گزارش های کارگری سرمایه ستیز یا نوحه سرا؟

 

رامین حیدری

 

هجوم سرمایه و تشدید استثمار و بهرهکشی از نیروی کار شبه رایگان ما کارگران، ویژگی ذاتی سرمایه است. اما ما کارگران برای تغییر این اوضاع و شرایط که هر روز با آن دست و پنجه نرم میکنیم، چاره اندیشی نمیکنیم. منظور از چاره اندیشی این است که مقابله با سرمایه را جدی نمیگیریم. برای رهایی از بند سرمایه، تدارک مبارزه آگاهانه علیه سرمایه را کنار گذاشتهایم. تسلیم دروغ پردازیهای بورژوازی و راه کارهای رفرمیستهای چپ و راست شدهایم. مبارزه با ریشههای کارگرستیزی و استثمار را از یاد بردهایم.

در گزارشهای خبری که پیرامون شرایط اسفناک کارگران نوشته میشود، رویکرد بورژوایی و رفرمیستی مشهود است. این گزارشها برای آن نوشته نمیشوند که در پیشبرد مبارزه ضدسرمایهداری مشکل گشا باشند، بلکه مضمون آن درخواست از بخشهایی از حاکمیت است تا از هجوم به کارگران بکاهند. مثل این میماند که میخواهیم بورژوازی را بر سر مهر بیاوریم. به آنها یادآوری کنیم که ما در شرایط هولناکی زندگی میکنیم و بیایید از شدت سرکوب ما کارگران کم کنید. این موضوع در تمامی گزارشهای کارگری که در ارتباط با کارگران عسلویه، معدنکار، کاشی کویر یزد، مس سرچشمه، فولاد دورود، کارگران "تولیدی تهران" و... منتشر شده، موج میزند. بورژوازی ذاتا و عمیقا درصدد است که هر چه بیشتر بر استثمار ما کارگران بیافزاید. اگر به چنین شیوههایی دست میزنیم، از آن روست که به سرمایه و حاکمان سرمایه متوهم شدهایم. رفرمیستها نیز توهم و پناه بردن به درگاه بورژوازی را تبلیغ میکنند و ما را به تمنا و گدایی از بورژوازی و حاکمان سرمایه میکشانند. این گزارشهای کارگری واقعیات را نشان نمیدهند تا زمینهای برای ارتقای سطح مبارزه با سرمایه و بیانگر خشم طبقه کارگر علیه سرمایه باشد، بلکه به دنبال به رحم آوردن صاحبان سرمایه و حاکمیت هستند. مضمون گزارشها مشحون از تظلم خواهی و درخواست تشکل است. از سوی دیگر روی آوردن به این گزارشهای رفرمیستی از سوی فرقهها و گروههای غیرکارگری برای این است که نشان دهند فعال هستند و از میدان به در نرفتهاند.

ما کارگران زیر فشار مناسبات سرمایهداری هر گونه ارادهای از ما سلب شده است. ما کارگران واقعیتهای تلخ حاصل از این نظام ضدکارگری را لمس کرده و میکنیم، سیطره آن را بر زندگیمان هر لحظه احساس میکنیم، اما برای ریشهکنی این مناسبات دست به کار نمیشویم. از دشمن طبقاتی خود درخواست میکنیم که این اوضاع و شرایط را به نفع ما تغییر دهد یا از دردهای ما کم کند. در حالی که حاکمیت سرمایه برای حفظ این شرایط و تولید ارزش اضافی بیشتر از همه توان و ابزار بهره میگیرد. این توهم همان تحریفهایی است از واقعیت که حاکمان سرمایه به خورد ما دادهاند. این شرایط هم بر کل جنبش کارگری جهان سلطه یافته است. بورژوازی حاکم در ایران هر گونه تشکل کارگری را از جمله سندیکا و اتحادیههایی که رفرمیستها برای ایجاد آن به هر دری میزنند، سرکوب میکند. این شیوه برخورد حاکمیت، فرصت را به رفرمیستها داده تا برای این گرایشهای رفرمیستی در جنبش کارگری وجهه سازی کنند. از نگاه حاکمیت سرمایه، مدیران هر تشکلی (حتی تشکلهای دستساز) آن جا که نتوانند در حدود یک نمایش فرمایشی، کارگران را کنترل کنند، از برگزاری هر تجمعی جلوگیری میکنند. در این شرایط است که تشکلهای رفرمیستی از این موقعیت استفاده کرده و خود را به عنوان تشکلهای کارگری که رو در روی سرمایه ایستادهاند، جا میزنند. کارکرد این تشکلها چیزی جز دور کردن طبقه کارگر از مبارزه ضدسرمایهداری نیست.

طی دورههای اخیر، مبارزات کارگری کم نبوده و نیستند. موجی از اعتراضات کارگری به اشکال مختلف، اما جدا از هم به صحنه آمده و میآیند. اکثر تحلیلها و گزارشهای کارگری منتشر شده در این زمینه و رهنمودهای فعالان کارگری، خواهان پیاده شدن بورزوازی از خر شیطان و دادن مطالبات کارگری و نیز دادن مجوز فعالیت سندیکا و اتحادیه و کم کردن هجوماش به طبقه کارگر هستند؛ یا مجلس را به وساطت دعوت میکنند که از دولت و سرمایهداران بخواهد دستمزدهای معوقه را بپردازند و از اخراج کارگران کوتاه بیایند. این گونه نسخه پیچیها برخاسته از نگاهی است که در درون جنبش کارگری به طور سیستماتیک جا افتاده است که مبارزات جنبش کارگری تریدیونیستی است و حد و قوارهاش از مبارزات اقتصادی فراتر نمیرود و مبارزه سیاسی به عهده افراد دیگری و در شرایط دیگری است. در صورتی که مبارزه و ستیز با سرمایه به صورت توامان و همه جانبه است.

راه کارهای رفرمیستی نتوانسته یک گام ما را به جلو ببرد و مسلما تا زمانی که به قدرت عظیم، اما پراکنده خود رو نکنیم و با تشکلهای سرمایه ستیز و شورایی دست به کار نشویم، کاری از پیش نخواهیم برد. مبارزه برای تحقق خواست و مطالبات روز طبقه کارگر در راستای مبارزه با نظام سرمایه است و ایجاد تشکلهای یاد شده هم بر بستر این مبارزات به وجود میآید. پیشروان کارگری نیز در پیوند با بدنه کارگری است که میتوانند به خود بیایند و آگاه و آگاهتر شوند و کارگران را همراه با خود ارتقاء دهند. این آگاهی بایستی در راستای پراتیک موجود طبقه کارگر به کار آید، وگرنه صحبت از آگاهی بدون آن که در مبارزات کارگری با پراتیک مبارزاتی جفت و جور نشود، هیچ است.

هم اکنون دهها شرکت و کارخانه و کارگران برای گرفتن مطالبات خود به اشکال مختلف معترض هستند. اما این مبارزات که عموما در اشکال تجمع مقابل مجلس، وزارت صنایع و معادن، اداره کار شهرستانها، مجتمع مس سرچشمه و... روی میدهند، دولت سرمایه و دیگر ارگان حافظ سرمایه با فریکاری، تحقق مطالبات کارگری را موکول به فرداهای نامعلوم کردهاند. سرمایه با امروز و فردا کردن، کارگران را فرسوده و پراکنده میکند و نیروی کارگران را از رزمندگی تهی میکند. خود این تجمعهای بی حاصل روی کارگران اثر مخرب میگذارد، توان کارگران را میگیرد و روحیه ناامیدی و تنهایی را در آنان افزایش میدهد.

برای برون رفت از این شرایط فرساینده، چاره جویی باید کرد. اگر دهها و صدها بار از این تجمعها داشته باشیم، حاکمیت سرمایه منتظر میشود تا خسته شده و پراکندهتر شویم. تا زمانی که از این بنبست خارج نشویم و نیروهایمان را تجمیع نکنیم و از لاک دفاعی خارج نشویم و ستیز با سرمایه را شروع نکنیم، بدون شک همین آش و همین کاسه است. صاحبان سرمایه به سادگی از سودهای کلانی که در پرتو استثمار نیروی کار ما کارگران انباشت میکنند، تسلیم نمیشوند. اما شک نکنیم که ما خالقان سرمایه، قدرت عظیمی داریم که اگر علیه سرمایه به حرکت در آید، بورژوازی توان مقابله ندارد.

ما ناگزیر به تغییر شرایطمان هستیم و برای تغییر به عمل آگاهانه نیاز است. پس در گزارشهای کارگریمان هم نگاه سرمایه ستیزی را دنبال کنیم. وگرنه نگاه نوحهسرا و تسلیمجو به سرمایه، هر روز از انواع بلندگوهای بورژوازی و رفرمیستها تبلیغ و ترویج میشود.

 مهر ۱۳۹۴

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com