید و به تقابل با سرمایه به پا نخیزد، چیزی جز فقر و مسکنت در انتظارش نخواهد بود و تمامی هزینههای بحران ناشی از سرمایه را به این طبقه تولیدکننده ارزش اضافی که در حال حاضر در بدترین شرایط زیستی قرار دارد، تحمیل میکنند. از این روست که یا بایستی با مبارزه خود سرمایهداران و دولتهای سرمایه را به عقب نشینی وادار کنیم یا این که هجوم سرمایه را به هستی خود پذیرا شویم؛ چون سرمایهداری برای حل  بحران، همیشه هزینه بحران را با بالا بردن ارزش اضافی، افزایش شدت کار، اخراج و بیکارسازی کارگران تامین کرده است. نتیجه آن که طبقه کارگر میتواند در پیکار اجتماعی علیه سرمایه بپا خیزد یا بربریت سرمایه داران را بپذیرد.

فروردین 1392

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com