خواست سرمايه در همه‌ى جهان استثمار كارگران است


كارخانهى باير، تهران، بهمن 1358
در تاريخ هشتم بهمن پنجاه و هشت، نمايندگان سنديكاى كارخانه‌ى باير با كارفرما در يك جلسه‌ى خصوصى به توافق مى‌رسند، كه حق خواربار و مسكن را از دویست و سی تومان در ماه به نهصد تومان براى كارگران متاهل و چهارصد و پنجاه تومان براى كارگران مجرد افزايش‏ دهند. عصر همان روز، خبر به كارگران بى خبر مى‌رسد.
سنديكاى كارگرى! كارخانه‌ى باير، سنديكايى است خودساخته. ماهيت اين سنديكا چنين است كه:
یک: هرگز نمايندگانش‏ با كارگران صحبت نمى‌كنند، از خواست كارگران اطلاعى ندارند، مجرى تصميمات كارگران نيستند و هيچ موضوعى را قبل از تصميم گيرى با كارگران در ميان نمى‌گذارند و...
دو: تصميم گيرى در مورد حقوق كارگران را پشت پرده با هم كارى و توطئه‌ى كارفرما و به نفع او انجام مى‌دهند. به طورى كه در مورد هر خواسته‌اى كه كارگران داشته باشند، سنديكا به اتفاق كارفرما بعد از تصميم گيرى خودسرانه، آن را به چهارصد كارگر كارخانه اعلام مى‌كند.
سه: خلاصه سنديكا، سنديكايى فرمايشى، كارفرمايى و ضد كارگريست.
در تاريخ نهم بهمن، كارگران زن از كارفرما مى‌خواهند در يك جلسه درباره‌ى مقدار حق خواربار و مسكن با حضور كارگران شركت كند. و كارفرما هم اعضاى هيات مديره‌ى سنديكاى دست نشانده‌اش‏ را هم راه خود مى‌آورد. كارفرما به كارگران مى‌گويد، كه: كارگران متاهل نبايد در اين جلسه شركت كنند. كارگران مى‌گويند: مساله‌ى ما كارگر متاهل و غير متاهل نيست. هم ما و هم متاهل‌ها به تصميمات شما اعتراض‏ دارند و اين جا شركت مى‌كنند. جلسه با شركت تمام كارگران زن شيفت صبح برگزار شد.
كارگران گفتند: آقاى كشاورز شما درباره‌ى ما تصميم‌هايى گرفته‌ايد، كه ما هم به خود تصميم شما و هم به نحوه‌ى تصميم گيرى اعتراض‏ داريم. در بين ما هستند كارگران مجردى كه خرج خانواده‌ى خود را مى‌دهند. اصلا اين تصميم گيرى‌ها بر چه پايه‌اى بوده است؟ كارفرما مى‌گويد: كارگران متاهل خرج‌شان از كارگران مجرد بيش‏تر است و اين كه مى‌گوييد همه بايد به يك اندازه حق خواربار و مسكن دريافت كنند، اصلا غير انسانى است.
كشاورز، كارفرماى كارخانه، خيلى خوب مى‌داند چه چيز انسانى است و چه چيز غير انسانى. او خيلى خوب مى‌فهمد آن چه كه اصلا انسانى نيست، استثمار بى حد و مرز كارگران است، كه انجام مى‌دهند. اگر كارگران اظهار مى‌كنند، كه چهارصد و پنجاه تومان پول خرج مسكن و خواربارشان را تامين نمى‌كند، مثل يك انسان مى‌خواهند آن حقى را دريافت كنند، كه سطح مخارج‌شان را تامين كند و اين درست انسانى است. اما كشاورز هم مى‌داند، كه براى استثمار غير انسانى لازم دارد به آن‌هايى كه زير اين فشار ستم گرانه و غير انسانى او دم به اعتراض‏ برآورده‌اند و به پا مى‌خيزند، برچسب غير انسانى بودن را بزند. اين شگرد كهنه شده، همان شگردى است كه اين روزها كشاورز از رژيم حامى خود ياد گرفته. رژيمى كه براى پنهان كردن چهره‌ى ضد انقلابى خود به مبارزات كارگران و ساير زحمت كشان، برچسب ضد انقلابى بودن مى‌زند.
كارگران گفتند: ما زحمت مى‌كشيم و كار ما نشان مى‌دهد كه اصلا غير انسانى و ضد انسان نيستيم. در حالى كه شما با فرق گذاشتن بين كارگران و دو پاره كردن آن‌ها به كارگران متاهل و كارگران مجرد مى‌خواهيد اين طور نشان بدهيد، كه كارگران مجرد كم‌تر زحمت مى‌كشند. اگر مى‌خواهيد انسانى بودن را در نظر بگيريد، بايد پايه را روى اين حقيقت بگذاريد كه هر كارگر _ چه متاهل و چه مجرد _ خرج چند نفر را بايد بدهد و با توجه به افزايش‏ قيمت‌ها، حق خواربار و مسكن تعيين شود. كشاورز، كه اعضاى هيات مديره‌ى دست نشانده‌اش‏ را به عنوان پيراهن عثمان هم راه خود آورده بود. سعى مى‌كند مثل دايه‌ى مهربان‌تر از مادر مطلب را عوض‏ كند، تا كارگران را وادار به تسليم كند. مى‌گويد: اين‌ها نمايندگان شما هستند. ما با سنديكا به توافق رسيده‌ايم و شما بايد به هيات مديره‌ى سنديكا اعتماد كنيد!
كارفرمايان علاوه بر همه‌ى توطئه‌هاى ضد كارگرى، از جمله هميشه سعى دارند از بين كارگران آن افراد خودفروش‏، مزدور و خائن و ضد كارگرى كه خودشان را به كارفرمايان مى‌فروشند، پيدا نموده و بخرند. چنان كه در كارخانه‌ى باير با دادن يك تكه استخوان به سگان مزدور خود و با چرب كردن سبيل اعضاى هيات مديره‌ى سنديكا مى‌خواهد حق خواربار و مسكن را از نهصد تومان به چهارصد و پنجاه تومان كاهش‏ دهد. تا وقتى كه سگى وجود دارد، كه به تكه استخوانى حتا براى از پاى در آوردن كارگران و زحمت كشان قانع شود و تا وقتى اعضاى سرسپرده‌ى هيات مديره‌ى سنديكايى وجود دارند، كه كارفرمايان بتوانند با كمى پول آن‌ها را براى منافع خود بخرند، در اين صورت هميشه از اين سگان مزدورش‏ بر عليه كارگران استفاده مى‌كنند تا از اين راه هم پول بيش‏ترى به جيب بزنند.
كارگران پاسخ دادند: اولا از جلساتى كه شما با هيات مديره‌ى سنديكا داشتيد، ما بى خبريم. در ثانى ما اين نمايندگان را هرگز نمى‌بينيم، تا خواسته هايمان را به آن‌ها بگوييم. آن‌ها بيش‏تر شما را مى‌بينند تا ما را!
كشاورز مثل همه‌ى حقه بازها و عوام فريبان رياكار، كه وقتى نقشه‌ها و توطئه‌هاى‌شان نقش‏ بر آب مى‌شود، از در ديگرى وارد مى‌شوند، فورا شروع به شوخى و مسخره كرده و گفت: خوب شما هم سعى كنيد ازدواج كنيد، تا اين پول را بگيريد.
در حالى كه مساله براى كارگران شوخى نبود و به طور جدى پاسخ دادند: اصلا مساله متاهل بودن يا نبودن مطرح نيست. ما چه ازدواج بكنيم، چه نكنيم، پولى كه براى حق خواربار و مسكن داده مى‌شود به اندازه‌اى نيست كه بتوان با آن حداقل زندگى را كرد.
كشاورز كه تمام حقه‌هاى شخصى‌اش‏ بى اثر مانده و ته كشيده بود، به حقه‌ى مهم‌ترى متوسل شد. يعنى به كمك گرفتن از قوانين و مقامات حاكم. او گفت: اين‌ها ديگر به وزارت كار و شوراى انقلاب برمى‌گردد. شما اين‌ها را با آن‌ها مطرح كنيد. من طبق قانون كار بايد به كارگر متاهل دو برابر كارگر مجرد مزايا بدهم. مگر اين كه شماها آن‌ها را قبول نداشته باشيد. در هر جامعه‌ى طبقاتى، قوانين و مقررات حاكم هم طبق خواست و منافع طبقه و يا طبقات حاكمه‌ى آن جامعه وضع مى‌شود. به همين دليل، طبقات زحمت كش‏ و ستم ديده هم اجبارا بايد با قوانين ستم گرانه‌ى حاكم درگير شوند. اما كارگران باير، كه هنوز اين حقيقت را نمى‌دانند، گفتند: ما فعلا با وزارت كار و شوراى انقلاب كارى نداريم. شما بگوييد كه چرا بين كارگران متاهل و مجرد اين همه تفاوت قائل شديد، اگر نشد، ما كارمان را با آن‌ها در ميان مى‌گذاريم.
سلاح استفاده از قوانين و مقررات كارفرمايان، رژيم مشروطه‌ى سلطنتى و رژيم جمهورى اسلامى برنمى‌دارد. هر وقت لازم شد، مى‌توانند بگويند كه ديگر استثمار از بين رفته و جامعه توحيدى! شده، چون انقلاب شده است و هر وقت هم لازم شد، رژيم جمهورى اسلامى از همان قوانين زمان شاه استفاده كند.
با اين پاسخ كارگران، كشاورز باز هم مجبور شد شگرد خودش‏ را عوض‏ كند: من مى‌دانم كه اين مقدار پول، نياز شما را برآورده نمى‌كند، ولى بدانيد در شركت هوخست به كارگران فقط دویست و پنجاه تومان مى‌دهند. ما از همه‌ى شركت‌هاى داروسازى بيش‏تر مى‌دهيم. اصلا در جامعه‌ى ايران بيش‏تر از هر اجتماعى به كارگران مى‌رسند. حتا در كشورهاى اروپايى هم اين طور نيست و تبعيض‏ وجود دارد. حالا ما در ايران تبعيض‏ بين زن و مرد نداريم، ولى مثلا در آلمان هميشه حقوق زنان بیست و پنج درصد از حقوق مردان كم‌تر است. و به اين ترتيب، كشاورز براى خام كردن كارگران از سلاح سرمايه‌داران آلمانى استفاده مى‌كند. در حالى كه سرمايه‌دار هر كجاى دنيا كه باشد و هر دين و مذهبى كه داشته باشد، سرمايه‌دار است و با تمام سرمايه‌داران منافع طبقاتى يك سانى دارد، غارت گر دست رنج كارگران است و از غارت شيره‌ى جان زحمت كشان است كه سرمايه‌دار شده و خوب و بد هم ندارد. در سراسر دنيا آن‌ها يك چيز مشترك دارند، آن هم اينست كه محصول كار يا حاصل استثمار هر چه بيش‏تر كارگران _ كه سرمايه نام دارد _ را در اختيار خودشان كه كار نمى‌كنند و صاحب وسايل و حكومت‌اند، قرار داده و انباشته مى‌سازند. درست كارگر هم هر كجاى دنيا باشد و هر دين و مذهب و نژاد و ملتى داشته باشد، كارگر است و منافع طبقاتى يك سانى با كارگران جهان دارد.
كشاورز عملا مى‌گويد، كارگران نگاه كنيد: من با آن كه نوكر سرمايه‌دار آلمانى كارخانه‌ى باير هستم، از روش‏ ديگرى براى استثمار شما استفاده مى‌كنم. كشاورز در دنباله‌ى حرفش‏ اضافه مى‌كند: مشكل اين جاست كه سطح حقوق شما پايين است و اين هم به وزارت كار مربوط است و نه من. كشاورز مى‌داند، كه قوانين وزارت كارفرما براى خودش‏ و هم طبقه‌اى‌هايش‏ وضع شده. قوانينى كه حداقل حقوق را _ كه بخش‏ ناچيزى از سود حاصله از كار خود كارگر است _ به نفع صاحب سرمايه آن قدر پايين نگاه داشته، تا كارگر حتا براى حداقل پولى كه معاش‏ زندگى‌اش‏ را تامين كند، بايد مبارزه نمايد.
كشاورز مى‌گويد: آخر شما نه نمايندگان خودتان را قبول داريد و نه دلايل مرا. بهتر است خودتان با هم صحبت كنيد و ببينيد كه چه كنيم.
كارگران جواب مى‌دهند كه: درست است، تا وقتى كه سنديكا، نماينده‌ى ما كارگران نيست و با شما هم كارى مى‌كند، ما همين آش‏ و همين كاسه را داريم.
مبارزه‌ى كارگران كارخانه‌ى باير با كارفرما ادامه مى‌يابد، تا زمانى كه كارگران متحدا در تشكيلات خود جمع شوند؛ تا زمانى كه نمايندگانى از درون خود كارگران انتخاب شوند، كه مجرى حكم و تصميمات كارگران باشند؛ تا زمانى كه قدرت كارگران آن قدر باشد، كه نماينده‌ى خائن و كارگر خودفروش‏ و مزدور كارفرمايى را از درون خود به كنار بياندازند؛ تا زمانى كه كارگران، نمايندگان كارفرمايان را به عنوان نمايندگان كارفرما از خود طرد كنند؛ و تا آن زمان اين كارفرماست، كه براى كارگران تصميم مى‌گيرد و اين تصميمات را هم با دست اين يا آن خائن خودفروش‏ عليه كارگران اجرا مى‌كند.

 

به نقل از: خبر كارگر، شماره‌ى هفتم، اسفند 1358،


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com