Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors
19 شهریور 1405

آلن گرش – ترجمه‌ی: بهروز عارفی –

فلسطین از فاجعه‌ای به فاجعه‌ی دیگر، «از نکبه‌ای به نکبه‌ی دیگر»

دیدیه فاسَن، استاد کولژ دو فرانس، از این مزیت برخوردار است که تازه‌ترین کتابش، «یک شکست غریب»، مسئولیت رهبران سیاسی، روشن‌فکران و رسانه‌ها را در شکل دادن افکار عمومی، تا جایی که آن‌ها را آماده‌ی پذیرش غیرقابل قبول کند، یک به یک نشان می‌دهد. در هر بحرانی در خاورمیانه، در هر «تشدید کشمکش» علیه فلسطینیان، در هر کشتاری در غزه، این امر به صورت آزاردهنده‌ای مطرح می‌شود. آری، حتما، اما … سودان ؟ کنگو؟ افغانستان چی؟ فراتر از پائین آوردن شمار کشته شدگان فلسطینی (با اشاره‌ی کنایه‌آمیز به این توضیح جادویی، «پیرو وزارت بهداشت حماس»)، این پرسش – با تظاهر به ساده‌لوحی‌- تمایز اساسی بین جنگ علیه غزه و دیگر مناقشه‌های یادشده را از بین می‌برد… تمایزی که دیدیه فاسن در کتابش آن را حلاجی می‌کند:

«هیچ کدام از این جنگ‌ها و هیچ یک از این کشتارها تا این اندازه مورد پشتیبانی تزلزل‌ناپذیر حکومت‌های غربی و نیز مورد محکومیت منظم کسانی که آن‌ها را نکوهش می‌کنند، واقع نشده است؛ در حالی که حتا گسترش ویرانی‌ها و اراده‌ی نابودکردن در آن‌جا، از حد گذشته است.»

در رساله‌ی کوبنده‌ای، با عنوان «یک شکست غریب»، با اشاره به خاطرات مشهوری که مارک بلوک پس از فروپاشی فرانسه در سال ۱۹۴۰ نوشته و در آن کوشش کرده دلیل‌های سیاسی آن را بفهمد، استاد «کولِژ دو فرانس» بر روی «شکست اخلاقی» مسئولان غربی در برابر نابودی غزه، که همه‌ی خصوصیات یک نسل‌کشی را دربر دارد، تامل می‌کند. حتا اگر می‌بایست چند سال بگذرد تا دیوان بین‌المللی دادگستری CIJ چنین نامی بر آن بگذارد. آیا در انتظار چنین روزی باید دست‌ها را از خونی که در فلسطین می‌چکد، شُست؟

با این وجود، کافی است که به حرف‌های رهبران اسرائیل دقیقا گوش دهیم. خانم بلین نی گرالِی، وکیل ایرلندی که در ژانویه‌ی ۲۰۲۴ از دادخواست آفریقای جنوبی در دیوان بین‌المللی دادگستری دفاع می‌کرد، واژه‌های درستی را برگزیده بود: غزه «نخستین نسل‌کشی در تاریخ است که در جریان آن، قربانیان با آرزویی نومیدانه – و تاکنون، بی ثمر- به طور زنده و مستقیم، تصویر نابودی‌شان را پخش می‌کنند تا شاید جهان بتواند کاری کند». همان‌گونه که حُکم دیوان یادشده و نیز راز سِگال، مورخ، برملا می کند و آن را «نمونه‌ی نظری نسل‌کشی قلمداد می‌کند»:

«گفتارهای اسرائیلی‌ها تا سطح بالاترین مقام‌های دستگاه حاکمه نشان داده است که هدف مداخله‌ی نظامی اسرائیل در غزه فراتر از نابودی حماس بود (…): هدف، سراسر سرزمین و ساکنان آن بدون هیچ تمایزی بود. فهرستی که آفریقای جنوبی از نقل قول‌ها گردآورده، بسیار خیره کننده است: نخست وزیر [اسرائیل] از سربازان می‌خواهد که “به خاطر آورید آن‌چه که عَمالیق با شما کرده است”؛ منظور او دشمن توراتی است که بر پایه‌ی متن‌های کتاب مقدس، اسرائیل باید بدون هیچ تمایزی “مردان و زنان، شیرخواران و نوزادان آن‌ها را بِکُشد”؛ رئیس جمهوردر مورد فلسطینیان می‌گوید که: “همه‌ی ملت مسئول است” و باید “تا خُرد کردن ستون فقراتش با آن‌ها جنگید”؛ وزیر دفاع گفت که: “نه برق خواهند داشت، نه غذا، نه آب و بنزین”؛ زیرا این یک جنگ “علیه حیوانات انسان‌نما” است و باید با در نظر گرفتن آن، اقدام کرد.»

سفسطه‌گری روایت رسانه‌ای و روشن‌فکری

فاسَن، یک به یک، سفسطه‌بازی سخن‌وران اسرائیلی و غربی را ساختارشکنی می‌کند، مهم‌ترین آن‌ها این ادعاست که گویا تاریخ از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز می‌شود: محاصره‌ی غزه را به کُل فراموش می‌کنند؛ گسترش مستعمره‌سازی و قتل‌های کرانه‌ی باختری را انکار می‌کنند؛ یهودی‌سازی بیت‌المقدس و تحریکات علیه مسجد الاقصی را به فراموشی می‌سپارند؛ هزاران زندانی در سیاهچال‌های اسرائیل را نادیده می‌گیرند. اما، درباره‌ی «اخلاقی‌ترین ارتش جهان»، می‌توان گفت که این ادعا «پاسخ کوبنده‌ای است» به سخنان امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، که گفته بود: این «بزرگ‌ترین کشتار یهودستیزانه‌ی قرن ما» است.(۱) امری که موجب شد تصویرهایی را که از غزه و نیز کرانه‌ی باختری می‌رسید، یا مخفی کنند یا بی‌اهمیت نشان دهند؛ آخرین مثال، تصویر سربازانی بود که در سپتامبر ۲۰۲۴، سه فلسطینی را از پشت بام ساختمانی در قباطیه (کرانه‌ی باختری) به پائین پرت کردند، که یادآور رفتار افراد سازمان دولت اسلامی (داعش) بود.(۲)

بدین ترتیب، با کمک رسانه‌های اصلی، رهبران غربی «رضایتی» جعلی نسبت به نسل‌‍‌‌کشی ساختند، رضایتی که به قول فاسن:

«دارای دو بُعد مجزاست. نخستین بعُد آن، مُنفعل است، یعنی که با طرح مخالفت نمی‌کند. در نتیجه، امکان می‌دهد که به اجرا در آید. دومی، فعال است. به این معنی که طرح را تایید می‌کند. در آن صورت، به تحقق آن یاری می‌رساند. در مورد جنگ غزه، دو بُعد درهم آمیخته‌اند.»

البته مسئولیت‌ها بر حسب هر کشوری، و در درون هر یک از آن‌ها، متفاوت است. در جهان غرب، نخستین مُجرم ایالات متحده است. اما کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و آلمان نیز با دادن اسلحه، یا با تایید «حق اسرائیل به دفاع از خود»، از منظر سیاسی و دیپلماتیک از اسرائیل پشتیبانی کرده‌اند.

بی اعتبار کردن هر صدای مخالف

نویسنده تاکید می‌کند که نکته‌ی تکان‌دهنده‌ی دیگر، اراده‌ی بی اعتبار کردن هر صدای مخالف است، از جمله با یاری گرفتن از نیروی پلیس یا دادگاه‌ها و با اتهام‌هایی چون «ستایش از تروریسم». برای تکمیل نمایش، اتهام آنتی‌سمیتیسم [یهودستیزی] را نیز بر آن می‌افزایند. از زمان آغاز انتفاضه‌ی دوم، در سال ۲۰۰۰، چندین روشن‌فکر از جمله ادگار مورَن و استفان هِسِل، عضو مقاومت فرانسه، به اتهام آنتی‌سمیتیسم تحت تعقیب قرار گرفته‌اند. اما پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، انگ زدن به و شکار روزنامه‌نگاران با ذکر نام‌شان – بی آن که اعتراض دیگر هم‌کاران این حرفه را برانگیزد-، دانشگاهیان و مردم عادی، به درجه‌ای بی سابقه رسید. اگرچه منشاء شماری از این حمله‌ها، موسسه‌هایی است که کم و بیش از اسرائیل کمک مالی دریافت می‌کنند، دولت آن‌ها را هدایت کرده و «شهروندان خوبی» که دل نگرانی‌شان افشای افراد کج‌اندیش است، آن را تقویت می‌کنند.

بدین ترتیب، چندین هم‌کار دانشگاهی دیددیه فَسَن(۳)، در تریبون آزادی او را متهم کردند که «روایتی عرضه می‌کند که در آن زندگی یهودی کم ارزش‌تر از جان دیگران نشان داده می‌شود» – اگر حساب‌رسی ضروری می‌بود، باید یادآوری کرد که از ۷ اکتبر، حدود ۲۰۰۰ اسرائیلی و ۴۱ هزار فلسطینی کشته شده‌اند (نسبت یک به بیست)، یعنی کفه‌ی ترازو شدیدا به ضرر «جان فلسطینی‌ها» است. اداعا کردند که فسن «شوآ» [نسل‌کشی یهودیان به دست نازی‌ها یا هولوکاست] را نیز «بی اهمیت‌تر» نشان داده و او را هم‌تراز رُوژه گارودی(۴) که در پایان زندگی‌اش در ورطه‌ی نفی‌گرایی افتاد، قرار دادند. در نتیجه، نویسنده‌ی کتاب یک آنتی‌سمیت است، یعنی حُکم تکفیری که امکان می‌دهد بحث را پیش از گشوده شدن، خاتمه یافته اعلام کرد.

از نگاه مخالفان او، ناپذیرفتنی است که جنبش صهیونیستی دارای خصوصیت استعماری اعلام شود؛ با این حال، نزدیک به ۶۰ سال پیش ماکسیم ردونسون این موضوع را ثابت کرد، که شایسته است حتا اگر با آن مخالف باشید، دست‌کم، بحثی عمیق در این باره صورت گیرد. درست است که از زمانی که حدود صد استاد در اکتبر ۲۰۲۰ از قدرت سیاسی درخواست کردند که کسانی را که به «چپ‌روی اسلامی» [اسلاموگوشیسم] یا «وُکیسم» مظنون هستند، مورد مراقبت قرار دهند، بحث دانشگاهی پُر مخاطره‌تر گشت – حمله‌ای علیه آزادی‌های دانشگاهی که کسی جرئت نکرده بود از زمان پایان جنگ الجزایر مطالبه کند.(۵)

چندی پیش، نام ۱۱ هزار کودک فلسطینی کشته شده در غزه منتشر شد که ۷۰۰ نوزاد دارای کم‌تر از یک سال در میان آنان بود. مارک بلوک در دوران خود، درباره‌ی قربانیان جوان جنگ تعمق می‌کرد:

«از تابلوهایی که هرگز به آن‌ها عادت نخواهم کرد: صحنه‌ی وحشت در چهره‌های کودکانی که زیر فرود بمب‌ها روی دهکده‌ای فرار می‌کنند. از خدا می‌خواهم که چنین تصویری هرگز در واقعیت در برابر چشمانم قرار نگیرد و البته در رویاهایم نیز هر چه کم‌تر ظاهر شود. دهشت‌ناک است که جنگ نمی‌تواند کودکان را برحذر دارد؛ نه فقط به این دلیل که آنان آینده هستند، بلکه زیرا به ویژه ضعف لطیف و بی‌مسئولیتی آنان، مراقبتی مطمئن از ما می‌طلبد. برای هِرود [پادشاه یهودیه]، اسطوره‌ی مسیحی(۶) شاید زیاد سخت نمی‌بود، اگر او را مسئول مرگ سن ژان-باتیست نمی‌دانستند. جنایت غیرقابل توجیه، کشتار بی‌گناهان بود.»(۷)

۹۰ سال بعد، این «کشتار بی‌گناهان» هم‌چنان ادامه دارد. و بسیاری از کسانی که در دانشگاه‌های فرانسه یا جاهای دیگر، خود را وارث مارک بلوک می‌دانند، بدون عذاب وجدان آن را می‌پذیرند.

دوازدهم اكتبر ۲۰۲۴

پاورقی‌ها:

۱- Une étrange défaite. Sur le consentement à l’écrasement de Gaza, La Découverte, 2024..Didier Fassin
۲- نمونه این رفتارها را درPersecution of gay and bisexual men by the Islamic State Wikipedia می‌یابیم.
۳- Bruno Karsenti, Jacques Ehrenfreund, Julia Christ, Jean-Philippe Heurtin, Luc Boltanski et Danny Trom, « Un génocide à Gaza? Une réponse à Didier Fassin», AOC, 13 novembre 2023
۴- گارودی، متولد ۱۹۱۳، عضو پیشین دفتر سیاسی حزب کمونیست فرانسه، در سال ۱۹۷۰ از حزب اخراج شد. در سال‌های دهه‌ی ۱۹۸۰، به اسلام گروید به پشتیبانی از فلسطینیان پرداخت و سپس از نظریه‌های نفی‌گرایانه دفاع کرد.
۵- – « Sur l’islamisme, ce qui nous menace, c’est la persistance du déni», Le Monde, 31 octobre 2020
۶- قتل عام بی‌گناهان در انجیل متی وجود دارد. پادشاه هرود تمام پسران زیر دو سال را که در اطراف بیت لحم به دنیا آمده بودند، کشت؛ زیرا مغان به او خبر تولد فرزندی را در این شهر داده بودند که برای پادشاهی یهودیان فراخوانده شده بود.
۷– Marc Bloch, L’étrange défaite ; témoignage écrit en 1940, Folio, collection Folio histoire, 1990, 326 pages, 13,10 euros

این مطلب در «لوموند دیپلماتیک»، به نقل از ژورنال «اوریان»، بیست و یکم، که با عنوان «تاریخ از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز نمی‌شود»، بر یک سال جنگ نسل‌کشی در غزه نگاهی انداخته است، درج شده بود.