اول ماه مه:
نمايش‏ قدرت عظيم اتحاد كارگران

 

بيژن هدايت

 

در اول ماه مه سال 1886، كارگران شيكاگو دست به دست هم دادند و متحد و هم بسته به خيابان آمدند، تا به سرمايه اعلام كنند كه خواهان روز كار هشت ساعته و حق تشكل كارگرى هستند. پليس‏، تظاهرات گسترده‌ى كارگران شيكاگو را به خاك و خون كشيد و تعدادى از رهبران كارگران را دستگير و زندانى كرد. پس‏ از سركوب وحشيانه‌ى پليس‏، نوبت خوش‏ خدمتى به دادگاه سرمايه رسيد، كه عدالت سرمايه را به نمايش‏ بگذارد. تنى چند از رهبران تظاهرات كارگران به محاكمه كشيده شدند. سرمايه، از پيش‏ فرمان به مرگ آن‌ها داده بود. و دادگاه سرمايه وظيفه داشت، كه فرمان مرگ آن‌ها را جار بزند. جان اين رهبران كارگرى مى‌بايست گرفته مى‌شد، تا جان سرمايه در امان بماند.
طنين شعف انگيز و رساى فوير انگل (از رهبران كارگران شيكاگو) پس‏ از گذشت اين سال‌هاى طولانى هم چنان به گوش‏ مى‌رسد، كه پس‏ از اعلام راى دادگاه سرمايه به پا خواست، تمام قدرت عظيم اتحاد كارگران را در صداى جان خود ريخت و گفت: كارگران اينك دريافته‌اند، كه مى‌توانند با اتحاد و هم بستگى و مبارزه‌ى جمعى بر مشكلات خود فائق آيند. كارگران دريافته‌اند، كه چه قدرت عظيمى در اتحاد آنان نهفته است. به همين دليل است، كه كارفرمايان با تمام توان خود مى‌كوشند اتحاد كارگران را درهم بشكنند و متينگ آن‌ها را در خون غرق كنند. ما كارگران، گرد هم آمديم تا شايد اندكى از حقوق خود را بازستانيم. اما اكنون از زندان و دادگاه سر درآورده‌ايم. آيا اين است معناى برابرى و عدالت در جامعه‌ى ما؟ امروز اگر صداى حق طلبانه‌ى ما را مى‌توانيد به زور گلوله خفه كنيد، اما مطمئن باشيد كه اين صداها ديگر خفه شدنى نيست و هر روز طنين آن رساتر خواهد گشت.
فوير انگل غيب‌گو نبود. او، حقيقت قدرت عظيم اتحاد كارگران را دريافته بود و مى‌دانست كه اگر اين اتحاد پا بگيرد، صداى آن ديگر خفه شدنى نيست. سه سال بعد، پرچم قدرت عظيم اتحاد كارگران در كنگره‌ى بين‌الملل در پاريس‏ به اهتزاز درآمد.

پرچم اول ماه مه برافراشته مى‌شود*
در كنگره‌ى بين‌الملل، منعقده در پاريس‏ در روز شنبه بیستم ژوئيه 1889، بوش‏ (یکی از نمایندگان حزب سوسیالیست کارگری آمریکا) پيشنهاد مى‌كند هر سال در يك روز معين در سراسر جهان تظاهرات عمومى برگزار شود و خواست آن كاهش‏ ساعت كار باشد. نمايندگان كنگره، با تظاهرات بين‌المللى براى كاهش‏ ساعت كار كم‌ترين مخالفتى ندارند و اصل پيشنهاد را تصويب مى‌كنند. سئوال اما اين است، كه چه روزى را براى تظاهرات بين‌المللى برگزينند؟ بوش‏ اطلاع مى‌دهد، كه كنگره‌ى دسامبر 1888 حزب سوسياليست كارگرى آمريكا، روز اول ماه مه را به ياد كارگران شيكاگو براى تظاهرات برگزيده است و قرار است، كه فدراسيون سنديكاهاى كارگرى آمريكا نيز تظاهرات خود را براى اولين بار در روز اول ماه مه 1890 برگزار كند. براى انتخاب اول ماه مه، راى مى‌گيرند. اول ماه مه، روز بين‌المللى تظاهرات كارگران براى كاهش‏ ساعت كار مى‌شود.

قطع نامه‌ى اول ماه مه
قطع نامه‌ى مفصلى درباره‌ى مضمون اول ماه مه، توسط حزب سوسياليست كارگرى آمريكا به كنگره پيشنهاد مى‌شود. در اين قطع نامه آمده است: با توجه به اين كه گزارش‏ نمايندگان همه‌ى كشورهاى شركت كننده در اين كنگره نشان داد، كه سازمان اقتصادى كار، يعنى اتحاديه‌هاى كارگرى و گروه‌هاى مشابه، براى رهايى طبقه‌ى زحمت كش‏ كفايت نمى‌كنند، در حالى كه تبليغ و تهييج براى تقليل روز كار، براى محدوديت كار زنان و كودكان، و براى تصويب قوانين حامى كار، نشان داده‌اند كه وسيله‌اى براى گسترش‏ آگاهى طبقاتى در ميان كارگران است و يك مقدمه‌ى ضرورى براى رهايى طبقه‌ى كارگر به دست خود او مى‌باشد؛ با توجه به اين كه جنبش‏ كارگرى نشان داد، كه استدعا از بورژوازى فاقد هر گونه تاثيرى به نفع كارگران است و سودى ندارد، مگر ايجاد سرمايه‌اى سياسى براى طبقه‌ى حاكم؛ با توجه به اين كه قدرت سياسى‌اى كه در دست طبقه‌ى حاكم است، به او اجازه مى‌دهد كه نظام استثمارى خود را در موسسات خصوصى و توليد سرمايه دارى هم چنان حفظ كند؛ با توجه به اين كه بورژوازى از طريق قدرت سياسى، مانع كنترل صنايع به وسيله‌ى دولت و كنترل دولت به وسيله‌ى مردم مى‌شود؛ كنگره‌ى بين‌الملل، منعقده در پاريس‏، تصميم مى‌گيرد كه:
1- كارگران بايد در تمام كشورهايى كه از حقوق انتخاباتى برخوردارند، به صفوف حزب سوسياليست داخل شوند و به هيچ سازشى با احزاب سياسى ديگر تن ندهند. و از طريق استفاده از حق راى خود، و با پيروى از قانون اساسى كشور خود، براى تسخير قدرت تلاش‏ كنند؛
2- در تمام كشورهايى كه حقوق انتخاباتى و حقوق اساسى از كارگران سلب شده است، كارگران بايد با استفاده از تمام وسايل براى كسب اين حقوق به مبارزه برخيزند؛
3- به كار گرفتن نيروى سركوب كننده از سوى طبقه‌ى حاكم به منظور ممانعت از تحول مسالمت آميز جامعه به سوى يك سازمان تعاونى، كه هم صنعتى و هم اجتماعى باشد، جنايتى عليه بشريت تلقى مى‌شود. آنان كه براى دفاع از آزادى و حيات خود مبارزه مى‌كنند، متجاوزان را به سزاى اعمال خود خواهند رساند.
اين قطع نامه به اتفاق آرا، به جز يك راى مخالف، به تصويب مى‌رسد. نماينده‌ى روسيه، پلخانف، مخالف قطع نامه است. او بر اين باور است كه در شرايط روسيه، برگزارى تظاهرات اول ماه مه غيرممكن است. بدين ترتيب، سنت اول ماه مه در كنگره‌ى بين‌الملل در پاريس‏ بسته مى‌شود. در سال 1886، جان تعدادى از رهبران تظاهرات كارگران شيكاگو گرفته مى‌شود و در 1889، طليعه‌ى قدرت عظيم اتحاد كارگران ، كه صداى جان فوير انگل در دادگاه سرمايه بود، چون هراس‏ هول ناكى بر جان سرمايه هجوم مى‌آورد. اول ماه مه، مى‌رود كه صداى خفه نشدنى كارگران جهان شود.

نخستين تظاهرات بين‌المللى اول ماه مه
نخستين تظاهرات بين‌المللى اول ماه مه، با شوق و شكوهى به ياد ماندنى در بسيارى از كشورهاى جهان برگزار مى‌شود. در آلمان، در آستانه‌ى برگزارى تظاهرات اول ماه مه، روزنامه‌ى مذاكرات از بن گزارش‏ مى‌دهد كه كارفرمايان با جديت فراوان از در مخالفت با اين تظاهرات درآمده و اعلام كرده‌اند: كارگرانى كه در روز اول ماه مه غيبت كنند را ديگر نخواهند پذيرفت. دولت سرمايه نيز به سهم خود دست به كار شده است. پادگان برلن براى مقابله با كارگران مهمات كافى دريافت داشته است. و از همه‌ى مديران كارخانه‌ها درخواست شده، كه كوچك‌ترين حركتى را فورا به كلانترى محل و شهربانى اطلاع دهند.
با صدور اعلان ممنوعيت غيبت از كارخانه، اولين گروه كارگران اعتصاب خود را آغاز مى‌كنند. به گزارش‏ روزنامه‌ى مذاكرات، كارگران هامبورگ، روستوك، برلن، فرانكفورت، كلن، لايپزيك، و مونيخ، على رغم توپ و تشرها و تشبثات كارفرمايان دست به اعتصاب زده‌اند. كارفرمايان به قول خود داير بر اخراج كارگران وفا مى‌كنند. و كارگران نيز در بسيارى از اين شهرها، به اعتصاب خود ادامه مى‌دهند. بندر هامبورگ در پانزده روز اول ماه ماه مه 1890، كاملا فلج مى‌شود.
در اتريش‏، جنبش‏ اعتصابى عموميت مى‌يابد. در پاره‌اى از نقاط به نظر مى‌رسد اعتصاب كارگران تا روزها پس‏ از اول ماه مه هم ادامه پيدا مى‌كند. در وين، روز اول ماه مه، تظاهرات گسترده و باشكوهى برگزار مى‌شود، كه تعداد شركت كنندگان آن به مرز صد و پنجاه هزار نفر مى‌رسد. در شهر بوداپست، تظاهرات ممنوع اعلام مى‌شود و با اين همه، سى هزار تن از كارگران گرد هم مى‌آيند.
در انگلستان، كميته‌ى جشن اول ماه مه تصميم مى‌گيرد جشن اول ماه مه را نه در روز پنج شنبه، كه سه روز ديرتر، يعنى در روز يك شنبه چهارم مه برگزار كند. تعدادى از كارگران احساس‏ مى‌كنند، كه كميته به قطع نامه كنگره‌ى بين‌الملل در پاريس‏ خيانت كرده است. شوراى فدراسيون سازمان‌هاى كارگرى، كارگران را به تظاهرات در روز اول ماه مه فرا مى‌خواند. در اين روز، دو هزار كارگر تظاهرات مى‌كنند. در روز يك شنبه، چهارم مه، نيز جشن اول ماه مه در هايدپارك لندن برگزار مى‌شود. در اين بزرگ‌ترين نمايش‏ آن سال سراسر دنيا، در حدود نيم ميليون نفر حضور بهم مى‌رسانند.
در بلژيك، به هنگام طلوع آفتاب روز اول ماه مه، صد هزار نفر از كارگران معدنچى اعتصاب خود را آغاز مى‌كنند. تظاهرات و اعتصاب كارگران، سراسر بلژيك را در خود فرو مى‌برد.
در فرانسه، به ويژه در پاريس‏، تظاهرات ممنوع اعلام شده است. در پاريس‏ قرار بر اين بود، كه صفوف تظاهركنندگان تا محل پارلمان رژه برود و در آن جا عريضه‌ى‌ حاوى درخواست كاهش‏ مدت كار به هشت ساعت در روز را تقديم مجلسيان كند. براى مقابله با كارگران، علاوه بر سی و چهار هزار سرباز مستقر در پاريس‏، از شهرستان‌ها نيز كمك خواسته شده است. صبح روز اول ماه مه به نظر نمى‌رسيد اتفاقى بيافتد. فقط چند پرچم سرخ با شعار اول ماه مه، هشت ساعت كار پائين كشيده مى‌شود. پس‏ از مدتى اما، جمعيت به خشم مى‌آيد. هيات نمايندگى كارگران مركب از برخى از اعضاى پارلمان، رهبران جنبش‏ سنديكايى، و احزاب چپ، در نزديكى ميدان كنكورد دستگير مى‌شوند. نمايندگان پارلمان با ارائه‌ى كارت نمايندگى خود راه را ادامه مى‌دهند. ولى از پيش‏ روى جمعيت، با سد نظاميان جلوگيرى مى‌شود. هيات نمايندگى، عريضه را به رئيس‏ مجلس‏ مى‌دهد و به صحبت درباره‌ى مفاد آن مى‌پردازد. هم زمان پليس‏ به جمعيت حمله مى‌برد و نمايش‏ آرام اول ماه مه پاريس‏ را به زد و خوردى خشن مبدل مى‌سازد.
در ايتاليا، كارگران رم شهر را يك پارچه تعطيل مى‌كنند و توطئه‌ى حكومت نظامى را به سخره مى‌گيرند. در شهر لى‌ورنو، بين مردم و ژاندارمرى، زد و خوردى رخ مى‌دهد. در فلورانس‏، على رغم حضور نيروى پليس‏، تظاهرات با آرامش‏ صورت مى‌گيرد. و در شهر صنعتى تورينو، اشغال نظامى ساختمان‌هاى دولتى و دستگيرى فعالين سياسى و سنديكايى، سرانجام به درگيرى خيابانى مى‌كشد و عده‌اى زخمى و تعدادى دستگير مى‌شوند.
در سوئد، در شهر استكهلم، بيش‏ از صد هزار نفر گرد مى‌آيند و به سخنان پالم و برانتينگ، از رهبران سوسيال دمكراسى، گوش‏ مى‌دهند.
در آن سوى اقيانوس‏، در آمريكا، حزب سوسياليست كارگرى متينگى را با حضور بیست هزار تن در يكى از ميدان‌هاى نيويورك سازمان مى‌دهد. در شيكاگو نيز سی و پنج هزار نفر در جشن اول ماه مه شركت مى‌كنند و به سخن رانى نجاران اعتصابى گوش‏ مى‌دهند. در شهر لوئى ويل، تظاهراتى با بیست هزار نفر برگزار مى‌شود، كه سخنران آن ساموئل گومپه رز، رهبر فدراسيون كار آمريكا، است.
و در كوبا، على رغم انحلال اتحاديه‌ى كارگران سيگارسازى، كارگران اين اتحاديه به هم راه كارگران نجارى‌ها اعلام اعتصاب مى‌كنند. اين جا، هر نوع تظاهراتى در روز اول ماه مه ممنوع است. والى اسپانيولى جزيره، فقط اجازه داده است بين ساعت پنج تا هشت بعدازظهر جلسه‌اى در يكى از تالارهاى شهر برگزار شود. با رسيدن خبر دستگيرى لويى ميشل (زن انقلابى فرانسوى، كه شب قبل در پاريس‏ دستگير شده است) كارگران به خيابان‌ها مى‌ريزند و به سوى تالار برگزارى جلسه روان مى‌شوند. سخن رانان جلسه اعلام مى‌كنند، كه اجتماع پرشور كارگران به خاطر اعتراض‏ به انحلال اتحاديه‌ى كارگران سيگارسازى نيست، بلكه براى ابراز هم بستگى با كارگرانى است كه در سراسر اروپا و آمريكا روز اول ماه مه را جشن مى‌گيرند و كارگرانى كه دولت‌هاى استبدادى از برگزارى جشن آن‌ها ممانعت به عمل مى‌آورند.
......
نخستين تظاهرات بين‌المللى اول ماه مه، قدرت عظيم اتحاد كارگران را در مقابل چشمان هراس‏ ناك سرمايه به نمايش‏ گذاشت. و بيش‏ از آن، به كارگران سراسر جهان، به زن و مرد، به سرخ و زرد و سياه و سفيد، نشان داد كه مستقل از جنسيت، مليت، و مذهب، متعلق به يك طبقه‌ى جهانى‌اند و پاى در يك سرنوشت دارند. طبقه‌اى جهانى و هم سرنوشت، كه قدرت عظيم آن در هم بستگى و اتحاد آن نهفته است.
پس‏ از گذشت صد و بیست و چهار از تظاهرات كارگران شيكاگو، دنياى سرمايه دارى بى شك دست خوش‏ تحولات بسيارى شده است. اما، ماهيت آن كم‌ترين تغييرى نكرده است. اين نظام نكبتى، على رغم توسعه‌ى فزاينده‌ى تكنولوژى و اختراعات نوين و على رغم وجود اقيانوسى از ثروت و نعمت، هم چنان براى بقاى خود نيازمند فقر و فلاكت باز هم بيش‏تر كارگران و تشديد استثمار و تحميل شدت كار و بيكارى و بى حقوق افزون‌تر بر آنان است.
پس‏ از گذشت صد و بیست و یک‏ سال از اولين نمايش‏ بين‌المللى اول ماه مه، نبرد طبقاتى كارگران عليه سرمايه هم چنان ادامه دارد. و بر خلاف زوزه‌هاى تئوريسين‌ها و مدافعان سينه چاك سرمايه دارى، كه پيروزى ابدى سرمايه و پايان تاريخ را جار مى‌زنند، اين نبرد طبقاتى بيش‏ از بيش‏ گسترش‏ مى‌يابد و به رويارويى آشكارتر و خصمانه تر كارگران سراسر جهان با سرمايه كشيده مى‌شود.
در اين نبرد بى وقفه، اول ماه مه، نمايش‏ قدرت عظيم اتحاد كارگران است. اتحادى كه طنين شعف انگيز و رساى فوير انگل آن را اعلام كرده بود. اول ماه مه، پرچم مبارزه‌اى جهانى است. مبارزه‌اى متحد و هم بسته، كه كارگران را به برپايى دنيايى بهتر فراخوان مى‌دهد. دنيايى كه با درهم كوبيدن نظام سرمايه دارى پا مى‌گيرد و بر ويرانه‌هاى آن، نظام نوينى را بر پايه آزادى و برابرى بنا مى‌نهد. نظامى كه بر سر در آن نوشته شده است: رشد آزادانه‌ى هر فرد، شرط رشد آزادانه‌ى همگان است.


گرامى باد اول ماه مه، روز جهانى كارگران

* * *

 

* ماخذ: كنگره‌ى بين‌الملل چگونه روز اول ماه مه را انتخاب كرد؟ از خ.‌كيانوش‏، مندرج در كتاب جمعه، شماره‌ى سی و سه، یازدهم ارديبهشت 1359،

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com