خشونت جنسی در ایران

شیئی‌انگاری جنسی زن در شریعت و عرف

 

مجید محمدی

 

شریعت موجود و عرف غالب جوامع دینی مسلمان، زن را انسان درجه‌ی دومی می‌بیند که باید در خدمت مرد و خانواده باشد: خدمتکار خانه، نگهداری‌ کننده از فرزندان و سالمندان و شیئی جنسی باشد؛ بدون به رسمیت شناختن حقوقی چون حضانت زن بر فرزندان و حق ارضای جنسی خودانگیخته و آزاد. تبعیض قانونی و اجتماعی علیه زنان، محروم کردن آن‌ها از تحصیل و شغل و کسب مناصب اجتماعی و سیاسی، خشونت فیزیکی و نقض حقوق و آزادی‌های زنان به نحو روزمره، سکه‌هایی رایج در جامعه‌ی ایران تحت حکومت روحانیت شیعه هستند.

جامعه‌ی شریعت- مردسالار ایران، مردسالاری‌اش را وامدار سنت چند هزار ساله و شریعت ‌سالاری‌اش را مدیون حکومت روحانیت شیعه است. در این سنت و تمام جملات زیبا(۱) و گرا‌می ‌داشت‌هایی برای زنان جز تعارف و حرف‌های بی ‌نتیجه برای جبران بردگی جنسی و اجتماعی آن‌ها نیست.

در این میان، مشکلات دیگری برای زنان ایرانی مطرح هستند که به خانه یا خیابان محدود نمی‌شوند و در همه‌ جا دیده می‌شود. این مشکلات بیش از دیگر چالش‌های زنان، شیئیت آن‌ها را در جوامعی با حاکمیت شریعت و عرف مردسالارانه باز‌ می‌نمایند. خشونت جنسی و آزار‌هایی که زنان ایرانی صرفا به جهت زن بودن و شیئی جنسی تلقی شدن متحمل می‌شوند، ملموس‌ترین مشکل زنان ایرانی است و از طریق آن‌ها می‌توان میزان شیئی تلقی شدن آنها را اندازه گرفت و با زنان در جوامع دیگر مقایسه کرد. این نوشته به چهار مورد متلک‌گویی، سوء‌استفاده‌ی جنسی، آزار ‌‌جنسی و تجاوز ‌جنسی می‌پردازد، که در ایران بسیار شایع هستند و حکومت اقدامی موثر برای مبارزه با آن انجام نمیدهد.

در تاریخ جمهوری اسلامی تنها سیاستی که از سوی حکومت به جد دنبال شده، محدود کردن هر چه بیشتر زنان از طریق حجاب ‌اجباری، تفکیک جنسی اماکن و خدمات، محروم کردن زنان از کسب شغل و محروم کردن زنان از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی بوده است. از آن‌ جا که آزار و حملات جنسی علیه زنان در معابر عمومی پیامد این سیاست‌هاست، سیاست‌های حقوقی و اجتماعی جمهوری اسلامی در عمل به تشویق این دسته بزهکاران می‌انجامد. امر به‌ معروف و نهی ‌از ‌‌منکر در حوزه‌ی زنان عموما با متلک و آزار‌ جنسی آمیخته‌اند. بسیارند زنانی که به علت دفاع از خود و دختران‌شان در برابر تجاوز جنسی به اعدام محکوم شده‌اند و مجرمان واقعی از عدالت گریخته‌اند. حکومت جمهوری اسلامی از هر اقدامی که زنان را به کنج خانه‌ها بفرستد، از حمله و اذیت و آزار‌‌ جنسی تا حتا تجاوز‌جنسی به طور ضمنی استقبال می‌‌کند. در قوانین جمهوری اسلامی، اذیت و آزار‌جنسی به عنوان جرم تبیین و تعریف نشده‌اند و در محدوده‌هایی نیز که قانونی وجود دارد، اعمال نمی‌شود. در نظام جمهوری اسلامی، که هر سال طرحی با عنوانی تازه برای محدود کردن زنان اجرا می‌شود، هرگز طرحی برای پیش‌گیری از متلک‌گویی و اذیت و آزار‌ جنسی اجرا نشده است.  

متلک شنیدن آن قدر برای زنان ایرانی عادت شده است، که آن را یکی از وجوه ثابت زندگی اجتماعی می‌‌دانند و حتا برخی از زنان خود یا دیگر همجنسان خود را مسئول و مستوجب متلک شنیدن می‌دانند. بسیاری از پسران، متلک‌‌گویی یا همان تو‌هین جنسی را ابزاری برای نزدیک شدن به دختران و لذا مشروع تلقی می‌کنند. متلک‌‌گویی صرفا به مواردی که دختران و زنان با پوششی خلاف عرف در اجتماع حضور می‌‌يابند، محدود نمی‌‌شود، تا آن را حاصل نوعی رمزگذاری میان دو جنس تلقی کنیم. متلك‌‌گویی و عدم نهی عرف و قانون از آن، در واقع مازوخیسم زبانی را در ایران منعکس می‌‌کند. آن‌ گاه که زنان ایرانی متلک را نوعی ابزار ارتباطی در بازار رابطه برای خویش تلقی کنند، با سادیسم جنسی زبانی مواجه خواهیم شد. از نگاه زنانی که به متلک عادت کرده یا واقعیت آن را پذیرفته‌اند و نیز بسیاری از مردان که می‌‌خواهند توجیهی برای حجاب اجباری بتراشند، این زنان هستند که با نوع لباس ‌پوشیدن، آرایش و نمایش برخی از اجزای بدن خود حتا صورت و دست‌هایشان مردان را وسوسه و تحریک کرده و وادار به متلکگویی می‌کنند. البته تجربه‌ی زنان ایرانی، نشانگر این نکته است که حجاب و حتا چادر مانع مزاحمت‌های جنسی نیست.

محدودیت رابطه‌ی جنسی و صمیمانه میان زنان و مردان یا دختران و پسران، مردان و پسران را به شکارچیان جنسی در کوچه و خیابان تبدیل کرده است. از این منظر، مردان و پسرانی که به متلک‌‌گویی، توهین و آزار‌ جنسی می‌پردازند، تنها قربانی وسوسه‌‌های شیطانی زنان‌ تلقی می‌شوند و هیچ جرمی را مرتکب نمی‌شوند.

سوء استفاده‌ی جنسی در محیط‌های کاری و آموزشی بسیار شایع است. بسیاری از کارکنان زن ادارات دولتی و دانشجویان دختر می‌توانند داستان‌هایی را در این باره روایت کنند، اما متاسفانه رسانه‌های داخلی جایی برای انعکاس این روایت‌ها ندارند. در این محیط‌ها، مردان با در اختیار ‌داشتن مقامات عالی‌‌تر و قدرت، زنان را با استفاده از ابزارهای پاداشی و تنبیهی مورد سوء استفاده‌ی جنسی قرار می دهند. در این موارد هیچ گونه مقررات و برنامه‌های آموزشی جهت پیش‌گیری از جُرم وجود ندارد. به عنوان مثال، در عموم موسسات آموزشی در امریکا اعضای هیات علمی و دست‌یاران آنها در دوره‌های آموزشی مربوط به روابط جنسی شرکت می‌‌کنند و به آنها گفته می‌‌شود نمی‌توانند با دانشجویان خود رابطه‌ی جنسی داشته باشند. اما به دلیل تابو بودن سکس در شریعت و عرف جامعه‌ی ایران، برگزاری چنین دوره‌هایی غیرممکن است.

نوع دیگر سوء استفاده‌ی جنسی در محیط خانواده و توسط اعضای نزدیک خانواده انجام می‌گیرد و هیچ سازمان و دستگاهی برای پیش‌گیری از این امور یا مواجهه و کمک به قربانیان این سوء استفاده‌ها وجود ندارد. آزار جنسی کودکان دختر اصولا مورد بحث واقع نمی‌شود و هیچ گونه آموزشی به کودکان جهت پیش‌گیری داده نمی‌‌شود. مسایل جنسی در عرف و شریعت باید مسکوت بمانند و به مرور زمان فراموش شوند (که نمی‌شوند). حتا دستگاه‌های تحقیقاتی در این قلمروها کاری انجام نمی‌‌دهند، تا مورد ظن و گمان واقع نشوند.

تجاوز جنسی شامل است بر تجاوز، دخول دهانی، مقعدی و مهبلی، آمیزش جنسی به زور، لمس غیر‌‌معمول، بوسیدن به زور، و شکنجه به طرق جنسی. آمیزش جنسی اجباری، یعنی آمیزش جنسی با همسر بدون رضایت وی. تجاوز شوهر به همسرش اصولا در قوانین ایران تعریف ناشدنی است؛ چون بنا به فقه شیعه، زن در امور‌جنسی باید به شوهر تمکین و در صورت تمایل مرد، خود را تسلیم وی کند.(٢) در نگاه عمومی فقهای شیعه، زن موضوع و متعلَق ارضای جنسی مردان است و زنان نبايد زندگي جنسی متعلق به خود را داشته باشند. شایع‌ترین نمونه‌ی آزار‌‌ جنسی، شوهر‌دادن دختر‌ان در سنین سیزده تا هجده سالگی است که روحانیان شیعه بر آن اصرار دارند. از نگاه عموم روحانیون، سن ازدواج دختران نه سال است که مجمع تشخیص مصلحت آن را به سیزده سال افزایش داد، در عین آن که راه را برای ازدواج دختران زیر سیزده سال باز گذاشت.(۳) دختری که خانواده‌اش قبل و حتا در سن سیزده سالگی او را شوهر می‌دهد و هیچ تصوری درباره‌ی روابط جنسی ندارد و شوهرش را خود انتخاب نکرده، طبعا به صورت شیئی، مورد سوء استفاده یا آزار جنسی قرار می‌‌گیرد.

 

زن؛ مقصر ظلم بر خود و راه‌حل اهل شریعت

همانند متلک، شریعت‌گرایان علت و دلیل آزار، سوء استفاده و تجاوز جنسی را حضور زنان در عرصه‌ی عمومی و نوع رفتار و پوشش آنها می‌‌دانند. در دیدگاه شریعت‌گرایان، اگر مرد زنيی را كه همسر او نيست، مورد آزار و سوء استفاده‌ی جنسی قرار دهد، اين زن است كه باید سرزنش شود نه مرد؛ زيرا زنان می‌توانند با پنهان کردن و پوشاندن خود، مردان را از وسوسه باز دارند. بدین ترتیب، علت دزدی جواهر‌فروشی، جواهر‌فروش است که جواهرات زیبا و گران‌قیمت خود را در معرض دید عموم قرار داده است، نه زیاده‌خواهی دزدان. هم‌چنین اگر مرد زنی را که همسر اوست مورد آزار جنسی قرار دهد، این بخشی از قرارداد ازدواج است و نه بر خلاف مواد مورد قبول در این قرارداد. زن وقتی کشت‌زار مرد تلقی شود، همان ‌طور که مرد بخواهد، کشت و کار صورت می‌‌گیرد و سوء استفاده یا آزار معنی پیدا نمی‌‌کند.

شریعت‌گرایان راه حل مشکل متلک‌‌گویی، آزار و سوء استفاده‌ی جنسی را - البته در مواردی که شریعت جواز آنها را صادر نکرده باشد- نه ایجاد رابطه‌ی سالم و انسانی میان زن و مرد در جامعه‌ای باز و قانون‌مند یا کنترل زبان و دیگر اعضا و جوارح مردان در فضای عمومی و تنبیه متخلفان، بلکه حذف زنان از این فضا یا حداقل جداسازی و چادر پوشاندن بر اعضا و جوارح زنان می‌‌دانند. اصولا بر لزوم حجاب با تمسک به ضعف ساختاری مردان و وسوسه‌انگیزی بدن و موی زنان استدلال شده است.(٤) این استدلال توجیه کننده‌ی بخش عمده‌ای از جرایم جنسی علیه زنان است و با استفاده از این گونه نگاه، کمتر فردی را در دادگاهی می‌‌توان محکوم کرد. سیاست جمهوری اسلامی برای حل مشکلات زنان، آپارتاید جنسیتی یا در واقع پاک کردن صورت مساله است.

 

زنان دغدغه‌ی مرکزی برای اسلام‌گرایان

برنامه‌ی محوری اسلام‌‌گرایان، در قرن اخیر، محدود کردن آزادی‌ها و حقوق زنان با توجیه مقابله با فساد و بی ‌‌بند و باری و حفظ شان و منزلت زن بوده است. این موضوع گاه حتا اهمیتی بیش از تاسیس دولت اسلامی و به چنگ آوردن قدرت داشته است. از نگاه آنان، این فساد و بی‌ بند و باری ریشه در جهان غرب دارد و نه جوامعی با اکثریت مسلمان. نمونه‌ای که معمولا برای نشان دادن فساد اخلاقی آورده می‌شود، آزادی‌های زنان در غرب است. از منظر آن‌ها، زن در غرب به شیئی جنسی بدل شده است. بنا بر این دیدگاه، راه نجات جامعه، بازگرداندن زنان به خانواده، پوشاندن آن‌ها و محدود کردن آزادی‌های آنان در حوزه‌ی عمومی است. اسلام‌گرایان زن را موجودی شیطانی و منشا وسوسه و گناه تلقی کرده‌اند. آنها با اشاره به حضور زنان در تبلیغات تجاری و فیلم‌ها و حضور آن‌ها با لباس‌های زیبا و آرایش در مجامع عمومی و روابط آزاد میان زن و مرد، اولا زنان آزاد در جوامع غربی را به زنان مشاهده شده در تبلیغات تجاری تقلیل می‌دهند، ثانیا آزادی‌ها و حقوق زنان در جوامع غربی را به فساد(۵) و آرایش و مد و اختلاط جنسی فرو می‌‌کاهند و ثالثا جنبش دیرپای زنان برای کسب انواع آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی نادیده می‌گیرند و آزادی‌ها و حقوق زنان را اعطا شده از سوی سرمایه‌داران و استعمارگران معرفی می‌کنند.

آن‌ چه آوردیم، نشان می‌‌دهد که حتا اگر در برخی محدوده‌ها در جوامع غربی به زنان به صورت شیئی نگریسته شده و از آنها در دنیای سرمایه‌‌داری بهره‌برداری شده باشد، این نگاه و نحوه‌ی عمل در شریعت واقعا موجود و در عرف امروز جوامع دینی در دنیای اسلام با شدت و حدت بیشتری به چشم می‌خورد. اسلام‌گرایان ایرانی که با نقد وضع موجود در جوامع اسلامی و نقد غرب به صحنه آمده‌اند، آن گاه که به قدرت رسیدند نه تنها به شرایط موجود بهبود نبخشیدند، بلکه وضعیت اسف‌بارتری را از گذشته برای زنان دامن زدند. آن‌ها با نادیده گرفتن دستاوردهای جوامع غربی، وجوه منفی جوامع غربی را در کنار مشکلات سابق و لاحق خود چیدند. به عنوان نمونه، زن امروز ایرانی تنها از اِعمال سنت و شریعت ایدئولوژیک شده رنج نمی‌‌کشد، بلکه مشکلات و نه حقوق زنان در جوامع غربی نیز بر دوش آنها گذاشته شده‌اند.

آزار و سوء استفاده‌ی جنسی، شنیع‌‌ترین نمونه‌ی نگاه به زن به عنوان شیئی است؛ اما شیئی‌انگاری زنان ایرانی به این موارد محدود نمی‌شود و در همه‌ی شئون زندگی اجتماعی و سیاسی و خانوادگی و در قوانین و عرف‌های جاری به چشم می‌‌خورند. قوانین تبعیض‌آمیز، سنت‌های مردسالارانه، عرف‌ها و دیدگاه‌ها مبتنی بر تنفر از زن و ویژگی‌های زنانه، خشونت‌ها و تنبیهات قساوت‌مندانه آن چنان در ایران جاری و ساری‌ است، که دیگر نیازی به تراشیدن بدیل‌های نظری دیگر برای شیئیت زن در ایران نیست. کدام یک از این دو نظام حقوقی و اجتماعی بیشتر زن را به شیئی فرو می‌کاهند: آن ‌که حضانت فرزندان را به زنان می‌دهد، ارث مساوی برای آنها قایل است، در صورت طلاق اموال را میان زن و مرد به تساوی تقسیم می‌کند، خشونت فیزیکی و آزار و تجاوز جنسی را جُرم می‌داند و به مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان بدون هیچ محدودیتی قایل است، یا آن ‌که همه‌ی این‌ها را علنا انکار می‌‌کند؟

* * *

 

پانوشت‌ها:

1- مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، ۱۳٦۸، صفحهی ۱۵٢: "قرآن كريم مخصوصا اين مطلب را تذكر میدهد كه وجود زن برای مرد خير است، مايه سكونت و آرامش دل او است."

2- رساله‌‌ی توضیح‌المسائل آیت‌الله خمینی، مساله‌ی ٢٤١٢: "زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود و بايد خود را براى هر لذتى كه او مى‏خواهد، تسليم نمايد و بدون عذر شرعى [در شرایط حیض و نفاس] از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند.

3- مادهی واحده‌ی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳۸۱- "مادهی ۱٠٤١ قانون اصلاح موادي از قانون مدنی مصوب چهاردهم آبان ۱۳۷٠ و تبصره آن به شرح ذيل اصلاح مي‌گردد: عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به سن سیزده سال تمام شمسی و پسر قبل از رسيدن به سن پانزده سال تمام شمسی منوط است به اذن ولیّ به شرط رعايت مصلحت با تشخيص دادگاه صالح".

4- مرتضی مطهری، مسالهی‌ حجاب، قم، انتشارات صدرا، ۱۳٦۸، صفحهی ۸۷ :"[قرآن] يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه‏گری و دلربایی نپردازند . به هيچ وجه و هيچ صورت و با هيچ شكل و رنگ و بهانه‏ای كاری نكنند كه موجبات تحريك مردان بيگانه را فراهم كنند. روح بشر فوق‌العاده تحريك‌پذير است... هيچ مردی از تصاحب زيبا‌رويان و هيچ زنی از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و هيچ دلی از هوس سير نمی‏شود."

5- مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، ۱۳٦۸، صفحهی ۳٢۳.

 


* اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید، میتوانید این مطلب را به شبکهی مورد نظر خود ارسال کنید:

Delicious delicious    Facebook facebook    Twitter twitter    دنباله donbaleh    Google google    Yahoo yahoo    بالاترین balatarin


كانون پژوهشى نگاه، www.negah1.com