«کمونیستها عار دارند که مقاصد و نظرات خویش را پنهان سازند. آنها آشکارا اعلام میکنند که تنها از طریق واژگون ساختن همهی نظام اجتماعی موجود از راه جبر، وصول به هدفهاشان میسر است. بگذار طبقات حاکمه در مقابل انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند، پرولتارها در این میان چیزی جز زنجیر خود را از دست نمیدهند، ولی جهانی را به دست خواهند آورد!» کارل مارکس
Christophe Ventura – برگردان: رويا شريفيان –
بازگشت «نظریهی مونرو» در ابعاد گسترده به آمریکای لاتین و عجین شدن آن با «متمم ترامپ». هدف ایالات متحده، تحکیم تسلط خود بر قارهی آمریکا، به عقب راندن نفوذ چین، و هدایت منافع منطقه در خدمت اولویتهای تعیین شده توسط کاخ سفید است. گرایشهای راست محلی سرسپردهی آمریکا، در منطقه پیشرفت میکنند و از این امر بسیار خوشنود هستند.
او مسئول بیش از سههزار ناپدیدسازی یا ترور است. تحت فرمان او، حدود چهلهزار نفر شکنجه شدند و برخی هنوز عوارض بعدی آن را در زندگی روزمره خود تحمل میکنند. تعجبآور نیست اگر تصاویر پینوشه پس از پایان یافتن دوران دیکتاتوری، که از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ بر شیلی مستولی بود، دیگر به چشم نمیخورد. با این حال، این تصاویر در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ بار دیگر به طور گسترده در سانتیاگو ظاهر شدند تا پیروزی خوزه آنتونیو کَست در انتخابات ریاستجمهوری را جشن بگیرند؛ سیاستمداری که آشکارا به این ژنرال دیکتاتور افتخار میکند.
اما، چهارده سال پیش دانشجویان، خیابانهای شیلی را در بزرگترین تظاهراتی که کشور از زمان بازگشت دموکراسی به خود دیده بود، به تصرف در آورده بودند. آنان خواهان آموزشی «رایگان و باکیفیت» بودند و در عین حال، پایان دادن به الگوی نولیبرالی مندرج در قانون اساسی ۱۹۸۰، که میراث دیکتاتوری بود. آنها نیز نمادهای خود را داشتند، تمثالی که زینتبخش تظاهرات بود؛ چهرهی سالوادور آلنده، رئیس جمهور سوسیالیست که در سال ۱۹۷۰ توسط پینوشه سرنگون شد. یکی از دانشجویان معترض، گابریل بوریچ، به فعالیت سیاسی خود ادامه داد تا در سال ۲۰۲۲ در راس کشور قرار گرفت. او به طور مستمر از آلنده یاد میکرد. دو ماه دیگر، یعنی ۱۱ مارس ۲۰۲۶، آقای کَست جانشین او خواهد شد.
در سال ۱۹۷۳، کاخ سفید از کودتای پینوشه حمایت کرده بود. هنری کیسینجر آن زمان گفته بود: «نمیدانم چرا باید اجازه دهیم کشوری فقط به این دلیل که مردمش غیرمسئولاند، مارکسیست شود.»(۱) پنجاه سال بعد، رئیس جمهور آمریکا از پیروزی این نامزد انتخاباتی خوشنود است و خود میگوید از او «حمایت» کرده است.(۲)
«حمایت»؟ پیش از بازگشت ترامپ به قدرت، بهندرت پیش میآمد که واشنگتن تا این حد با افتخار به دخالت خود در امور داخلی کشوری دیگر اذعان کند. با این همه، اظهارات رئیسجمهور میلیاردر چندان هم تعجبآور نبود. آمریکای لاتین دریافته است که ساکن کنونی کاخ سفید توجه زیادی به این منطقه دارد. رئیس جمهور آمریکا در شبکهی اجتماعی خود به نام «تروث سوسیال» هشدار داد: «دموکراسی (در هندوراس) در انتخابات ۳۰ نوامبر به بوتهی آزمایش گذاشته خواهد شد». این در حالی بود که بر اساس قواعد تعیینشده از سوی شورای ملی انتخابات، کارزار انتخاباتی سه روز پیش از آن پایان یافته بود. با وجود این، ترامپ خطاب به میلیونها رایدهندهی هندوراسی، توصیه کرد که به سرمایهدار محافظهکار، نصری «تیتو» اسفورا (حزب ملی)، که «دوست آزادی» است، رای دهند.(۳)
دو روز بعد نظرش را بهشکل تهدید روشنتری بیان کرد: «اگر نامزدش در «انتخابات ریاستجمهوری» پیروز شود، ایالات متحده «تمام حمایت خود» از او را عملی خواهد کرد؛ اما اگر شکست بخورد، آمریکا «پولش را هدر نخواهد داد»، زیرا «یک رهبر بد تنها میتواند نتایج فاجعهبار برای یک کشور به بار آورد.»
واشنگتن حضور نظامی خود را در آمریکای مرکزی، در شمالغرب تگوسیگالپا، پایتخت هندوراس، کشوری با ساحل کارائیبی، متمرکز کرده است. پایگاه هوایی سوتو کانو، میزبان «نیروی مشترک براوو» است؛ یگانی مشترک میان دو کشور که بیش از ۵۰۰ سرباز آمریکایی را به طور دائم برای ماموریتهایی که ظاهراا انساندوستانه، آموزشی ـ امنیتی و مرتبط با مبارزه با قاچاق موادمخدر عنوان میشوند، بسیج میکند. اوایل سال ۲۰۲۵، رئیسجمهور چپگرای هندوراس، سیومارا کاسترو، در اعتراض به سیاست اخراج مهاجران مورد نظر ترامپ،که قرار بود دهها هزار شهروند هندوراسی را هدف قرار دهد، تهدید کرده بود به این همکاری پایان دهد. به این دلیل، پیامهای انتقامجویانه ترامپ آغاز شد.
بدرد هیچ چیز نمیخورد
برای تفهیم به مردمان هندوراس، میان ۲۷ تا ۲۹ نوامبر، بیش از ۹۰ هزار شهروند هندوراسی،که همگی دارندهی حساب بانکی ملی دریافتکننده «رِمِسا» (پول ارسالی مهاجران به خانوادههایشان) بودند، پیامهایی روی تلفن همراه خود دریافت کردند. این پیامها آنان را به محتوای صوتیای هدایت مینمود که اعلام میکرد در صورت پیروزی خانم ریکسی مونکادا (از همان حزبی که رئیسجمهور خانم کاسترو به آن تعلق دارد)، آنان در ماه دسامبر پولی دریافت نخواهند کرد. در هندوراس، بیش از یکچهارم تولید ناخالص داخلی از محل همین حوالهها تأمین میشود؛ پولهایی که حدود دو میلیون مهاجر ساکن ایالات متحده به کشور میفرستند.(۴) بدین ترتیب، در اول دسامبر ۲۰۲۵، «معجزه» رخ داد: نامزد مورد حمایت ترامپ که در نظرسنجیها، بازنده معرفی شده بود، برنده انتخابات ریاستجمهوری شد. نتیجهای که سایر کاندیداها به رسمیت نمیشناسند.
ترامپ آسوده خاطر شد؛ او که خانم مونکادا و خانم کاسترو را همدست رئیس جمهور ونزوئلا آقای مادورو میداند، پیشتر هشدار داده بود نیکلاس مادورو و «نارکوتروریستهایش ممکن است کشور دیگری را تصرف کنند، چنان که کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا را تصرف کردهاند». از سپتامبر ۲۰۲۵، ایالات متحده بزرگترین ناوگان دریایی خود را از زمان بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ در این منطقه مستقر کرده است.(۵) به گفتهی رئیسجمهور آمریکا که دولتاش جنگی ترکیبی علیه کاراکاس به راه انداخته است، «رهبر چاویستی ونزوئلا روزهای آخرش را میگذراند»( پولیتیکو ۹ دسامبر ۲۰۲۵) و امیدوار است که سرنگونی او سرنگونی کوبا را نیز در پی داشته باشد.
در کنار تحریمهای مالی و اقتصادی که ونزوئلا را خفه میکند، کارزار رسانهای برای اهریمنسازی مادورو و «رژیم» او سازماندهی شده که با مخالفت مردم ونزوئلا و منطقه روبرو شده است. اکنون واشنگتن محاصرهی دریایی نفتی علیه کاراکاس را اعمال میکند. سازمان سیا مجوز انجام عملیات سری و مداخله در خاک این کشور را کسب کرده است و نیروی دریایی آمریکا بمباران شناورهای مظنون به حمل موادمخدر را تشدید کردهاند. این اقدامات که از سوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل «اعدامهای فراقضایی» توصیف شدهاند، تا ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵ به کشته شدن ۹۵ نفر انجامیدهاند.(۶)
این مداخلات هیچ اعتراضی را در سفارتخانههای غربی برنمیانگیزد. در حالی که در حالت عادی هر تهاجم نظامی یا مداخلات انتخاباتی که بتوانند به مسکو نسبت دهند، با واکنش سریع مواجه میشود. در واقع، این راهبرد نتیجهبخش است.قبل از انتخابات پارلمانی آرژانتین، در ۲۶ اکتبر، رئیس جمهور آمریکا از باجخواهی مشابهی که مردم هندوراس را « قانع» کرد، استفاده نمود: در صورت پیروزی کاندیدای مورد تایید کاخ سفید، خاویر میلی، کمکهای مالی و سرمایهگذاری را روانهی بوئنوسآیرس میکند، وگرنه با قطع کمکهای دوجانبه، افزایش تعرفهی گمرکی و عدم دسترسی به بازار های آمریکا، کشور را به حال خود رها کرده و زندگی را برای آرژانتینیها سخت میکند. در حالی که نظرسنجیها پیروزی شکنندهای را پیشبینی میکردند، متحد لیبرتارین ترامپ در نهایت با اختلافی قابلتوجه پیروز شد و موقعیت خود را در مقابل اپوزیسیون پرونیست تحکیم بخشید.
ابزارهای فشار یا اقدامات تلافیجویانهی واشنگتن علیه کشورهای آمریکای لاتین، به منظور استقرار مجدد آمریکا در سرزمینهای آنان، متعدد است. اقدامات سرکوب تجاری دولت ایالات متحده که اغلب به اندازهی دخالت مستقیم سیاسی، پیامهای شبکهی Truth Social آقای ترامپ یا تحریمهای فراسرزمینی (کوبا، نیکاراگوئه، ونزوئلا) آشکار نیستند، کشورهای منطقه را فلج کردهاند. بنابراین، همه به دنبال جلوگیری از خشم آقای ترامپ و «مذاکره» هستند، به امید این که به کاهش یا لغو برخی تعرفهها دست یابند.
مکزیک، جایی که ایالات متحده به طور منظم به بهانهی مبارزه با قاچاق موادمخدر تهدید به مداخله میکند، با تعرفه ۲۵ درصدی بر صادرات کالاهایی که مشمول توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا (AEUMC یا USMCA) نیستند، و ۵۰ درصدی بر فولاد و آلومینیوم، مواجه شده است. زندگی روزمره دولت کلودیا شینباوم صرف خنثیکردن تهدیدهای مکرر همسایهی شمالی به بهانههای مختلف شده است؛ از جمله: مبارزه علیه مهاجرت، قاچاق موادمخدر،درخواست کاهش صادرات چین که با استفاده از توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا (AEUMC) وارد خاک آمریکا میشود و یا تقاضای هر چه بیشتر آب شیرین. رئیس جمهور مکزیک مایل است مذاکرات بازبینی دورهای AEUMC، که در سال ۲۰۲۰ برای یک دورهی ۱۶ ساله امضاء شده است و از اول ژوییه آغاز میشود، را تا حد امکان در یک شرایط کمتنش آماده کند.این مذاکرات دربارهی تمدید تا سال ۲۰۴۲ یا عدم تمدید توافقی تصمیمگیری خواهد کرد که برای اقتصادی وابسته به بازار آمریکا حیاتی است.
در ژوئیهی ۲۰۲۵، برزیل نیز با سنگینترین تعرفههایی مواجه شد که ترامپ، به جز در مورد چین در ابتدای ۲۰۲۵، علیه کشور دیگری اعمال نکرده بود: تعرفهی ۵۰ درصدی. رئیسجمهور آمریکا سعی کرد، بی آن که موفق شود، بر روند زندانیشدن متحدش ژایر بولسونارو – که به دلیل اقدام برای کودتا محکوم شده بود- اثر بگذارد. پس از هفتهها مذاکرات دشوار، برازیلیا توانست برای بسیاری از محصولات کشاورزی (گوشت گاو، قهوه، کاکائو، میوهها و…) معافیت یا کاهش ۴۰ درصدی تعرفهها را به دست آورد؛ زیرا افزایش این اقلام، خطر تورمی در آمریکا را در پی داشت.
در چنین شرایطی مقابله با رئیس جمهور آمریکا در پروندههای دیگر مشکل و خالی از خطر نیست. بیتردید، دخالتهای انتخاباتی، تشدید تنش نظامی علیه ونزوئلا و چشمانداز سرنگونی مادورو به دست واشنگتن (با فشار اقتصادی یا حملهی نظامی) میتواند موضوع محکومیتهای رسمی باشد (مانند برزیل و مکزیک). اما قدرتهای اصلی منطقه از رویارویی مستقیم، و چه رسد متفقا، با ترامپ پرهیز میکنند. موضوعی که به شدت رئیسجمهور کلمبیا، گوستاو پترو، را خشمگین کرده است، کسی که به گفتهی «پولیتیکو»: «نفر بعدی در فهرست» ترامپ در جنگ «علیه قاچاقچیان موادمخدر» است.(پولیتیکو ۱۰ دسامبر) آقای گوستاو پترو تا مارس ۲۰۲۶، ریاست جامعهی کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (سِلاک) را بر عهده دارد. او در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵ گفت: «من رئیس سِلاک هستم و باید بگویم در این مرحله، این نهاد به درد سه چیز میخورد: هیچ، هیچ و هیچ»؛ اشارهای به فقدان واکنش منطقهای در برابر حملات رئیسجمهور آمریکا.
در پس این تهاجم چه پروژهای نهفته است؟ بخشی از پاسخ در سند راهبرد امنیت ملی کاخ سفید، که در ۵ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، آمده است.(۷) بازگشت واشنگتن به «حیاط خلوت» پیشین خود باید موجب شود تا «آمریکا برای دهههای آینده قویترین، ثروتمندترین، قدرتمندترین و مرفهترین کشور باقی بماند». این بیانگر یک هدف امپریالیستی آشکار است: آمریکای لاتین باید در بازسازی، تقویت و توسعهی ظرفیتها و نیروهای تولیدی، تکنولوژیکی، راهبردی و نظامی ایالات متحده مشارکت کند تا «توازن قوا» با بازیگران دیگری چون چین، در درجهی نخست، و روسیه حفظ شود.
در مجموع، دیدگاهی از روابط بینالملل که بر پایهی زور آزمایی بین دولتها (که همکاری را نفی نمیکند) و به رسمیت شناختن حوزههای نفوذ استوار است. واشنگتن اذعان دارد که قصد تهاجم به رقبایش را ندارد، اما گسترش نفوذ آنان را در «نیمکرهی غربی»، یعنی سراسر قارهی آمریکا،تحمل نخواهد کرد و با تضعیف نفوذ خود این امر را تسهیل نخواهد کرد. به طور کلی، «هدف سیاست امنیت ملی، حفاظت از منافع بنیادین ملی (ایالات متحده) است، حتی آنجا که این اولویتها از مرزهای منطقهای فراتر میروند.» حفظ این امنیت، مستلزم سُلطهی واشنگتن از گرینلند تا تیرا دل فوئگو خواهد بود.
بازگرداندن برتری آمریکا
رئیس جمهور جمهوریخواه از اصول شناخته شدهی «دکترین مونرو» استفاده میکند؛ دکترینی که منتسب است به جیمز مونرو، ۱۸۲۵-۱۹۱۷. او اولین کسی است که در سال ۱۸۲۳ با ممنوع کردن هر گونه سیاست استعماری یا دخالت اروپا، آمریکای لاتین را حوزهی نفوذ ایالات متحده اعلام کرد. یک قرن بعد، تئودور روزولت، در سال ۱۹۰۴، با افزودن «متمم روزولت» اعلام کرد: «آمریکا با پایبندی به دکترین مونرو در نیمکرهی غربی میتواند، حتی با اکراه، در موارد آشکارِ ارتکاب اعمال مجرمانه یا ناتوانی، نقش پلیس بینالمللی را ایفا کند.» اکنون سند راهبرد امنیت ملی کاخ سفید «متمم ترامپ» را به دکترین قبلی اضافه میکند.
از دید کاخ سفید، تهدید چین جای اروپا را گرفته و دولتهای «کمونیست» یا «نارکوتروریست» آمریکای لاتین مسئول همان «تخلفات آشکار» تلقی میشوند. بنا بر سند راهبردی، هدف «بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکرهی غربی» و صیانت از سرزمین ملی و دسترسی به مناطق جغرافیایی کلیدی در تمام منطقه است. بدون این که نامی از چین برده شود، واضح است که او در هر سطر در تیررس است: «ما مانع استقرار نیروها یا موارد تهدیدآمیز دیگرِ رقبایی که به این نیمکره تعلق ندارند میشویم و اجازهی تملک یا کنترل داراییهای استراتژیک را به آنها نمی دهیم.» تسلط و نفوذ بازرگانی، مالی و تکنولوژیک چین در آمریکای لاتین در جزییات شرح داده شده و به طور ضمنی افشا میشود.
برای مقابله با پکن، رئیس جمهور آمریکا یک دیپلماسی جدید را در بین کشورهای شبه قاره اشاعه میدهد. وی به آنها دستور میدهد که در جهت منافع واشنگتن در مملکت خود و در سیاست خارجی عمل کنند؛ زیرا در آمریکای لاتین منابع استراتژیک متعددی که برای ایالات متحده ضروری میباشد، نهفته است؛ مانند مخازن نفت و گاز، مواد اولیه، محصولات کشاورزی، زیرساختها و موقعیتهای جغرافیایی. این کشور ها میتوانند در تقویت زنجیرهی تامین – که در حال حاضر در این نیمکره در وضع خطیری بسر میبرد- مشارکت کنند، تا وابستگی اقتصاد آمریکا کاهش یابد و توان تابآوری و مقاومتپذیری آن افزایش یابد. سند راهبردی به کشور های آمریکای لاتین توصیه میکند که آمریکا را به عنوان اولین شریک تجاری خود انتخاب کنند و سرسختها و لجباز ها را به اشکال مختلف از همکاری با ابرقدرتهای دیگر منصرف میکند.
علیه هیولای کمونیسم
واشنگتن اکنون میتواند روی تعداد زیادی از کشورهای همپیمان حساب کند؛ حتی اگر در بین آن کشورها، پکن شریک تجاری اول یا دوم آنها باشد. آرژانتین (آقای میلی)، بولیوی (آقای رودریگو پاز)، شیلی (آقای کَست)، کاستاریکا (آقای رودریگو چاوز)، السالوادور (آقای نایب بوکله)، اکوادور (آقای دانیل نوبوآ)، هندوراس (آقای اسفورا)، گواتمالا (آقای برناردو آروالو)، گویان (آقای محمد عرفانعلی)، پاناما (آقای خوزه رائول مولینو)، پاراگوئه (آقای سانتیاگو پنیا) و جمهوری دومینیکن (آقای لوئیس ابینادر)، همگی توسط رهبرانی محافظهکار، راست افراطی یا وابسته به واشنگتن اداره میشوند. همهی آنها به درخواستهای آقای ترامپ پاسخ میدهند و برخی با اشتیاق شدید.
آقای بوکله، مرکز «حبس تروریسم» (Cecot) را در اختیار میگذارد، تا مهاجرانی را که خطرناک تلقی میشوند و از ایالات متحده اخراج شدهاند، در آن زندانی کنند. روسای جمهور آرژانتین، اکوادور – که مهمترین «هاب» منطقهای صدور کوکائین کلمبیا به شمار میرود-، گویان، پاراگوئه، جمهوری دومینیکن و ترینیداد و توباگو (واقع در ۱۱ کیلومتری ونزوئلا) در ائتلاف بینالمللی ضد قاچاق موادمخدر – که به ابتکار وزیر خارجه، مارکو روبیو، شکل گرفته- مشارکت دارند و از سیاست واشنگتن علیه کاراکاس حمایت میکنند. این کشورها قلمرو، زیرساختها و حریم هوایی خود را در اختیار ایالات متحده قرار میدهند، تا «عملیات نیزهی جنوب» (Operation Southern Spear) اجرا شود؛ عملیاتی که به طور رسمی با هدف برچیدن کارتلهای موادمخدر در منطقه انجام میگیرد.
در حالی که نخستین قدرت جهانی ماههاست از طریق مجموعهای از توافقنامههای همکاری احیا شده، بهروز شده یا تازه امضا شده(۸)، استقرار نظامی خود را در سراسر شبه قاره از سر گرفته است، پایگاههای آن در گوانتانامو (کوبا)، پورتوریکو، جزایر ویرجین آمریکا، گرنادا و جزایر آروبا و کوراسائو (واقع در ۸۰ کیلومتری ونزوئلا) آرایش کارائیبی آن را تکمیل میکنند. پایگاه اخیر به عنوان محل سوار شدن خانم ماریا کورینا ماچادو در جریان خروج سازمانیافتهاش از ونزوئلا مورد استفاده قرار گرفت، تا بتواند برای دریافت جایزهی نوبل صلح خود، در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵، به اسلو در نروژ برود. به همین مناسبت، روسایجمهور خوزه رائول مولینو، خاویر میلی، سانتیاگو پنیا و دانیل نوبوآ نیز حضور یافتند؛ حضوری که هم نشانهی همبستگی با خانم ماچادو بود و هم حرکتی برای اثبات سر سپردگیشان به آقای ترامپ.
راستها در آمریکای لاتین، با آزادی عمل کامل، در حال پیشرویاند. در آرایشهای ملی متفاوت، قطبهای رادیکال آنها نفوذ خود را افزایش میدهند یا مستقیما در انتخابات پیروز میشوند. تقریبا در همهجا، «روسای جمهور -کارفرما»ی دیروز- مانند مائوریسیو ماکری آرژانتینی (۲۰۱۹-۲۰۱۵) یا سباستین پینیهرا شیلیایی (۲۰۱۴-۲۰۱۰ و ۲۰۲۲-۲۰۱۸)، که بر قابلیتهای مدیریتی خودبر گرفته از تفکر نولیبرال تاکید میکردند، جای خود را به چهرههایی دادهاند که بیش از پیش از گفتمان ایدئولوژیک الهام میگیرند. به گفتهی چهرههای نوظهور راست لاتین، زمان آن فرا رسیده است که «هیولای کمونیسم» را درهم بکوبند.
با این حال، بهندرت پیش آمده که چپ در آمریکای لاتین، از زمان پایان دیکتاتوریها، تا این اندازه ضعیف باشد. اگرچه راست نعره میزند و از تهدید «سرخ» میگوید، اما بیش از هر چیز از فرسودگی دولتهای مترقی بهره میبرد که سالهای طولانی در قدرت بودهاند؛ بهویژه سالهایی که پس از بحران مالی بینالمللی ۲۰۰۸ و همهگیری کرونا سپری شد. اثرات توامان این بحرانها ، که چپ با حفظ شرایط، همانگونه که بود، یعنی بدون توان یا اراده برای انجام اصلاحات ساختاری بلندپروازانه، آسیبهای عمیقی به جوامع آمریکای لاتین وارد کرده است. این وضعیت به ایجاد نارضایتی شدید از دولت، بهعنوان نهاد، و از رهبران سیاسی مرتبط با آن دورههای دردناک در برخی کشورها انجامیده است. در بیشتر آنها، کارنامهی جریانهای مترقی در مبارزه با جرم و جنایت – پدیدهای که همزمان در منطقه شدت گرفته و گسترش یافته- عموما نامطلوب ارزیابی میشود.
اما عوامل دیگری نیز به رشد راستها دامن میزنند. از پایان بحران بهداشتی به این سو، فعالیتهای اقتصادی متعددی در قالب خوداشتغالی پدید آمدهاند، به ویژه در خدمات مرتبط با توسعهی پلتفرمهای دیجیتال (حملونقل، غذا، واردات و صادرات و غیره). این رشد در اقتصادهایی رُخ داده است که بخش غیررسمی نزدیک به نیمی از نیروی کار را جذب میکند و حتی در برخی کشورها – مانند بولیوی، اکوادور و پرو- بیش از ۷۰ درصد نیروی فعال را در برمیگیرد.(۸) مردان جوان شهری و زنان بیش از همه درگیر این وضعیتاند. گسترش کارِ مستقل، گرایش به فردگرایی اجتماعی و سیاسی و نیز چند پاره شدن بدنهی انتخاباتی را موجب میشود. بدین ترتیب، طرد دولتهای مستقر با شدت بیشتری صورت میگیرد، به ویژه زمانی که چشماندازی در جهت تحرک اجتماعی فردی دیگر امکانپذیر نیست.(۱۰)
در نهایت، زنانهشدن جوامع آمریکای لاتین که از آغاز دهه ۲۰۰۰ شتاب گرفته است (اکثریت جمعیتی، دسترسی بیشتر به آموزش عالی و بازار کار، پیشرفت حقوق فردی و جمعی، به ویژه در حوزههای جنسی و باروری، و غیره) خوراک به جریانهای محافظهکار، مذهبی و سنتگرا میدهد که بر بستر تخریب اقتصادی فراگیر رشد مینمایند، تا دیدگاهی مرتجع نسبت به جایگاه زنان در جامعه را ترویج کنند و بدین ترتیب، آب به آسیاب راست افراطی بریزند.
در سال ۲۰۲۶، انتخابات تازهای در کشورهای کلیدی منطقه برگزار خواهد شد: برزیل (اکتبر)، کلمبیا (مارس و مه) و پرو (آوریل). دو کشور از میان آنها، برزیل و کلمبیا، شاهد آن خواهند بود که دولتهای مترقی از کارنامهی خود در برابر راستهایی قدرتمند و «کینهجو» دفاع کنند. همه چیز حاکی از آن است که آمریکای لاتین پیامهای فراوانی از سوی آقای ترامپ دریافت خواهد کرد…
* * *
پانوشتها:
۱- Cité par Grace Livingstone dans America’s Backyard : The United States and Latin America From the Monroe Doctrine to the War on Terror, Zed Books, New York, 2009.
۲- Francisco Sánchez, « Donald Trump reacciona al triunfo de José Antonio Kast en Chile y su mensaje ya da la vuelta al mundo », 15 décembre 2025, AS Chile.
۳- مقاله «در هندوراس، چپ از کارنامهی خود دفاع میکند، راست با تمام قوا با حمایت آمریکا به صحنه آمده»، لوموند دیپلماتیک، نوامبر ۲۰۲۵.
https://ir.mondediplo.com/2025/11/article5504
۴- «Honduras ha recibido más de 11.000 millones de dólares en remesas, un 13,9 % más que 2024 », 10 décembre 2025, La Prensa.
۵- Riley Mellen, « Satellite data reveals how the US Navy is deployed near Venezuela », The New York Times, 21 novembre 2025.
۶- «ONU acusa a EEUU de violar el derecho internacional con los ataques a embarcaciones en el Caribe y el Pacífico », 31 octobre 2025, El Nacional.
۷- «National security strategy of the United States of America » (PDF), 5 décembre 2025.
۸- مقالهی «آیا امریکا به حیاط خلوت خود در اکوادور بازمیگردد؟»، لوموند دیپلماتیک، دسامبر ۲۰۲۵.
https://ir.mondediplo.com/2025/12/article5541
۹- «Panorama laboral 2025. América latina y el Caribe », Organisation internationale du travail, 11 décembre 2025.
۱۰- مقالهی «چرا در بولیوی جناح راست به قدرت بازمیگردد»، لوموند دیپلماتیک، نوامبر ۲۰۲۵.
https://ir.mondediplo.com/2025/11/article5517
CHRISTOPHE VENTURA نویسندهی «بیداری یک قاره. ژئوپولیتک آمریکای لاتین و کارائیب»، انتشارات اَرمان کولن، پاریس ۲۰۱۴، است.
«لوموند دیپلماتیک»
