بیکاری و مقابلهی ضد سرمایه داری با آن

 

جمشید کارگر

 

مرکز آمار دولت سرمایه داری ایران نرخ بیکاری در بهار امسال را 10.7 درصد و تعداد بیکاران را دو میلیون و سیصد و پنجاه هزار و شصت و چهار نفر اعلام کرد. در این میان نرخ بیکاری زنان به 43.4 درصد رسیده است و دو برابر کل نرخ بیکاری در ایران یعنی 22.2 درصد  بیکاران را جوانان زیر بیست و نه سال تشکیل میدهند.

آمار ارائه شده از طرف دولتهای سرمایه داری جهان در مواردی مانند بیکاری و... همواره بسیار کمتر از واقعیت امر میباشد. این تفاوت بین آمار دولتی و واقعیت در جوامعی مانند ایران بسیار فاحش است. برای دستیابی به رقمی تقریبا واقعی باید این آمار را دو تا سه برار نمود تا به رقمی بیش از پنج میلیون بیکار مطلق رسید. اگر معیار بسیار نادرست بیکاری را در ایران که حتی یک ساعت کار در هفته را  بیکاری محسوب نمیکند، کنار بگذاریم و همچنین افرادی را که به کارهای بسیار کمتر از نیاز واقعی خود یعنی "کار ناقص" میپردازند اضافه نمایم، تعداد بیکاران در خوشبینانه ترین حالت  به حدود چهل درصد میرسد. 

آمارهای رسمی نشان دهندهی افزایش دهها هزار نفری بیکاری نسبت به سالهای گذشته میباشند. طبق همین آمار از زمان روی کار آمدن دولت "تدبیر و امید" واهی برای بخشی از تحصل کردهگان طبقهی ما در پاییز گذشته، 129 هزار نفر به بیکاران مطلق اضافه شده است. باز مطابق آمار دولت سرمایه بیست و چهار میلیون متقاضی در بازار کار در ایران هستند.

سوای تودهی کارگران فعلا شاغل ایران با دستمزدهای زیر خط فقر، جمعیتی چند میلیونی از همزنجیرانشان  با درآمد صفر یا بسیار پایینتر از حداقل مورد نیاز زنده ماندن در شرایط تورم بالای چهل درصد قرار دارند.

راهکار دولت اسلامی سرمایه  برای "حل بیکاری"، بر بستر موج تبلیغات ضد کارگری علیهی کارگران مهاجر، صدور بخشنامهی ممنوعیت اشتغال آنان بوده است. کارگرانی که اکثریت آنان متولد افغانستان هستند و سالهاست به عنوان نیروی کار شبه رایگان بدون هیچ گونه حق و حقوق ابتدایی توسط صاحبان سرمایه استثمار شده و میشوند و تولید کنندهی ارزش اضافی با نرخ هزار و چند درصدی بوده و هستند. جمعیت این کارگران با احتساب حداکثری، شاید ده درصد شمار همزنجیران بیکارشان در ایران نباشد.

بدیهی است که تشدید روزافزون شرایط جهنمی و غیر انسانی طبقهی کارگر در ایران از طریق سرشکن کردن بار بحران دیرینهی اقتصاد ایران بر متن تحریمها توسط دولت سرمایه، در نتیجهی عدم تشکل سراسری ضد سرمایهداری  جنبش کارگری میباشد. تقریبا هر روز حرکات اعتراضی در اشکال اعتصاب و تجمع و... علیه این وضعیت وحشتناک توسط کارگران بخشهای مختلف کار و تولید صورت میگیرد که تمامی آنها از لحاظ پراکندگی و عدم تشکل و محتوای به غایت نازل مطالبات عمدتا در حد حفظ وضع موجود، خارج از ریل واقعی مبارزهی طبقاتی میباشند. اکثر این اعتراضات سرکوب میشوند و به همین مطالبلت به غایت نازل نیز دست نمییابند. در مورد موضوع بحث این نوشتهی کوتاه یعنی بیکاری، توضیح واضحات است که این پدیده جهانی و ناشی از سرشت رابطهی سرمایه است و تشدید آن  در ایران ناشی از شرایط بحرانی نظام ضد بشری حاکم است؛ لذا طبقهی کارگر نه تنها موظف به تحمل فقر و سیه روزیهای ناشی از آن نیست، بلکه به عنوان تولید کنندهی کل سرمایهی اجتماعی باید خواستار یک زندگی آزاد، مرفه، عاری از نیاز و کاملا برابر باشد.

کارگران تنها در صورت متشکل بودن در شوراهای سراسری ضد سرمایهداری و با اتکا به قدرت متحد خود قادر خواهند بود طی مبارزات مستمرشان، سوای تحمیل دستمزدی معادل محصول کار سالانهشان پس از کسر هزینههای بازتولید وسایل کار و تولید اجتماعی، غرامت بیکاری به میزان همین دستمزد را نیز به صاحبان سرمایه و دولت سرمایهداری تحمیل کند و در واقع بار بحران را روی مسببین اصلی آن سرشکن نماید و این دستاورد را همچون سنگری برای تهاجمات بعدی به اساس سرمایه مورد استفاده قرار دهند. کاری که از گرایش رفرمیستی سندیکالیستی که سقف سود و ملزومات ماندگاری نظام، شالودهی رویکرد آن را تشکیل میدهد تاریخا ساخته نبوده و نیست.

جولای 2014 

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com