وضعيت زنان شاغل در كارگاه هاى زيرزمينى


فاطمه رحيمى
 

به چند كارگر ساده جهت بسته بندى پوشاك نيازمنديم. صفحه اى از نيازمندي هاى يكى از روزنامه هاى صبح مختص آگهى هايى از اين دست است. شماره يكى از آنها را مى گيرم.
_ سلام جهت آگهى كه ...
_ ... ماهى شصت هزار تومان از ساعت هشت صبح تا هفت شب يك ساعت براى ناهار و استراحت فرصت داريد
_ بله ببخشيد در مورد...
_ آدرس را يادداشت كنيد باقى توضيحات حضورى ...
زيرزمينى به مساحت صد تا صد و بیست متر يك طرف چرخ هاى صنعتى كنار هم چيده شده اند، بطورى كه رفت و آمد از ميان آنها به سختى صورت مى پذيرد. در طرف ديگرى نيز بسته هاى آماده و پارچه ها روى هم انباشته هستند. در يك نگاه مى توانم حدس بزنم كه بين ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول كار هستند و حتى تردد كارگران از ميان اين همه انباشتگى وازدحام با مشكل روبروست. زن سى چهل ساله اى به مقابلم مى آيد: براى كار آمدى؟!
_ بله مى خواهم با سرپرست اين جا صحبت كنم.
_ نيازى نيست.
مرا به سمتى هدايت مى كند كه دو زن روى يك ميز مشغول بستن جعبه هاى مقوايى هستند. زن مى خواهد كه به دست آنها نگاه كرده و من هم پيچيدن يكى از آنها را امتحان كنم و بعد ادامه مى دهد كه كار ما همين است و براى اين كه بتوانى حقوق آخر ماه را كامل دريافت كنى بايد روزى دویست بسته را تحويل بدهى.
هرچه بيشتر به حركت دست هاى دو زن نگاه مى كنم، كمتر نتيجه مى گيرم. دختر جوان بدون اين كه حتى به صورت من نگاه كند، بستن جعبه را به من مى آموزد. و بالاخره بعد از ده دقيقه و زحمت بسيار توانستم يك جعبه درست كنم زنى كه ظاهرا در غياب صاحب كارگاه كارگر ارشد و مسؤول توليدى بود، من را با آن دو زن تنها گذاشت و رفت. از دختر جوان درباره كار سؤال مى كنم كه سخت و غيرقابل تحمل است و دختر با كنايه اى كه بى شباهت به نيشتر نيست جواب مى دهد اگر براى تفريح مى خواهى كار كنى بله ولى وقتى مجبورى...

 

زنگ حادثه
يك يا دوساعت فرصت كمى است براى اين كه از مشكلات زن هايى كه در اين مكان و امثال آن كار مى كنند و وضعيت خانوادگى و زندگى شخصى شان با خبر شوم. اما چهره همه اين ها و سن و سال هاى اغلب جوان و زير ۳۵ سال ايشان و فضاى حاكم بر كارگاه (كه مثل آن را در چند كارگاه ديگر هم ديدم) حاكى از زخم هايى است كه شايد اجتماع به صورت آنها حك كرده است. چهره هايى كه پشت پلك هاى افتاده لبخند مى زنند و مزاح مى كنند و با پيدا شدن سر و كله مباشر صاحب كارگاه هيچ كس شهامت نطق كشيدن هم ندارد. مى خواهم با صاحب كارگاه صحبت كنم زن سرپرست مانعم مى شود. هرچه مى خواهى بپرسی از من بپرس. تازه مسأله نامشخصى كه نيست همين است كه مى بينى.
_ بله ولى من مى خواهم با خودايشان صحبت كنم.
_ ايشان امروز چك دارند حوصله ندارند گفتند...
اعتنايى به حرف هاى زن نمى كنم به طرف صاحب كارگاه مى روم كه پشت ميز با چهره اى عبوس و درهم كرده نشسته است.
سلام كه مى كنم با حركت ابرو پاسخ را مى دهد. و بدون اينكه تعارف كند روى صندلى مقابل ميزش مى نشينم. مرد جوانى كه حتم دارم سى سال هم ندارد.
_ كار را ديديد؟
_ بله
_ خوب شماره تلفن بگذاريد پيش خانم... اگر لازم باشد با شما تماس مى گيريم.
_ ولى من چند سؤال هم دارم؟
_ بفرما.
_ حقوق ماهيانه چقدر است؟
_ مگر نگفتند؟! درصورتى كه روزى دویست بسته تحويل بدهى شصت هزار تومان.
_ ولى حقوق مصوب وزارت كار براى كارگر معمولى صد و شش هزار تومان است.
_ شما مى توانيد برويد جايى كه اين مقدار به شما حقوق بدهند.
_ بيمه چطور ؟ بيمه مى شوم.
_ خير ما اينجا كسى را بيمه نمى كنيم.
_ چرا؟!
_ چون اغلب كارگران ما هر دو سه ماه يك بار عوض مى شوند.
_ تغيير مى كنند يا اين كه اخرجشان مى كنيد تا سابقه كارايجاد مشكل نكند.
_ بازجويى؟!
_ نه اصلا براى كار آمده ام.
_ متأهلى يا مجرد؟
_ متأهل
_ شرمنده، خانم هاى متأهل هميشه دردسرساز بوده اند خصوصاً اگر بچه دار باشند. ما كارگر دختر خانم مى خواهيم.

 

معصوميت سكوت
كارگاه بعدى هم زيرزمينى بود در حوالى جنوب شرق تهران كه كارگران خانم مشغول صحافى كتاب بودند. وقتى كه از سرپرست اين كارگاه پرسيدم براى اين شغل مردانه چرا خانم ها را به كار گرفته ايد، پاسخ داد كدام مردى با حقوق شصت هزار تومان حاضر مى شود اينجا كار كند. ضمن اين كه زن ها هم بهتر كار مى كنند هم حرف گوش كن هستند.
اين عبارت را در چند كارگاه ديگر نيز شنيدم و هرگز نفهميدم منظور از اين كه زن ها حرف گوش كن هستند چيست. مگر اين كه اين زن ها با پذيرش كليه شروط كارفرما آن هم به اجبار تمام سعى خود را مى كنند كه دقيقا كارى را انجام دهند كه از ايشان خواسته شده است چون به خوبى مى دانند در جامعه اى زندگى مى كنند كه بى شباهت به مهره نيستند و به دليل فزونى يافتن زنان در شرايط و موقعيت هاى اين چنينى هر لحظه امكان دارد از همين حداقل مزايا نيز محروم شده و فرد ديگرى به راحتى جايگزين آنها شود.
درصد بسيارى از زنان شاغل در اين كارگاه هاى كوچك زنان سرپرست خانواده هستند كه همسرشان را از دست داده اند و يا جدا شده اند و در حال حاضر با همين حداقل دستمزد مخارج زندگى خود و احيانا فرزندشان را تأمين مى كنند. گروه ديگر نيز دخترانى هستند كه به هر دليل از ادامه تحصيل بازمانده اند و با كار در اين كارگاه ها بخشى ازمخارج خانواده را بر عهده دارند .
دكتر مهين بانوسعيدى جامعه شناس در خصوص وضعيت زنان شاغل در توليدى ها و كارگاه هاى زيرزمينى تصريح مى كند: با توجه به رشد فزاينده زنان سرپرست خانوار كه اغلب به دليل اعتياد همسر يا بى مسؤوليتى هايى از اين دست ناچار به تأمين مخارج معاش خود و فرزندانشان هستند و با عطف به اين كه اين گروه اغلب تحصيلات ديپلم يا زير ديپلم دارند، وضعيت اشتغال پرمتقاضى و عرضه كم ايجاد شده كه اين شرايط باعث مى شود متقاضيان اشتغال كليه شروط كارفرما را بپذيرند و از مزاياى كم برخوردار شوند. حال به رغم اينكه خط فقر صد و هشتاد و پنج هزار تومان براى هر خانواده اعلام شده حقوق مصوب وزارت كار نيز صد و شش هزار تومان است.
و حتى پر كردن اين خلأ هفتاد و نه هزار تومانى براى كارشناسان اقتصادى و اجتماعى جاى سؤال دارد؛ در مورد حقوق دريافتى يك زن كه سرپرستى خانواده اى را بر عهده دارد و نصف ميزان اعلام شده وزارت كار است چه مى توان گفت؟! و من اين را فجيع ترين نوع استثمار دانسته و معتقدم وزارت كار بايد با كارفرمايانى كه از شرايط و موقعيت هاى جامعه و وضعيت نابهنجار زنان سوء استفاده مى كنند برخورد كند.

 

ابتذال سادگى
اگر قوانين حمايتى از كارگران فراگير نشوند بى ترديد روز به روز شاهد گسترش انواع واحدهاى توليدى مى شويم كه اگرچه روند زندگى مصرفى را رونق مى بخشند و يا سهمى در توليد دارند، اما دست آخر منجر به استثمار اقشارى از جامعه مى شوند كه در يك پروسه فراگير در واقع دمل عفونى بيمارى و ناهنجارى هاى جامعه دامنگيرشان شده است؛ و اين جامعه است كه بايد بخشى از تاوان شكست ها و سرخوردگى هاى آنها را پس بدهد نه اين كه در راستاى ضربه زدن هاى بيشتر به آنها گام بردارد.
فهيمه رستگار كارشناس مديريت بيمه با اشاره به اين كه خانم هاى شاغل در كارگاه هاى كوچك زيرزمينى به دليل نياز به كار و تأمين معاش بدون استفاده از مزاياى قوانين كار در اين بخش ها مشغول هستند، اظهار مى دارد: اين زنها ضمن دريافت دستمزدهاى بسيار پايين تر از حداقل حقوق مشخص شده در قانون كار، به سهولت توسط كارفرمايان اخراج و بيكار مى شوند و در صورت بروز حادثه اى نيز تحت پوشش بيمه تأمين اجتماعى قرار نمى گيرند. در واقع نرخ بالاى بيكارى و مشكلات اقتصادى كشور باعث شده است كه بعضى كارفرمايان با قراردادهاى كوتاه مدت و ساير شگردها، كارگران خود را مشمول قانون كار خارج كنند و حمايت دولت در شرايط فعلى از كارفرمايان براى بيمه كردن كارگران، انجام كنترل از سوى دستگاه هاى نظارتى مى تواند در فراگير كردن قوانين حمايتى از كارگران و احقاق حقوق زنان كارگر در كارگاه هاى توليدى و زيرزمينى بسيار مؤثر باشد.
تا زمانى كه وضعيت تأمين اجتماعى به گونه اى باشد كه كارفرمايان با اجبار قانون و بدون ميل و رغبت نسبت به بيمه كارگران خود اقدام كنند و دامنه وضعيت اشتغال كم عرضه و پرمتقاضى روز به روز گسترده تر نيز بشود، اشتغال زنان هم پاى نيازهاى روز جامعه و احقاق حقوق زايل شده آنها را به جايى نخواهد برد. چرا كه هر فرد با توجه به مقتضيات روحى و شرايط زندگى فردى خود اول به شرايطى كه دارد مى انديشد و سپس به عنوان عضوى از جامعه وظايف فردى خود را موشكافى مى كند. بنابراين حتى بسط فرهنگ اطلاعات عمومى زنان در مباحث قانون كار و بيمه و تأمين اجتماعى نسبت به درخواست حقوق فردى خود وقتى كارساز خواهد بود كه هر يك از اين زنان دلهره از دست دادن كار و قطع هزينه معاش خود را نداشته باشند.
محمد بايرامى كارشناس بيمه به درصد كمى از زنان شاغل در كارگاه هاى زيرزمينى كه موفق به دريافت مزاياى بيمه از سوى كارفرماى خود شده اند اشاره كرد و مى افزايد: همين درصد كم هم كه توانسته اند بيمه شوند يا از مقررات تأمين اجتماعى بى اطلاع هستند يا وقعى نمى نهند، چرا كه دستمزدهاى واقعى ايشان از سوى كارفرمايان اعلام نمى شود و اين در حالى است كه كسر حق بيمه بر مبناى دستمزدها است. يعنى اكثر اين كارفرمايان در مواقع بيمه كارگران خود دستمزد آنها را مطابق با نرخ مصرف قانون كار اعلام مى كنند، در صورتى كه دستمزد واقعى چيزى در حد نصف اين مبلغ است و كارگران اغلب اين آگاهى را ندارند كه وظيفه اصلى تأمين اجتماعى تعبيه صحيح سيستم هاى اجتماعى هم پاى سياست هاى اقتصادى است و در واقع به عدالت اجتماعى مى انديشد و مى بايست اين سازمان را در جهت احقاق حقوق خود يارى دهند.

 

آفتاب گريزان
ما عادت كرده ايم لقمه هايمان را از دور سر چرخانده و به دهان بگذاريم. حرف هاى پيچيده اى بزنيم كه هر كسى متوجه نشود. انگار از سادگى گريزانيم براى زنى كه جامعه به هر دليلى به او زخم زده است و تأمين مخارج تحصيل و زندگى فرزندانى را بر عهده دارد كه يا سايه پدر بر سرشان نيست و يا از بى مسؤوليتى ها رنج مى برند، آگاهى از قوانين كار و تأمين اجتماعى چه سودى خواهد داشت، جز اين كه او فقط به امشب و فرداهاى خود و فرزندانش فكر مى كند. او مى داند در شرايطى به سر مى برد كه اگر كاهلى كند به سرعت باد ديگرى در شرايطى مشابه با او جايگزين خواهد شد و از همين حداقل نيز محروم است. او خوب مى داند كه استثمار مى شود، اما مى پذيرد چون دفاع از حقوق او در يك پروسه اجتماعى وظيفه فردى خود او نيست.
از ساعت هشت صبح تا هفت بعدازظهر يعنى یازده ساعت كار بى وقفه در كارگاه هايى كه اغلب در زيرزمين هاى تنگ و تاريك زن را استثمار مى كنند. يعنى فراموش كردن كسانى كه عضو اين جامعه هستند، اما ديده نمى شوند چون آفتاب كه مى تابد به زيرزمين هاى كارگاهى مى روند و زمانى هم كه ساعت كار به پايان مى رسد آفتاب غروب كرده است. دكتر پروين طيبى متخصص بيماري هاى زنان و داخلى تصريح مى كند كه خستگى هاى مفرط جسمى در زنان منجر به آسيب هاى روحى و روانى شده و دست آخر در وضعيت جسمى آنها نيز تأثيرات نامطلوبى مى گذارد. يازده ساعت كار روزانه در محيط هاى تنگ و تاريك بعد از گذشت مدتى در اين زنها منجر به بيماريهاى واريس، انواع آرتروزها، ضعف هاى جسمانى، افسردگى هاى روحى و عدم تحمل پذيرى در مواقع و شرايط گوناگون و البته ناراحتى هاى چشمى مى شود.
چگونگى بازرسى از كارگاه هاى زيرزمينى و توليدى توسط نهادهاى مسؤول و ذيربط در حوصله اين گزارش نيست. اما قطعا نظام بازرسى كل كشور و بازرسان وزارت كار در اين واحدها نسبت به رفع تبعيض عليه زنان و احقاق حقوق ضايع شده آنها مى توانند مؤثر باشند. چون شواهد امر حاكى از اين است كه اين واحدهاى توليدى به رغم اختلاف نوع كاريشان در همه موارد از قبيل ساعت كار، ساعت ناهار، ميزان دستمزد، وضعيت بيمه و فضاى حاكم بر كارگاه با هم مشترك هستند و به نظر مى رسد از قانونى پيروى مى كنند كه معلوم نيست كجا مكتوب شده، اما آن قدر حكمفرماست كه بر قوانين مصوب كار و تأمين اجتماعى مى چربد.

منبع: ويژه نامه ايران زنان

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com