Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors
19 شهریور 1405

نسرین ابراهیمی –

مراکز کارگری، حلقه‌­ی مهمی در سازمانیابی کارگران

در ایالات متحده، امروزه میلیون­‌ها کارگر وجود دارند که بسیاری از آن­‌ها مهاجر و رنگین پوست­‌اند و در بازار کار شهرهای بزرگ و کوچک در حال کار کردن هستند. آن‌­ها تکیه‌گاه اصلی اقتصاد در بخش‌­های خدمات، تولید و کشاورزی­­‌اند؛ و اغلب در پایین­‌ترین رده‌­های کار، بدون داشتن چشم‌­اندازی برای بهبود کیفیت و وضعیت موجودشان، بار اصلی اقتصاد را به دوش می‌کشند. متاسفانه این واقعیتی است که مولفه­‌های قوم، نژاد، و وضعیت مهاجرت، تاثیر عظیمی بر نوع شغل آن­‌ها بر جای می­‌گذارند و از امکان دریافت غرامت و یا گرفتن خسارت برخوردار نیستند، هنگامی که با بدرفتاری کارفرماها مواجه می‌­شوند.

داستان کارگران مهاجر در آمریکا و استثمار آن­‌ها و تبعیضی که علیه آن‌­ها روا می‌­شود، مسلما امر جدیدی نیست؛ موج اولیه‌­ی مهاجران که با تبعیض‌­های جدی روبرو بودند، در کثیف‌­ترین و خطرناک‌­ترین کارها اشتغال داشتند. آن‌­ها با امید و در آرزوی ساختن زندگی و دنیای بهتر برای خود و خانواده‌­شان تلاش می­‌کردند و برای احقاق حقوق واقعی کارگران و ایجاد اتحادیه مبارزه می‌­کردند. در گذشته تعداد زیادی از کارگران ایالات متحده از جمله کارگران مهاجر و آمریکایی­‌های آفریقایی‌تبار با مبارزات خود توانستند از طریق اتحادیه­‌ها به هم بپیوندند و مبارزه‌­ی عمومی­‌شان برای شان و منزلت انسانی، دست‌مزد بهتر، و شرایط کاری بهتر را به پیش ببرند.

اما امروزه با توجه به قوانین و مقررات نامساعد کار و مقاومت‌­ها و یورش‌­های کارفرماها، پیش­‌برد این امر با دشواری روبرو شده است. نهادها و تشکل­‌های متعدد و متفاوتی هم‌­چون اتحادیه‌­ها، ارگان‌­های هم‌کاری متقابل، تشکل­‌های دوستانه، احزاب سیاسی، مراکز کمک و اطلاع‌رسانی و کلیساهای شهری به مهاجران و کارگران آفریقایی تبار، راه‌­ها و شیوه‌­های به هم پیوستن در مسیر دست­‌یابی به حقوق اقتصادی و سیاسی و انسانی خود را در درون جامعه‌­ی آمریکا ارائه و نشان می‌­دادند. اما امروزه بسیاری از این نهادها و موسسات، با وجود موارد استثنایی مهم و الهام‌­بخش نسبت به این قاعده، برای اکثریت بزرگی از کارگران فقیر دیگر قابل دست‌رس نیستند. با این وجود، اشکال نوینی از موسسات کارگری جای خالی آن­‌ها را پُر کرده‌اند که شامل نوع جدیدی از اتحادیه­‌ها، تشکل­‌های مبتنی بر جماعت (کومیونتی)، و گروه­‌های جنبش اجتماعی هستند. از جمله نمونه­‌های نویددهنده و امیدبخش، مراکز کارگری­‌اند که امروزه به پدیده‌­ای در حال رشد در جنبش کارگری آمریکا تبدیل شده است. مراکز کارگری مهاجران، زیر مجموعه‌­ای از بدنه‌­ی بزرگ‌­تر مراکز کارگری یعنی پروژه‌­های معاصر سازمان‌یابی کارگری مبتنی بر جماعت (کومیونتی)­اند که در سال­‌های اخیر در اجتماع آمریکا ریشه دوانده است.

خصوصیات متمایز مراکز کارگری مهاجران

مراکز کارگری موسساتی واسطه/میانجی مبتنی بر جماعت/کومیونتی هستند که از کارگران با دست‌مزد پایین حمایت می‌­کنند. خصلت‌بندی آن‌­ها مشکل است، برخی از خصوصیات آن شبیه نهادهایی است که به آن‌­ها اشاره شد؛ سایر مشخصات آن­‌ها مانند تعاون، هم‌کاری و تشریک مساعی و کلاس­‌های آموزش مردمی/عمومی نشان از سنت‌­های مدنی کشورهایی دارد که بسیاری از مهاجران اخیرا از آن جا کوچیده‌­اند. مراکز کارگری برای پیش‌­برد امور خود، ترکیبی از فعالیت­‌ها و روش‌­های مختلف را دنبال می­‌کند. این مراکز بسیار متنوع‌­اند، از جمله: تشکل‌های آمریکایی­‌های آفریقایی‌تبار، آن­‌هایی که با مهاجران و هم‌­چنین غیر مهاجران کار می‌­کنند، آن­‌هایی که خود را اتحادیه می­‌نامند و حتی آن­‌هایی که خود را مراکز کارگری نمی‌­دانند.

امروزه بیش از ۲۰۰ مرکز کارگری وجود دارد. بر طبق آمار سال ۲۰۰۵ از ۱۳۷ مرکز کارگری شناخته شده، ۱۲۲ عدد آن متعلق به مراکز کارگری مهاجران بودند که به عنوان اهرم‌­های مرکزی، هم‌چون زیرساخت‌­های تشکل جماعت مهاجران به شمار می‌­رفتند. این مراکز با انجام وظایفی مرکب از خدمات، دفاع و سازمان‌دهی، نقشی منحصر به فرد و بی نظیر در پیوند با مهاجران برای دست­‌یابی به حقوق مربوط به کار ایفا می‌­کنند. این مراکز در خط اول جبهه قرار دارند، یعنی اولین تشکل­‌هایی هستند که کارگران مهاجر می‌­توانند آن را پیدا کنند. آن­‌ها اطلاعاتی با ارزش ارائه می‌­دهند و به کارگران نیز آموزش و تعلیم می‌­دهند. به علاوه طیف گوناگونی از خدمات روزانه از کمک یک به یک به افرادی که از در وارد می­‌شوند و با مشکلات کاری مواجهه هستند تا برپایی کمپین‌­ها و اقدامات جمعی در رابطه با کارفرما، این یا آن صنعت مشخص و یا علیه سیاست­‌ها و اقدامات دولتی به منظور تغییرشان. هر چند که مراکز کارگری، دستور کارهای گوناگونی را پیگیری و تعقیب می­‌کنند که جنبه­‌های گوناگون زندگی مهاجرین در آمریکا را پوشش می­‌دهد؛ اما از آن جایی که تمرکز بسیاری از کارگران مهاجر حول مشکلاتی است که با آن مواجه می­‌شوند و تجربه می­‌کنند و در پیوند با شرایط کار قرار دارد، فعالیت اصلی این مراکز نیز بر مسایل و مشکلات مربوط به کار متمرکز است. این مراکز کمک می‌­کنند تا کارگران با دست‌مزد پایین بتوانند مطالبه­‌ی جمعی خود را فریاد زنند، اقدامات جمعی انجام دهند، و طیف وسیعی از فرصت‌­ها و امکانات را به وجود آورند.

دیدگاه‌­ها و درک مراکز کارگری از فعالیت­‌هایشان و نیز چگونگی پیش‌­برد کارها متفاوت‌­اند. مدل و یا ساختار تشکیلاتی و استراتژی خاصی که بر اغلب مراکز کارگری مسلط باشد، وجود ندارد. جدا از این که چه روشی را در پیش گیرند، فعالیت آن­‌ها کمک به کارگران در گرفتن دست‌مزدهای پرداخت نشده، کار با نمایندگی­‌ها و نهادهای دولتی برای تحت فشار قرار دادن آن‌‌ها در بهبود وضعیت کارگران، پایه‌­گذاری و سازمان‌دهی کمپین­‌ها علیه کارفرماهای مشخص و گاهی اوقات در صنایع مشخص، و فعالیت در جهت رشد و توسعه‌­ی رهبری و فعالیت‌­های عمومی و آموزشی را در بر می‌­گیرد. بیش‌تر مراکز کارگری نقش مهمی در دفاع از حقوق مهاجران در خود جماعت/کومیونتی دارند.

یکی از جالب­‌ترین خصوصیت مراکز کارگری، استقلال آن‌­ها از هم­‌دیگر و از دیگر نهادها و شبکه­‌های سراسری است. مراکز کارگری دارای منشا متفاوتی هستند، آن­‌ها هم‌­چون شاخه یا شعبه‌ای از نهادهای سراسری، یا شاخه­‌های محلی اتحادیه‌­ها یا وابسته به شبکه­‌ی سازمان‌دهی جماعت/کومیونتی به خصوص شروع به کار نمی­‌کنند. تنها ۵۱ عدد از ۱۳۷ مرکز کارگری شناخته شده به یکی یا بیش از یکی از سه شبکه­‌ی سراسری مراکز کارگری مربوط می­‌شوند. این سه شبکه­‌ی سراسری شامل: شبکه‌­ی سراسری کارگران روز مزد، ان لنس، عدالت کارگری بین ادیان می­‌باشد. مراکز کارگری در حالی که از نظر برنامه و تاکید خود بر نوع فعالیت‌­هایشان گوناگون‌­اند، اما از یک‌­سری خصوصیات مشترک برخوردارند:

۱- همه­‌ی مراکز کارگری تشکیلاتی ترکیبی هستند که عناصری از انواع کارکردهای گوناگون نهادهایی مانند: تشکل­‌های دوستانه و متحدانه، مراکز ارائه دهنده‌­ی خدمات اجتماعی، گروه‌­های سازمان‌دهی جماعات (کومیونتی)، اتحادیه‌­ها و تشکل­‌های جنبش اجتماعی را دارا هستند.

۲- ارائه­‌ی خدمات: خدمات مراکز کارگری از کمک‌­های قانونی گرفته تا کلاس‌­های انگلیسی، نقد کردن چک، تا برپایی مداوم کارگاه‌­های مربوط به کار را شامل می­‌شود. آن­‌ها نقش میانجی‌گرانه‌­ی مهمی دیگری بازی می­‌کنند در معرفی اعضایشان در دست­‌یابی به خدماتی نظیر کلنیک‌­های سلامتی که نهادهای دیگر در اختیار می­‌گذارند. برخی از آن­‌ها بسان مراکزی عمل می­‌کنند که اطلاعات لازم را در پیوند با قوانین استخدامی جمع‌آوری می‌­کنند؛ مانند تهیه­‌ی دفترچه­‌ها و برگه­‌هایی که بر روی آن­‌ها نوشته شده “با حق خود آشنا شوید.”

۳- فعالیت دفاعی: مراکز کارگری، بررسی و تحقیقات را هدایت می­‌کنند و شرایط و وضعیت کاری موجود در صنایع را افشا کرده، برای حقوق جدید پناهندگی و حقوق کار و تغییر در قوانین موجود واسطه­‌گری کرده و با نهادهای دولتی برای بهبود نظارت و پیش‌­برد روند شکایت، و یا شکایت علیه کارفرما هم‌کاری می‌­کنند.

۴- سازمان‌دهی: مراکز کارگری به طور مداوم تشکل به وجود می‌­آورند و در ارتقای رهبری کارگران- با این هدف که کارگران با ابتکار خود برای تغییرات سیاسی و اقتصادی دست به اقدام بزنند- متعهد و درگیر هستند. در مراکز متفاوت، سازمان‌دهی ممکن است اشکال مختلفی به خود گیرد؛ اما همه­‌ی آن­‌ها در یک چیز مشترک‌­اند و آن تعهد به ارائه و یا یافتن راه و چاره‌­ای که از طریق آن کارگران بتوانند مستقلانه اقدام کنند و دست به عمل بزنند. این اهداف از یک­‌سو با فشار آوردن بر بازار کار از طریق اقدامات/حرکات مستقیم اقتصادی و از سوی دیگر فعالیت در جهت اصلاح سیاست‌­های عمومی به پیش می­‌رود.

۵- پایه­‌های مراکز کارگری در محله است تا بر اساس محل کار: اکثر مراکز کارگری فعالیت‌­هایشان را از زاویه­‌ی محل جغرافیایی متمرکز می­‌کنند، به ویژه در نقاط مرکزی شهرهای بزرگ، یا در منطقه­‌ی شهری خاص، یا محلات تمرکز دارند. اغلب کارگرانی که به آن­‌ها مراجعه می­‌کنند به دلیل داشتن شغل یا حرفه یا صنعت ویژه­‌ای نیست، بلکه به دلیل آن است که در محلی که مرکز کارگری مستقر است، کار یا زندگی می­‌کنند. مراکز کارگری در بازار کار محلی، صنایع و یا کارفرمایان به خصوصی را غالبا آماج و هدف خود قرا می­‌دهند. کار آن­‌ها سازمان‌دهی حول نمایندگی اکثریت در محل کاری مشخص و منفرد و یا بستن قرارداد برای گروه‌­های منحصر به فرد کارگران نیست. برخی از مراکز کارگران روزمزد، ارتباط کارگران را با کارفرمایان برقرار کرده و بر سر دست‌مزد و شرایط کار با آن­‌ها مذاکره می‌­کنند.

۶- هویت قومی و قومی- نژادی: گاهی اوقات هویت اولیه‌­ای که کارگران از طریق آن با مراکز کارگری ارتباط می­‌گیرند، قومیت است تا شغل یا حرفه. در مواردی قومیت پا به پای شغل و استخدام حرکت می­‌کند. در برخی از مراکز کارگری، مسایل و مشکلات اقتصادی- اجتماعی از منظر تجزیه و تحلیل تبعیض بر پایه­‌ی نژاد یا قومیت در معرض دید قرار می‌­گیرد. به علاوه، کار و فعالیت تعداد روزافزونی از مراکز کارگری به نحوی است که در آن جا نژاد، جنسیت، و کار با دست‌مزد پایین به هم می­‌رسند.

۷- ارتقای رهبری و دموکراسی درونی: اغلب مراکز کارگری تاکید فزاینده‌­ای بر رشد رهبری و تصمیم‌­گیری دموکراتیک دارند. دغدغه و تمرکز بیش‌تر آنان بر پیش‌­برد فرآیند امور در جهت درگیر کردن مداوم کارگران، رشد و تکامل مهارت­‌های رهبری کارگری است، به نحوی که خود کارگران بتوانند به طور هدف­‌مندی در هدایت تشکیلات شرکت کنند.

۸- آموزش عمومی: آموزش در مراکز کارگری عمدتا با فلسفه و متدی شناخته می­‌شود که “آموزش رهایی بخش” نامیده می­‌شود که پائولو فریرر فیلسوف، پداگوگ، آن را از آموزش مردمی – که از جنبش آزادی‌­خواهانه­‌ی آمریکای لاتین و جنبش حقوق مدنی نشات گرفته- جمع‌­بند و عمومی کرد. مراکز کارگری آموزش را بخشی از سازمان‌دهی می­‌دانند. کارگاه­‌های مربوط به کار و دوره­‌های آموزشی، ساختارهایی هستند که بر رشد و برخورداری از مهارت­‌های تفکر انتقادی و به کارگیری آن در بارآوری و هدف­‌مند کردن آن­‌ها تاکید دارند.

۹- جهانی اندیشیدن: این مراکز حس عمیق هم‌بستگی با کارگران در دیگر کشورها را نشان می­‌دهند. در برنامه ریزی‌­هایشان به طور مداوم بر تاثیرات جهانی شدن و سیاست­‌های تجاری بر روی کارگران متمرکز هستند و در کمپین‌­هایی که سازمان‌­ها را برای اقدام فراملی دور هم جمع می­‌کند، شرکت می‌کنند. بسیاری از پایه‌گذاران و رهبران مراکز کارگری از تجارب فراوانی از کشور مادر خود در سازمان‌دهی/سازمان‌یابی برخوردارند و یا از جنبش­‌های مردمی آن جا الهام گرفته و به طور فعالی آن سنت‌­ها را در مراکز کارگری به کار گرفته‌­اند. حتی بسیاری از مراکز، روابط خود را با مبارزات و نهادهای مردمی کشورهای مبدا حفظ کرده­‌اند، استراتژی مشابهی را به کار برده، با هم هم‌کاری داشته، کارهای یک‌­دیگر را چاپ کرده و تا آن جایی که توان دارند از هم‌­دیگر حمایت می­‌کنند.

۱۰- دستور کار گسترده: در حالی که مراکز کارگری بر مشکلات مربوط به کار تمرکز و تاکید دارند، در عین حال افق و جهت­‌گیری گسترده‌­ای دارند و عموما به مسایل گوناگونی می‌­پردازند که آمریکایی­‌های آفریقایی‌تبار و مهاجران تازه وارد به آمریکا با آن مواجه‌­اند از جمله آموزش، مسکن، دست‌رسی به مراقبت­‌های مربوط به سلامتی و مسایل مربوط به عدالت کیفری. علاوه بر این‌ها، دفاع از حق دست‌رسی مهاجران به گواهی‌نامه­‌ی رانندگی و یا کمک به کارگران در رابطه با مسایل و مشکلات مربوط به تامین اجتماعی نیز از جمله مسایلی هستند که در دستور کار آن­‌ها قرار دارد.

۱۱- برپایی ائتلاف: مراکز کارگری با شرکت رسمی و غیررسمی در بسیاری از ائتلاف‌­ها به دنبال هم‌کاری نزدیک با دیگر مراکز کارگری، نهادهای غیرانتفاعی، تشکل‌­های اجتماعی، دانش­جویان و گروه­‌های اکتیویست هستند.

۱۲- عضویت محدود و درگیر: اغلب مراکز کارگری عضویت را هم­‌چون امتیاز یا مزیتی می‌­نگرند که به طور خود به خودی به دست نمی­‌آید، بلکه باید آن را به دست آورد. آن‌­ها لازم می‌­دانند که کارگران دوره‌­هایی را بگذرانند و در کارهای تشکیلاتی درگیر شوند تا واجد شرایط عضویت شوند. در رابطه با پرداختن حق عضویت شرایط یک­‌سان و معیار واحدی وجود ندارد، در حالی که یکی از درخواست­‌های کم‌تر از نیمی از مراکز کارگری پرداخت حق عضویت اعضا است، تعداد اندکی از آن­‌ها نیز خواهان آنند که اجازه یابند از سیستم مشخص و کارایی برای جمع‌آوری حق عضویت‌­ها استفاده کنند.

خاستگاه و مراحل تحول مراکز کارگری

مراکز کارگری عموما در واکنش به انحطاط و کاهش موسسات و نهادهایی که تاریخا امکان و عاملی برای سامان‌دهی اقدام جمعی کارگران بوده‌­اند، سر برآوردند. این مراکز در نتیجه‌­ی رشد انفجاری جماعات/کومیونتی مهاجر و نبودن پایه­‌ها و زیرساخت‌­هایی برای حمایت از آنان به وجود آمدند. موسسات و کارگرانی که این نیازها و کمبودها را ملاحظه می­‌کردند و نگران آن‌­ها بودند، در جست‌وجوی خود و در پاسخ به برآوردن نیازها و خواست­‌های روزافزون این تازه‌واردان، مراکز کارگری را به وجود آوردند.

داستان تاسیس آن­‌ها اغلب خصیصه­ی مشترکی دارد: حادثه­‌ای تسریع کننده – به عنوان مثال اتفاقی برای فرد یا گروهی از کارگران رُخ می­‌دهد- این امر سبب می‌­گردد که آن‌­ها در جست‌وجوی کمک از سازمان­‌های موجود یا رهبر قابل رویتی باشند؛ این کارگران، هم‌راه با متحدانی که برای کمک پیدا می‌­کنند، می‌­کوشند تا مشکل فوری خود را حل کنند و در این روند درمی­‌یابند که مشکل ویژه‌­ای که با آن مواجه‌­اند بخشی از مشکل بزرگ‌تری است که هیچ تشکل موجودی به آن نمی‌­پردازد. به این ترتیب بود که نهادهایی هم­‌چون تشکل­‌های مبتنی بر جماعات، جماعات دانشگاه­‌ها، پروژه‌­های مبتنی بر جماعات مذهبی، ان.جی.اوهای قومی میزبان، کلیساها، مراکز قانونی یاری کننده، نهادهای تامین اجتماعی، برخی فعالان جنبش هم‌بستگی با آمریکای مرکزی، از سازمان‌دهی و سازمان‌یابی کارگران کم درآمد به طور عملی و واقعی حمایت و دفاع کردند. در این روند بود که کارگران مهاجر و همه‌­ی این نهادها با وجود تفاوت­‌های بسیاری که با هم دارند به این نتیجه رسیدند که روش خدماتی به سادگی کافی نیست و به خلا و نبود نهادی پی بردند که اقدام جمعی در میان کارگران را سازمان‌دهی کند. هر چند مراکز کارگری از دل یک­‌سری نهادها و موسسات رشد کردند، اما واقعیت امر این است که در شرایط خلا و کمبود ارگان‌­ها و تشکل­‌هایی برای دفاع از کارگران با دست‌مزد پایین، این مراکز از متن یک گرایش شدید برای ایجاد تشکل­‌های محلی به وجود آمدند که در عین ارائه‌­ی خدمات بتواند از حقوق کارگران دفاع نموده و کارگران را تشویق به سازمان‌دهی کند. و بدین ترتیب، از این نقطه بود که مراکز کارگری به وجود آمدند.

تا این جا نکاتی در پیوند با مختصات و پیدایش این مراکز مطرح کردیم، اکنون ضروری است به مراحل تحول آن نگاهی بیافکنیم. کیم مودی مراحل تحول این مراکز را چنین برمی­‌شمارد:

«شکل گیری اولین دسته از مراکز کارگری در اواخر سال­‌های دهه‌­ی هفتاد و اوایل سال­‌های دهه‌­ی هشتاد آغاز شد. ابتکار شروع آن با فعالینی با تفکرات سیاسی و دارای ارتباطات متعدد با اتحادیه‌­ها بود. نمونه­‌هایی از این مراکز را می‌­توان در انجمن کارگران و کارکنان چینی (سی. اس. دبلیو. آ) در شهر نیویورک، در شهرک چینی‌­ها؛ تشکل “کارگران زن” در ال پاسو در تگزاس که از اعتصاب کارگران پوشاک در کارخانه‌­ی پوشاک فاراه، سر بر آورد؛ تشکل کارگران سیاه برای عدالت (بی. دبلیو. اف. آی) که در راکی مونت، شمال کارولینا، مستقر است، از مبارزه بر علیه تبعیض در فروشگاه‌­های زنجیره‌­ای ک. ام. آ. آر. تی سر بر آورد؛ و کمیته علیه خشونت بر ضد آسیایی­‌ها (سی. آ.آ. وی) در شهر نیویورک که در سال­‌های دهه­‌ی هشتاد به خصوص برای دفاع از زنان آسیایی شگل گرفت، مشاهده کرد.

موج دوم از اواخر سال­‌های دهه­‌ی هشتاد تا اواسط سال­‌های دهه­‌ی نود سر بر آورد. بسیاری از مراکز کارگری با موج مهاجرینی از آمریکای مرکزی به وجود آمدند که از جنگ، جوخه‌­های مرگ، و ضد انقلاب، که عمدتا نتیجه­‌ی سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه بود، می‌­گریختند.(فاین، ۲۰۰۶، صفحات ده و یازده) یکی از اولین مراکز کارگری موج دوم، پروژه‌­ی مبتنی بر محل کار در حومه­‌ی لانگ آیلند نیویورک بود. از دیگر مراکز کارگری موج دوم، تشکلی به اسم “ساختن راه با گام نهادن در آن” است که در یکی از فقیرترین محله­‌ی بروکلین به نام بوشویک قرار دارد. با موج جدید مهاجرین در سال­‌های دهه­‌ی هشتاد و نود، بوشویک عمدتا منطقه­ی لاتینی‌­ها شد. “ساختن راه با گام نهادن در آن”، یک تشکل چند مضمونی است که علاوه بر مشکلات محل کار با مسایل مسکن، تحصیلات، رشد و توسعه­‌ی جماعت (کومیونتی) و حتی مسایل مربوط به زنان و مردان هم­‌جنس‌گرا سر و کار دارد.

موج سوم مراکز کارگری پس از سال ۲۰۰۰ به وجود آمدند. بر اساس نوشته­‌ی فاین (۲۰۰۶، صفحه­‌ی شانزده)، این‌­ها بیش‌تر از گذشته با اتحادیه‌­ها ارتباط داشتند. یک نمونه (آر.او. سی) “مرکز گشایش رستوران” است، که پس از یازده سپتامبر به وسیله­‌ی کارگران ایجاد شد که در رستوران موسوم به “پنجره‌­ای به سوی جهان” در مرکز تجارت جهانی کار می­‌کردند. یکی دیگر از تشکل­‌های موج سوم “اتحادیه­‌ی کارگران خانگی” (دی. دبلیو. یو) در بروکلین در میان طیف وسیعی از گروه‌­های مهاجر است.»

دنیای مراکز کارگری، امیدوارکننده، با شور و شوق، مبتکرانه و پویا است. آن­‌ها پیشآهنگ استراتژی نوآورانه و مبتکرانه‌­ی کارگران مهاجراند که با “غرب وحشی”، این بار با بازار کار عمدتا بدون قانون دست‌مزد و هرج و مرج، مقابله می­‌کنند. مراکز کارگری مهارت بالایی در استفاده­‌ی خلاق از امکانات، رشد و توسعه‌­ی رهبری و مشارکت دموکراتیک دارند. آن‌­ها به طور قابل توجهی استثمار کارگران با دست‌مزد پایین را ثبت و افشا کرده‌­اند، شرایط مذاکره با کارفرماها را تغییر داده، دیدگاه انسان­‌ها نسبت به دنیای اطراف خود، مشکلاتی که با آن­‌ها دست و پنجه نرم می­‌کنند و نیز درک و دریافت آن­‌ها از امکانات تغییرات اجتماعی را متحول کرده‌­اند.

سازمان‌دهی مراکز کارگری هم‌­چون حلقه­‌ی مهمی در سازمان‌یابی کارگران ایران

در ایران، بر خلاف جنبش کارگری آمریکا، ما با مراکز کارگری شسته و رفته و بر نشسته روبرو نیستیم، اما خطاست هر آینه تصور کنیم که چنین مراکز و تجمعاتی – هر چند به شکل محفلی، غیررسمی و ابتدایی- وجود ندارند. کافی است به حاشیه‌­ی شهرها – یعنی محل سکونت کارگران آذری، کرد یا شمالی…- یا قهوه­خانه­‌ها(۱) مراجعه کنیم تا چنین مراکزی را مشاهده کنیم. این جمع‌­های کارگری به صورت طبیعی، فامیلی، با آشنایی­‌های مبتنی بر هم‌­شهری‌گری یا قومی، ملیتی… وجود دارند و می‌­توانند نطفه‌­های برپایی مراکز کارگری منطبق با شرایط خاص ایران را تشکیل دهند. به علاوه، این نوع از آشنایی­‌ها، پیوندها و هم‌بستگی­‌ها در مراکز کاریابی، در محل تجمع بیکاران، جلوی اداره‌­ی کار، به آسانی قابل رویت­‌اند. این نوع جمع‌­ها به خودی خود محل اتصال بخش‌­های مختلف طبقه به شمار نمی­‌روند، اما حلقه‌­ای مهم در تکوین تشکل طبقاتی در سیر تکامل فعالیت خود محسوب می‌­شوند.

در ایران، سازمان‌یابی توده‌­ای به هزاران ابتکار و فعالیت خلاقانه نیاز دارد، اما بدون پی­‌ریزی فعالیت­‌های عملی، که با ظرفیت و امکانات هم‌اکنون موجود بخش‌­های مختلف طبقه انطباق داشته باشد، امری ناممکن است. شناسایی هر ذره از تجمع و تمرکز کارگری با هر محمل طبیعی از یک سو، و نهادی کردن فعالیت در درون آن‌­ها از سوی دیگر، گامی است سترگ در بنای تشکل بزرگ توده‌­ای. و خطاست اگر فکر کنیم تجمع بزرگ کارگری بدون حلقه‌­های میانجی- که انگیزه و عزیمت‌­گاه‌­های متفاوت دارند- می­‌تواند پا بگیرد و تداوم داشته باشد. سازمان‌دهی مراکز کارگری، تشکل وسیع طبقاتی نیست، محل گردآوری فعالان پیش‌روی کارگری نیست، اتحادیه­‌ی یک صنف معین نیست، تشکل تک مضمونی حمایت از بیکاران یا اخراجی‌­ها نیست؛ اما در کنار و هم‌راه این نهادها، حلقه‌­ی مهمی برای سازمان‌یابی کارگری در کشور ما به شمار می­‌رود. اقدام متحدانه‌­ی طبقه در گرو تشکل توده‌­ای در مقیاس وسیع است، اما تشکل توده‌­ای بدون سازمان‌یابی توده­‌ی کارگر در سطوح مختلف با محمل‌­ها و منافع مشخص ناممکن است. و به تجربه می­‌دانیم، اقدام متحد کارگران از طریق نادیده گرفتن منافع و ویژگی این یا آن لایه‌­ی طبقه‌­ی کارگر محقق نمی­‌شود، بلکه از طریق لحاظ کردن آن­‌ها رُخ می‌­دهد. البته تکیه­‌ی یک جانبه بر این منافع و بدتر از آن ایجاد تقابل این منافع با منافع بخش­‌های دیگر سم مهلکی است که تامین منافع خاص و ویژه‌­ی همین جماعت‌­ها را نیز ناممکن می­سازد(۲)، یا الگوبرداری مکانیکی از تجربه­‌ی فعالیت سازمان‌یابی کارگری در دیگر کشورها نیز به سهم خود می‌تواند از یک امکان بالقوه مثبت در جهت سازمان‌یابی به ضرر تحقق این هدف بیانجامد. از این رو، یکی از وظایف مهم فعالان و روشن­‌فکران کارگری، شناسایی و معرفی این مراکز است. این مراکز و محل‌­های تجمع در ایران به سبب مهاجرت داخلی از روستا به شهر، از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و از متن شهرهای بزرگ به حاشیه‌­ی شهر، نطفه می‌­بندند و آن را – به استثنای مهاجرت افغان‌­ها- از مهاجرت از کشورهای دیگر به آمریکا متمایز می­‌سازد. از این رو، شناسایی این مراکز در ایران به سهم خود می­‌توانند سهم مهمی در برپایی این تجمع‌ها و مراکز کارگری ایفا کنند. جنبش کارگری کشور ما به داده‌های عینی و مستند برای سازمان‌یابی کارگری نیاز دارد. در این باره، اطلاع از کم و کیف مهاجرت هر یک از بخش‌­های طبقه، محل سکونت آن­‌ها، محمل­‌های تجمع و روحیات و فرهنگ آن‌ها… بسیار ضروری است. و بدون این ملاط عینی و واقعی، طراحی استراتژی برای سازمان‌یابی توده‌­ای طبقه پا در هواست. به علاوه، بدون برخورد خلاق و متناسب با خودویژگی‌­ها و مختصات جنبش کارگری کشور ما نیز برپایی این تجمع‌­ها می‌­تواند به بی­‌راهه برود.

در انتها باید گفت فعالیت صرف افشاگرانه‌­ی اقدام‌های رژیم اسلامی شاید در این میان برخی از فعالان کمونیست و کارگری را راضی کند، اما با اطمینان می­‌توان گفت به عروج طبقه به مثابه طبقه خدمت چندانی نمی‌­کند.

* * *

۱- قهوه‌خانه‌­ها پاتوق اقلیت­‌های شهرستانی در تهران نیز هستند. شهرستانی­‌های بسیاری، از دانش­جو گرفته تا بازاری­‌های خُرده‌­پا، محل دیدار و ملاقات خود را در قهوه‌خانه‌­ها تعیین می‌کنند. از این جهت می‌­توان در قهوه‌خانه‌­های مخصوصی، رشتی‌­ها، آذربایجانی‌­ها، اصفهانی‌­ها و اهالی سایر شهرستان‌­ها را که هنوز در تهران جایگیر نشده‌­اند یافت؛ ولی بیش‌تر قهوه‌خانه‌­ها با مشاغل و اصناف ارتباط دارند، چون در قهوه‌خانه‌­های مختلف که به اصناف وابسته‌­اند می‌­توان اهالی همه‌­ی شهرهای ایران را دید. (برگرفته از یک کار تحقیقی از خسرو خسروی به نام «مطالعه‌­ای درباره‌­ی قهوه‌خانه‌­ها در دهه­‌ی چهل.)

۲- برای نقد برخی از عمل­‌کردهای مراکز کارگری به مقاله­ی کیم مودی با عنوان «کارگران مهاجر و تشکل­‌های اجتماعی/کارگری در ایالات متحده» مراجعه کنید.

در تهیه و تنظیم این متن از مقالات کیم مودی و جانیس فاین استفاده شده است.