No Results Found
The page you requested could not be found. Try refining your search, or use the navigation above to locate the post.
The page you requested could not be found. Try refining your search, or use the navigation above to locate the post.
علی رسولی - کینهای بر خیابان گرسنه است باید بارید. از چوب گوژپشت بام باید پایین افتاد پدیدار باید شد. با رنگ نقرهای بر سنگفرش تشنه باید خورد. در دنیای نقرهگون گُم باید شد آن جا که داستان ابر جاریست آن جا که قطرات هیاهو دارند و جویبار چقدر برای هیاهوی قطرات کوچک...
یانیس ریتسوس - برگردان: ف. دشتی - هوا سرد بود، میدانی، زمستان در راه بود ما عجله داشتیم مدارک را جمع کنیم، باید فهرست شهیدانمان را کامل میکردیم، باید راهی برای سازماندهی خود مییافتیم، باید ترانههایمان را میسرودیم. فرصت داشت از دست میرفت؛ چطور میشد به این همه...
الیاس علوی - دستانت را گرفتند و دهانت را خُرد كردند به همین سادگی تمام شدی. از من نخواه در مرگ تو غزل بنویسم، كلماتم را بشویم، آن طور كه خونِ لبانت را شستند و خون ِلبانت بند نمیآمد. تو را شهید نمیخوانم تو کُشتهی تاریكی هستی کُشتهی تاریكی. این شعر نیست چشمان كوچك...
علی اشرف درویشیان - اگر ذرهای در دلت جای دارم پس دمی از شادی کناره کن و در این جهان دشخوار، نفس خویش به درد بیالای و داستان مرا حکایت کن «هاملت»، شکسپیر، تازگی و بداعت آثار هنری به ویژه ادبیات بدون تردید ملهم از زندگی شحصی هنرمند و نویسنده است. رد و اثر و صبغهی...
ابوالحسن نجفی - پس از انتشار کتاب "کلمات" اثر ژان پل سارتر (سال ۱۹۶۴)، روزنامهی معروف «لوموند» مصاحبهای با این نویسنده و فیلسوف بزرگ معاصر به عمل آورد که انعکاسی جهانی یافت. این مصاحبه که در ضمن آن، سارتر علیرغم ادعای خود فیالواقع از کارهای گذشتهاش "استغفار"...
آنتونیو گرامشی - ترجمه: محمدجعفر پوینده - مناسباتی که ماهیت هنری دارد، به ویژه در فلسفهی پراکسیس، نشان دهندهی سطحیگری پُر مدعای طوطیصفتانی است که میپندارند در چهارچوب چند عبارت قالبی مختصر، کلیدهایی برای گشودن تمامی درها به دست آوردهاند (این کلیدها، به بیان...
پابلو نرودا - برگردان: غزال طبری - آنها تفنگهای پُر از باروت را آوردند آنان دستور این کشتار وحشیانه را صادر کردند آنها اینجا با خلقی مواجه شدند گردآمده به حُکم عشق و وظیفه که سرودی میخواندند. دخترک با پرچمش فرو افتاد و پسر، خندان، زخمی، در کنارش مردم وحشتزده،...
مارك ردفيلد - برگردان: فرشيد فرهمندنيا - قصهها و مقالات ادبى _ فلسفى موريس بلانشو (متولد سال ۱۹۰۷) يكى از عجيبترين و فريبندهترين «مجموعه آثار» در ادبيات فرانسه محسوب مىشوند. بلانشو، مردى منزوى و عُزلتنشين بود، نه مصاحبه مىكرد، نه اجازه مىداد از او عكس بگيرند و...
ابراهيم جمالى - برنارد نوئل كه متولد ۱۹۳۰ در شهر «آويرون» فرانسه است از 1۱۹۵۲، بعد از تحصيلات در حوزه روزنامهنگارى و جامعهشناسى، عمرش را وقف نويسندگى كرده و زندگىاش را از طريق كارهايى در حوزه كتاب، چاپ و نشر مىگذارند. اولين مجموعه شعر او به نام «عصاره بدن» در سال...
چارلی چاپلین - برگردان: احمد شاملو - هنگامی که افسر جوان در راس جوخه اعدام قرار میگرفت، تنها سپیدهدم بود- سپیدهدم پیامآور مرگ- که در سکوت حیاط کوچک این زندان اسپانیایی جنبشی داشت. تشریفات مقدماتی انجام شده بود. افراد مقامات رسمی نیز دستهی کوچکی تشکیل داده بودند...
اشتفان هرملین - برگردان: مجتبا کولیوند - برای پرنده در بند برای ماهی در تُنگ بلور آب برای رفیقم که زندانی است زیرا، آن چه میاندیشد را بر زبان میراند. برای گُل های قطع شده برای علف لگدمال شده برای درختان مقطوع برای پیکرهایی که شکنجه شدند من نام ترا میخوانم: آزادی!...
جان لنون - «تصور کن» یا Imagine نام ترانه - آهنگ بسیار مشهوری از جان لنون، خواننده و ترانهسرای معروف انگلیسی و از موسسان و اعضای گروه افسانهای «بیتلز» است. این ترانه در آلبومی به همین نام در سال ۱۹۷۱ منتشر شد و محبوبترین و پُر فروشترین اثر جان لنون در دوران فعالیت...
احمد شاملو - سکوت آب میتواند خشکی باشد و فریاد عطش؛ سکوت گندم میتواند گرسنگی باشد و غریو پیروزمندانهی قحط؛ همچنان که سکوت آفتاب ظلمات است. اما سکوت آدمی فقدان جهان و خداست. ـــ فریاد را تصویر کن! عصر مرا تصویر کن … در منحنی تازیانه به نیش ¬خط رنج؛ همسایهی مرا...
آلبر کامو - (نامه به سردبیر یک مجله کارگری) اگر شما میپندارید که جمله من - «من ادبیات کارگری را این گونه نمیبینم»- نیاز به توضیح داشته باشد، در این جا میکوشم توضیح دهم. اما باید آن چه را شفاها گفتم در این جا هم تکرار کنم. من مطمئن نیستم که حق با من باشد. وانگهی...
فرشته ساری - متن سخنرانى در كنفرانس سدهى صادق هدايت در كالج سنت آنتونى دانشگاه آكسفورد نقاشى كه بوف كور را روايت مىكند يا نقشى كه جان مىگيرد و بوف كور نوشته مىشود. بوف كور با طرح پرسشى آغاز مىشود: راوى مىخواهد بداند چرا هميشه يك منظره را نقاشى مىكرده است. با...
رضا قنبرى - شعر شاملو، شعر موقعيت ها و شرايط انسانى است. شعرى كه از زندگى و روياهاى انسان معاصر سخن مىگويد و «انسان»، «سوژه شناساى» آن است. انسانى كه شاملو در شعرهايش از او سخن مىگويد، موجود شكوهمندى است كه مالك اين جهان است و مقتدرانه سعى مىكند سُكان اين جهان...
خولیو كورتاسار - این یادداشت در سال ۱۹۷۳، اندکی پس از مرگ نرودا، نوشته شده است و با خود تمام دردی را دارد که از مرگ دوستی خوب و شاعری بزرگ برمیخیزد، مثل همیشه پیچیدگیهای خاص نثر کورتاسار را با خود دارد، اما برعکس سایر آثار کورتاسار شدیدا احساساتی است. در عین حال این...
غاده السمان، شاعری از سوریه - اگر به خانهی من آمدی برایم مداد بیاور، مداد سیاه میخواهم روی چهرهام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! یک مداد پاک کن بده برای محو لبها نمیخواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند! یک بیلچه، تا...
امير مهرانى نژاد - "هيوز نويسندهاى چيره دست است. او يك سياه نيز میباشد و بسيار مشكل میتوان گفت كه اول يك نويسنده است يا يك سياه." هيوز به عنوان يك سياه، داراى شخصيتى است كه از سياه بودن هراسى ندارد. او به خوبى ارزشهاى جامعه سياه را میشناسد و با تمام فشارها و...
ولفگانگ بورشرت - برگردان: نيما حسينپور - زن ناگهان از خواب پريد. دو و نيم نيمهشب بود. لحظهای فکر کرد که چرا از خواب پريده است: «کسی در آشپزخانه خورد به صندلی!» گوشهايش را به سوی آشپزخانه تيز کرد. همهجا ساکت بود. همهجا خيلی ساکت بود و زمانی که دستاش را روی تخت...
محمود درویش - آن گاه که ماه فرو میافتد چون آیینهای شکسته سایهها میانمان رشد میکنند و اسطورهها میمیرند. نخواب محبوب من که زخمهایمان نشان افتخارمان شده است همچون گُل سرخی بر روی ماه نور در آن سوی پنجرههامان آن گاه که بازوان رضایت مرا در بر گرفت به پرواز...
اریش فرید - برگردان: آزاد عندلیبی - وقتی که آزادی این جا نیست تو آزادی هستی وقتی که شکوهی این جا نیست تو شکوهی و آن گاه که این جا شوری نیست نه پیوندی میانِ مردم تو پیوندی، تو گرمایی: جان یک جهان بی جان! لبانات و زبانات پرسش است و پاسخ است در بازوانات، در...
پابلو نرودا - برگردان: احمد پوری - نان را از من بگیر، اگر میخواهی هوا را از من بگیر، اما خندهات را نه . گُل سرخ را از من مگیر سوسنی را که میکاری، آبی را که به ناگاه در شادی تو سر ریز میکند، موجی ناگهانی از نقره را که در تو میزاید. از پسِ نبردی سخت باز میگردم با...
ویکتور خارا - برای خواندن نیست که میخوانم و نه برای صدایی خوب، میخوانم چون گیتار پُر احساسم قلبی زمینی دارد و بالهایی چون کبوتری کوچک. و چون آب مقدس است، که دردها و شادیها را تعمید میدهد. ترانهی من راه خود را یافته است، همان گونه که ویولتّا میگفت، گیتار کارگر...
نادر نادرپور - يكی از نويسندگان جوان فرانسوی در مقالهای كه به تشريح احوال و تفسير آثار «فرانسوا مورياك» - استاد نامی نثر و نظم معاصر- اختصاص داده، نكتهی بديع و جالبی را بيان كرده است كه ترجمهی مفهوم آن را بی مناسبت نمیدانم. وی میگويد: هر يك از شاعران و نويسندگان...
احمد شاملو - (۱) نگاه کن چه فروتنانه بر خاک میگسترد آن که نهال نازک دستانش از عشق خداست و پیش عصیانش بالای جهنم پست است. آن کو به یکی «آری» میمیرد نه به زخم صد خنجر، و مرگش در نمیرسد مگر آن که از تب وهن دق کند. قلعهیی عظیم که طلسم دروازهاش کلام کوچک دوستی است....
جرج اورول - توی برمه بود. هوای صبح از باران خیس شده بود. شعاع نوری کمرنگ، مثل یک ورق قلع زرد، از روی دیوارهای بلند، به طور اریب توی حیاط زندان میتابید. ما در بیرون سلولهای محکومان منتظر مانده بودیم. یک ردیف آلونکهایی که شبیه قفسهای کوچک جانوران بود و جلو آنها را...
آريل دورفمان - وقتی به تو میگويند که من در زندان نيستم باور مکن! بايد روزی اين را اعتراف کنند! وقتی به تو میگويند که من آزاد شدهام باور مکن! روزی بايد اعتراف کنند که دروغ گفتهاند. وقتی به تو میگويند که من به خودم خيانت کردهام باور مکن! روزی بايد اعتراف کنند که...
مریم آزاده - فدریکو گارسیا لورکا بیشك درخشانترین شاعر ـ نویسنده همیشهی اسپانیاست، با شهرتی جهانی كه از واژههای غنی شعر بیتكرار و مرگ دردناكش سر میزند. فدریكو به تاریخ پنجم ژوئن ۱۸۹۸ در دهكدهی Fonte Vacros در جلگهی غرناطه، چند کیلومتری شمال شرقی شهر گرانادا،...
فتحالله بىنياز - باز هم دربارهی كافكا زيستن: اين يعنى زمانى دراز بيمار بودن؛ اين را سقراط گفته بود و اگر كسانى باشند كه آن را نمىپذيرند، بايد به آنها گفت كه عدهی زيادى در اين دنيا بودند و هستند كه مصداق عينى حرف سقراطاند: بلز ،پاسكال، ادگار آلنپو،...
ژان باتیست کلمان - ژان باتیست کلمان، Jean-Baptiste Clément ،۱۹۰۳-۱۸۳۶، شاعر انقلابی کمون، در سال ۱۸۶۶، شعر زیبای «فصل گیلاسها» را سرود. شعری در ستایش عشق که گویی در آن مهر انسانی بههم، در آمیزهای شکوهمند با شور زیستن پرنده و رویش برگ بههم آمیخته و در هستی...
ویکتور خارا - برگردان: رضا علامهزاده - تو را به یاد میآورم، آماندا، خیابان خیس، دوان به سوی کارخانه، جایی که مانوئل کار میکرد. لبخندی گشاده بر لب باران بر گیسو، هیچ چیز برایت مهم نبود، میرفتی تا با او دیدار کنی با او، با او، با او، با او. تنها پنج دقیقه است زندگی...
محمدحسین میربابا - با نگاهی به «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بیجان» سهراب شهیدثالث فیگوری یکّه در سینمای ایران بوده و با همین مختصاتی که در ایران شکل داد چمدان خود را بست و راهی آلمان شد و چند فیلم درخشان دیگر ساخت. فیلمهایی که او را در زمرهی مهمترین فیلمسازان صاحب...
جورج اورول - ترجمه: اکرم پدرامنیا «علوم فیزیک، موسیقی، نقاشی و معماری، شاید، اما ادبیات به یقین با مرگ آزادی اندیشه، به هلاکت میرسد.» در عصر ما، آزادی معنوی از دو سوی مورد تهاجم قرار میگیرد؛ از سوی دشمن نظری آن، مدافعان خودکامگی، و از سوی دشمن حقیقی و درجهی یک آن،...
صمد بهرنگی - هر اتفاقی میخواهد بیفتد، هر بلایی میخواهد نازل شود، هر آدمی میخواهد سر کار بیایید، در هر صورت آقای چوخ بختیار عین خیالش نیست، به شرطی که زیانی به او نرسد، کاری به کارش نداشته باشند، چیزی ازش کم نشود. رئیسی خوب است که غیبت او را نادیده بگیرد و تملقهای...
محمد مختاری - چه فرق میکرد زندانی در چشمانداز باشد یا دانشگاهی؟ اگر که رویا تنها احتلامی بود بازیگوشانه تشنج پوستام را که میشنومT سوزن سوزن که میشود کف پا علامتِ این است که چیزی خراب میشود دمی که یک کلمه هم زیادی است درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار سایهی...
احمد شاملو در گُفتگو با ناصر حريری - - بله ظاهرا چيزى به اسم دمكراسى را آزادانه در بازارهاى غرب به مشترى عرضه مىكنند كه گويا نوع امريكاییاش مرغوبتر تلقى شده. پس بگذاريد چند مورد از تجربيات شخصى خودم را براىتان تعريف كنم: در شهر نيويورك محلهيی هست موسوم به...
هما نصیر - رنج به تصویر کشیده میشود؟ شاید بله، حتما خیر! فیلمهایی از سینمای بعد از انقلاب ایران را از منظر کارگری بررسی میکنیم. ابتدا یک درآمد تحلیلی که به طبقهی کارگر در آثار سینمایی میپردازد. ۱----- بیتردید در چند دههی اخیر، رسانههای تصویری به ویژه تلویزیون...