Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors
14 شهریور 1405

آنتونیو گرامشی – ترجمه‌ی: مهرداد نقیبی –

یکی از مشکلات آزاردهنده‌ای که همه‌ی سوسیالیست‌ها، در این برهه‌ی تاریخی، به گونه‌ای زنده و فعال درگیر آن هستند، احساس مسئولیت تاریخی بر دوش طبقه و حزبی است که بیان‌گر آگاهی نقادانه و عملی رسالت این طبقه است.

چگونه می‌توان نیروی اجتماعی عظیمی که جنگ سبب افسارگُسیتخگی آن شده است را کنترل کرد؟ چگونه می‌توان به آن انضباط و شکل سیاسی بخشید که در خود توسعه‌ی قاعده‌مند و ادغام متداوم داشته باشد، تا بتواند به پیکربندی دولت سوسیالیستی‌یی تبدیل شود که دیکتاتوری پرولتاریا در آن تجسم خواهد یافت؟ چگونه می‌توان حال را با آینده پیوند داد، به گونه‌ای که هم نیاز های ضروری کنونی را محقق سازد و هم برای پیش‌بُرد آینده ثمربخش باشد؟

هدف این نوشتار، ایجاد محرکه‌ای برای تفکر ، کار و جذب بهترین و آگاه‌ترین کارگران است تا با تامل در هر کدام از حوزه‌های توانایی و اقدام خود در حل مساله هم‌کاری کرده و توجه رفقا و نهادها را متمرکز سازند. تنها از طریق کار متحد و مشترک در آگاه‌سازی، اقناع و آموزش متقابل است که عمل حقیقی و عینی سازمان‌دهی شکل می‌گیرد.

دولت سوسیالیستی به شکلی بالقوه از پیش در زیست اجتماعی مُختص طبقه‌ی استثمارشده، طبقه‌ی کارگر، وجود دارد. هم‌بستگی این نهادها با یک‌دیگر، در جهت هم‌آهنگ کردن و تابع کردن آن در سلسله مراتبی از صلاحیت‌ها و قدرت‌ها، تمرکزی استحکام یافته بر آن‌ها، ضمن احترام به خودمختاری و انعطاف‌پذیری، به معنای خلق یک دموکراسی کارگری حقیقی و مناسب، در تقابل موثر و فعال با دولت بورژوایی است که از پیش آماده‌ی جایگزینی دولت بورژوایی در تمامی کارکردهای اساسی آن در مدیریت و مالکیت ملی است.

امروز جنبش کارگری توسط حزب سوسیالیست و کنفدراسیون کار هدایت می‌شود، اما اعمال قدرت اجتماعی حزب سوسیالیست برای توده‌ی وسیع کارگران به صورت غیرمستقیم، با اتکا به نیروی اعتبار و اشتیاق صورت می‌گیرد، با فشاری مُقتدرانه، قلمرو و اعتبار حزب روز به روز در میان طبقات کارگری که تاکنون دست نخورده مانده‌اند، گسترش می‌یابد، اجماع و خواست به کار پُر شور برای فرا رسیدن کمونیسم در میان نهادها و افرادی که تاکنون از مبارزه‌ی سیاسی جدا مانده‌اند، را القا می‌کند، ضروری است به این نیروی آشفته و نامنظم شکلی منظم و سیاسی داده شود تا آن‌ها را جذب کرده و توان‌مند ساخت، از پرولتاریا و نیمه‌پرولتاریا یک طبقه‌ی سازمان‌یافته ساخت تا با آموزش خود، تجارب خود را بسازد، آگاهی مسئولانه‌ای را کسب کند که بر عُهده‌ی طبقاتی است که خواهان به دست آوردن قدرت سیاسی هستند.

حزب سوسیالیست و اتحادیه‌های کارگری نمی‌تواند تمام طبقه‌ی کارگر را جذب کنند، مگر از طریق دهه‌ها و سال‌ها تلاش، آن‌ها بلافاصله با دولت پرولتری یکی نمی‌شوند؛ در واقع، در جمهوری‌های کمونیستی هم‌چنان مستقل از دولت (حزب) یا کنترل و درک جزئی (اتحادیه‌ها) فعالیت می‌کنند. حزب باید هم‌چنان ارگان آموزش کمونیستی، کانون باورمندی، جایگاه آموزه‌ها، قدرت برتر که نیروهای سازمان یافته و منظم طبقه‌ی کارگر و دهقان را هم‌آهنگ کرده و به یک نقطه‌ی مشخص می‌رساند. اصولا برای آن که نقش خود را به طور استحکام‌یافته و با انضباط پرورش دهد، حزب نمی‌تواند درب‌هایش را روی اعضای جدیدی باز گشاید که با مسئولیت‌پذیری و انضباط خو نگرفته‌اند. اما زندگی طبقه‌ی کارگر سرشار از نهادهایی است که خود را در فعالیت‌های چندگانه بیان می‌کن. دقیقا این نهادها و این فعالیت‌ها نیازمند آن است که توسعه یابند و با هم‌دیگر سازمان‌دهی شوند، در شبکه‌ای وسیع با ساختاری انعطاف‌پذیر و مفصل‌بندی شده که کُل طبقه‌ی کارگر را در برگرفته و سامان می‌دهد. محیط کار با کمیته‌های داخلی، حلقه‌های سوسیالیستی، اجتماعات دهقانی، و کانون‌های زیست پرولتری که باید مستقیما در آن‌ها کار کرد.

کمیته‌های داخلی ارگان‌های دموکراسی کارگری‌اند که باید از محدودیت‌های تحمیل شده از سوی مالکان آزاد شوند و زندگی و قدرت نوینی در آن‌ها دمیده شود. امروز کمیته‌ها قدرت سرمایه‌داری را در کارخانه محدود می‌کنند و وظایف داوری و انضباط‌بخشی را انجام می‌دهند، هنگامی که توسعه یابند و بارور شوند، فردا باید به ارگان‌های قدرت پرولتری مبدل شوند که جایگزین موثر سرمایه‌داری در تمام اشکال مدیریتی و هدایتی خواهند شد.

در حال حاضر، کارگران باید به سوی انتخاب مجامع وسیعی از نمایندگان که از بهترین و آگاه‌ترین رفقا انتخاب می‌شوند و با شعار (تمام قدرت کارگاه به کمیته‌های کارگاه) و در کنار شعار دیگر (تمام قدرت دولت به دست کارگران و دهقانان) حرکت کنند. عرصه‌ی گسترده از تبلیعات عینی انقلابی برای کمونیست‌ها در حزب و در حلقه‌های محلی سازمان‌دهی می‌شود. این حلقه‌ها باید در توافق با مناطق شهری یک شناسایی دقیق از نیروی کار منطقه انجام دهند و به نمایندگان مرکز شوراهای کارگاه‌ها تبدیل شوند، گروهی که انرژی پرولتاریایی منقطه را به هم پیوند داده و متمرکز می‌سازد. سیستم‌های انتخاباتی می‌توانند بنا به اندازه‌ی کارگاه متفاوت باشد، اما هدف باید انتخاب یک نماینده برای هر ۱۵ کارگری باشد که بر اساس رده تقسیم می‌شود (به مانند آن‌چه در کارگاه‌های انگلیسی انجام می‌شود) و از طریق انتخابات تدریجی، به نمایندگان کمیته‌های کارخانه‌ای دست یافت که در برگیرنده مجموعه‌ای از کارگران (یقه آبی، یقه سفید، فنی) است. کمیته‌های محلی هم‌چنین باید در پی آن باشند نمایندگانی از دیگر تقسیم‌بندی‌های کارگری که در این محدوده‌ی محلی زندگی می‌کنند، مانند: خدماتی، حمل و نقل، راه‌آهن و غیره را نیز در بر بگیرند.

کمیته‌های محلی باید تجلی همه‌ی طبقه‌ی کارگری باشد که در آن محل زندگی می‌کنند، به شکلی قانونی و با اعتبار قادر به اعمال انضباط، برخوردار از قدرت، به طور خودجوش منصوب گشته و بتواند توقف فوری و کامل تمام کارها را در دستور کار قرار دهد.

کمیته‌های محلی در کنفدراسیون‌های شهری گسترش یافته و توسط حزب سوسیالیست و فدراسیون‌های صنفی کنترل و گسترش خواهند یافت. چنین سیستمی از دموکراسی کارگری (در هم‌بستگی با سازمان‌های دهقانی) به توده‌ها شکل و انضباط می‌بخشد، مکتبی ارزش‌مند از تجربه‌ی سیاسی و اداری خواهد بود، توده‌ها را تا آخرین نفر گرد هم آورده و به استقامت و پایداری عادت می‌دهد و به آن‌ها می‌آموزد که خود را نیرویی در صحنه بدانند که برای نجات از نابودی و برده‌گی نیازمند انسجامی مستحکم است. هر کارخانه یک یا چند هنگ از این ارتش را تشکیل می‌دهند، با سرجوخه‌ها، با سرویس‌های ارتباطی‌اش، با افسران، با ستاد کُل و اختیارات واگذار شده‌اش برای انتخابات آزاد، نه به صورت استبدادی و تحمیلی از طریق تجمعاتی که درون کارگاه ها برگزار می‌شود و با کار بی‌وفقه تبلیغاتی و اقناع توسط آگاه‌ترین عناصر توسعه می‌یابد، یک تحول رادیکال در روان‌شناسی کارگران تحقق می‌یابد و توده‌ها را برای اعمال قدرت آماده‌تر و قادرتر می‌سازد، آگاهی از وظایف و مسئولیت‌های هم‌رزم و کارگر گسترش خواهد یافت، آگاهی‌یی که عینی و کارآمد است؛ زیرا به طور خودجوش و از تجربه‌ی تاریخی به وجود آمده است.

پیش‌تر گفتیم : این نوشتار صریح برای برانگیختن تفکر و عمل ارائه شده است. هر جنبه‌ای از مساله مستلزم بررسی گسترده و عمیق، شفاف‌سازی و ادغام فرعی و هم‌آهنگ است. اما راه‌حل عینی و کامل مسائل زیست سوسیالیستی تنها می‌تواند از طریق عمل کمونیستی قابل ارائه باشد: بحث و تبادل نظر عمومی که آگاهی را با هم هم‌آهنگ می‌کند، آن‌ها را به هم پیوند داده و از شور و اشتیاق کارگری سرشار می‌سازد. گفتن حقیقت و رسیدن با هم به حقیقت، خود عملی کمونیستی و انقلابی است.

فرمول دیکتاتوری پرولتاریا تنها نباید یک فرمول باقی بماند یا بهانه‌ای برای فوران شعارهای انقلابی باشد. هر کس که به اهداف می‌اندیشد، باید به ابزار ها نیز بیاندیشد. دیکتاتوری پرولتاریا سرآغاز یک دولت جدید به شکل نمونه‌ی پرولتاریایی است که تجارب نهادینه‌شده طبقه‌ی ستم‌دیده در آن ترکیب می‌شود و زیست اجتماعی طبقه‌ی کارگران و دهقانان به یک سیستم سازمان‌یافته و گسترده تبدیل می‌شود. این دولت یک دولت تصادفی نیست: کمونیست‌های بلشویک روس به مدت هشت ماه تلاش کردند تا شعار: «تمام قدرت برای شوراها» را ترویج داده و عینیت ببخشند و شوراها از سال ۱۹۰۵ برای کارگران روس شناخته شده بود. کمونیست‌ها باید تجربه‌ی روسیه را گرامی بدارند و در زمان و تلاش صرفه‌جویی نمایند: کار نوسازی به تلاش و زمان بسیاری نیاز دارد که هر روز و هر عمل به آن اختصاص یابد.

* * *

ترجمه‌ی این نوشتار تاریخی از این سایت صورت گرفته است:
https://www.marxists.org/archive/gramsci/1919/06/workers-democracy.htm