نامهای از یک ورشکسته

 

سمیح ال قاسم، شاعر فلسطینی

ترجمه: ژاله سهند

 

شاید نان روزانهام را اگر شمایان اراده کنید، از دست بدهم

شاید لباسها و تختام  را بفروشم

شاید سنگ تراش، یا باربری شوم

و یا رفتگر خیابانی

شاید که در سرگین حیوانی به دنبال غذا بگردم

شاید بیهوش شوم، بی پوشاک و گرسنه شوم

دشمن روشنایی،

اما من  سازش نخواهم کرد

و تا به آخر

مبارزه خواهم کرد.

 

شاید شمایان آخرین وجب سرزمین مرا به غارت ببرید

شاید شمایان بتوانید جوانی مرا در گودالهای زندان حفر کنید 

آن چه را که پدربزرگم برای من به جا نهاد بدزدید :

مقداری مبلمان و یا لباس و کوزه،

شاید شمایان بتوانید شعرها و کتابهای مرا بسوزانید

شاید شمایان سگ خود را با جسم من سیر نمایید

شاید شمایان کابوس ترور را

بر روستای من بیافکنید

دشمن روشنایی،

اما  من سازش نخواهم کرد    

و تا به آخر مبارزه خواهم کرد.

 

دشمن روشنایی

نشانههای طرب و بشارت

خروش خوشحالی و سرایش

در بنادر هستیت دارند                                                                        

و در افق

بادبانی باد و دریای عمیق  را به جنگ میطلبد

غلبه کرده بر همهی مشکلات

این بازگشت اولیس است

از رودهای گمشده

بازگشت خورشید است

و بازگشت خلع ید شدگان است

و به خاطر آنان است

که قسم میخورم

که سازش نخواهم کرد

و تا به آخر

مبارزه خواهم کرد!