سرمایه‌داری به‌ مثابه دین

 

والتر بنیامین

ترجمه: یاسر همتی

 

توضیح ضروری: این مقاله دست نوشته‌ای از بنیامین است که پس از مرگش چاپ شد، از این رو فرم مقاله­ی رسمی را ندارد (برای مثال، کتاب شناسی‌ای در وسط مقاله بدون هیچ توضیحی ظاهر می‌شود یا جملاتی ناقص به وفور در مقاله وجود دارد). این مقاله را از ترجمه­ی انگلیسی آن در کتاب  Frankfort school on religion برگردانده­ام (مترجم انگلیسی آن Chad Kautzer است)، ولی این نسخه با ترجمه­ی بخش‌هایی از این متن که در کتاب Profanation آگامبن ترجمه شده، در جاهایی متفاوت و ناسازگار است. از این‌ رو اگر ترجمه­ی معتبرتری از این مقاله به دستم رسید، نسخه­ی دیگری را از ترجمه­ی این متن ارائه خواهم داد. ضمنا ذکر این نکنه مهم است که این متن یکی از منابع اصلی فهم کارهای اخیر آگامبن به خصوص Profanation و Kingdom and Glory  است.

* * *

 

در سرمایه‌داری می‌توان نوعی دین را تشخیص داد، یا به عبارت دیگر، سرمایه‌داری ذاتا در خدمت پاسخ‌گویی و ارضاء کردن همان نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و پریشانی‌هایی به کار می‌رود که پیشتر توسط به‌اصطلاح دین پاسخ داده می‌شد. اثبات ساختار دینی سرمایه‌داری - نه مانند تفکر وبر به‌ عنوان ساختمانی که به ‌نحوی دینی تعیّن یافته و مشروط شده است، بلکه در مقام پدیده‌ای ذاتا دینی - امروزه هنوز ما را به سمت مناقشه‌ای کلی و بی‌ حد و مرز می‌کشاند. ما نمی‌توانیم به شبکه‌ای که در بطن آن قرار داریم نزدیک شویم. از این ‌رو نگرشی مسلط و همه‌ جانبه تنها در آینده ممکن خواهد شد.

در حال حاضر سه مشخصه‌ی ساختار دینی سرمایه‌داری قابل شناسایی است. نخست، سرمایه‌داری قسمی دینِ آیینیِ ناب است، و شاید افراطی‌ترین نمونه‌ای که تا به حال وجود داشته است. در متن آن هر چیزی صرفا به‌ واسطه‌ی نسبتی مستقیم با این آیین واجد معنا است، سرمایه‌داری از هیچ نوع دگمای خاصی، و هیچ الهیاتی برخوردار نیست. از این منظر، این فایده‌گرایی است که در اینجا رنگ و بویی دینی به خود می‌گیرد. دومین مشخصه‌ی سرمایه‌داری مرتبط با انضمامی کردن این آیین است: استمرار ابدی این آیین. سرمایه‌داری به‌ جا آوردن بی‌وقفه و بی‌رحمانه‌ی ( ve et sans merciêsans tr ) این آیین است. در اینجا ما با هیچ روز کاری‌یی (weekday) روبرو نیستیم، یعنی هیچ روزی وجود ندارد که به‌ نوعی روز تعطیل ( holiday) نباشد، آن‌هم در معنای هراسناک به نمایش گذاشتن شکوه و طمطراق امر مقدس - کاربرد غایی عبادت. سوم، سرمایه‌داری آیینی است که آبستن گناه و ملامت است. سرمایه‌داری احتمالا اولین آیینی است که بیشتر مبتنی بر تقصیر و گناه است تا توبه و استغفار. در اینجا این نظام دینی در متن زوال و فرو ریختن حرکتی هولناک قرار دارد. احساس عظیمی از گناه در دل این آیین پدید می‌آید که هیچ رستگاری‌یی را در قالب این آیین نمی‌شناسد و هیچ توبه‌ای برای آن تدارک داده نمی‌شود، بلکه در متن این آیین کلی و جهانشمول می‌شود، در آگاهی حک می‌شود و نهایتا و مهم‌تر از همه، خود خدا را نیز شامل این گناه می‌کند، تا او را در این توبه شریک سازد. بنابراین این توبه و جبران را نه در خود این آیین، نه در متن اصلاح آن - که در قالب آن، چیزی معین باید حفظ شود - و با وجود این، نه در رد و انکار آن نمی‌توان انتظار داشت. در ذات این جنبش دینی، یعنی سرمایه‌داری، حصول به قسمی جهان یأس که هنوز در راه است قرار دارد که تا پایان، یعنی تا القاء کامل و نهایی گناه در بطن خدا در آن حمل می‌شود. شناعت تاریخی سرمایه‌داری در آن نهفته است: دین دیگر اصلاحِ هستی نیست، بلکه در مقابل، امحاء آن است. از طریق گستردن یأس در وضع دینی جهان، نوعی شفاء انتظار می‌رود. تعالی خدا زوال یافته است، لیکن او نمرده است. او به درون تقدیر بشر کشیده شده است. این گذار انسان عادی به‌ سوی خانه‌ی یأس، در متن تنهایی مطلق مسیرش، همان اِتوسی (خلق‌ و خو) ست که نیچه تبیین می‌کند. این انسان، «ابر انسان» است، یعنی نخستین کسی که دین سرمایه‌داری را می‌شناسد و شروع به متحقق ساختن آن می‌کند. چهارمین مشخصه‌ی ساختار دینی سرمایه‌داری این است که خدای آن باید پنهان شود و تنها در اوج قصور این خدا، شاید از او سخنی به میان آید. این آیین در حضور خدایی نابالغ به اجرا در می‌آید، در حالی‌ که هر تصویر و ایده‌ای در باب او به راز بلوغ‌اش صدمه می‌زند.

نظریه‌ی فرویدی نیز متعلق به نظام روحانیت این آیین است. این نظریه کاملا سرمایه‌دارانه است؛ امر سرکوب ‌شده، ایده‌ی گناه، هنوز در بطن خود واجد شباهتی روشنگر با سرمایه است که دوزخ ناخودآگاه متوجه آن است.

گونه‌ای تفکر سرمایه‌دارانه- دینی به‌ طور چشم­گیری خود را با فلسفه‌ی نیچه سازگار می‌کند. تفکر «ابر انسان» جهش آخرالزمانی را از دست می‌دهد، آن هم نه توسط دگرگون ساختن شیوه‌های آن، یعنی کفاره، پالایش یا توبه، بلکه در امتدادی آشکار با آن، لیکن در پایان، آن را با تشدیدی ناپیوسته روبرو می‌کند. بدین سبب است که تشدید و تکامل از این لحاظ که «هیچ جهشی به وجود نمی‌آید»،   non facit saltum ، با هم ناسازگار هستند. ابر انسان کسی است که بدون هیچ تغییر یافتنی، (به موضع‌اش) رسیده است، کسی که به سرعت از میان هفت آسمان و بهشت می‌گذرد: همان انسان تاریخی.

قضاوت نیچه مبنی بر این است که در بطن این شکستن و بازکردن افلاک و عرش الهی از خلال زیادی انسانی ساختن، گناه و قصور دینی (و هم­چنین نیچه‌ای) وجود دارد و باقی می‌ماند. و به‌ همین نحو نزد مارکس، سرمایه‌داری واژگون ‌نشدنی به‌ سوسیالیسمی با بهره و بهره‌ی مرکب، که کارکردهای (schuld ، وام/ گناه) (به دوپهلویی و ابهام شیطانی این مفهوم توجه کنید) هستند، بدل می‌شود.

سرمایه‌داری گونه‌ای دین  آیینی ناب است، بدون هیچ جزمیتی. خود سرمایه‌داری به شکلی انگل‌وار از دل مسیحیت در غرب بسط و تحول یافت، نه تنها از کالوینیسم، بلکه هم­چنین، همان طور که باید نشان داده شود، از جنبش‌های باقی‌مانده‌ی مسیحیت ارتدوکس – آن هم به‌نحوی که در پایان، تاریخ‌اش ذاتاً همان تاریخ انگل‌هایش، یعنی سرمایه‌داری است. شمایل‌نگاری مقدس ادیان مختلف از یک سو با اسکناس‌های کشورهای مختلف از سوی دیگر مقایسه کنید؛ آن چه می‌توان گفت این است که روح از خلال تزئینات اسکناس‌ها سخن می‌گوید.

* * * 

 

سرمایه‌داری و قانون. کاراکتر پاگانی قانون. کتاب تاملاتی در باب خشونت سورل، صفحه­ی ۲۶۲.

Sorel reflexion sur la violence p. 262

غلبه کردن بر سرمایه‌داری از طریق گشت زدن (ول چرخیدن).  کتاب سیاست و متافیزیک ص.۴۴

Unger Politik und Metaphysic S44

Fuchs: Struktur der Kapitalistischen Gesellschaft o.a. ساختار جامعه سرمایه‌داری.

Max Weber: Ges. Aufsatze zur Religionssoziologie 2 Bd 1919/20 مقاله‌ای در جامعه‌شناسی دینی.

Ernst Troeltsch: Die Soziallehren der chr. Kirchen und Gruppen ( Ges. W.I.1912)

اصول اجتماعی کلیسای مسیحی.

مهم­تر از همه بنگرید به کتاب‌شناسی شوئنبرگی ذیل، مورد دوم.

Landauer: Aufuf zum Sozialismus p.144

دلواپسی‌ها: یک­جور بیماری ذهنی که مختص دوران سرمایه‌داری است. ناامیدی معنوی (و نه مادی) در متن فقر، دربدری- گدائی- رهبانیت. وضعیتی چنان ناامیدانه که مستحق هر گونه سرزنشی است. دلواپسی‌ها نمایه این وجدان گناهکار نا امیدی هستند: سرچشمه‌ی نگرانی‌ها ترس از نا امیدی است که از اجتماع ناشی می‌شود و امری فردی- مادی نیست.

مسیحیت در دوران اصلاح دینی به ظهور سرمایه‌داری یاری نرساند بلکه خود مبدل به سرمایه‌داری شد.

به لحاظ روش ‌شناختی این امر موثر خواهد بود که پیوندهایی را که پول را با اسطوره در ظرف تاریخ مرتبط  می­سازد بررسی کنیم – ما می‌توانیم از دل مسیحیت  به مقدار کافی عناصر اسطوره‌ای بیرون بکشیم تا اسطوره خاص خودمان را برسازیم.

خون‌بها/ گنجینه­ی آثار خوب/ مواجبی که به کشیش تعلق می‌گرفت. پلوتو در مقام خدای ثروتمندان.

Adam muller: Reden ubr die Beredsamkeit 1816 S56ff

پیوند جزمیت نهفته در ماهیت معرفت که برای ما، در متن کیفیت‌اش در رفع و برطرف‌سازی، در عین‌حال هم رهایی‌بخش و هم ویران‌گر – با سرمایه‌داری. این آخرین پیامد معرفتی رهایی‌بخش و ویران‌گر است.

این امر به معرفت سرمایه‌داری در مقام دین کمک می‌کند بر این تصور باشد که پاگانیسم آغازین یقینا و کاملا دین را نه در مقام نفعی «اخلاقی» و «والاتر»، بلکه در مقام امری عملی در بی‌واسطه‌ترین شکل آن می‌فهمید که معرفت سرمایه‌داری در مقام دین، به سخن دیگر، از ماهیت «متعالی» و «ایدئالِ» خود، آگاه شده بود، درست همان‌طور که  سرمایه‌داری امروزی آگاه شده است، و در امر غیردینی و فردیِ یک ایمان متفاوت، عضوی لغزش‌ناپذیر از اجتماع‌اش را می‌دید، دقیقا در همان معنایی که بورژوازی مدرن اعضای بدون عایدی‌اش [nicht erwerbenden Angehörigen] را می‌بیند.

 

منبع: «شوند»، www.shavand.com

 


* اگر عضو یکی از شبکه­های زیر هستید، می­توانید این مطلب را به شبکه­ی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com